• درباره ما
  • تبلیغات
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • تماس با ما
پایگاه خبری آذرقلم
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
پایگاه خبری آذرقلم
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
صفحه اصلی فرهنگی

یادداشت: محمدحسن چمیده فر

با بهشتیان ...

توسط مدیر سایت
۰۷ مهر ۱۴۰۴
0 0
A A
0
Print This Post

آذرقلم: سی و هفت سال است که می گویند جنگ تمام شده است ، خیلی از بچه های ما اصلا نمی دانند که جنگ چه بود و با ما و زندگی مان، با جوانی و آرزوهای مان چه کرد!

هرچند ، چند ماه پیش تجربه ای ۱۲ روزه با شکلی بسیار مختصر و متفاوت از آن جنگ را دیدند و لمس کردند _ که آرزو می کنم آخرین تجربه زندگی شان باشد _ سی و هفت سال از روزهایی که هر روز در خیابان و کوچه و شهرمان شهیدی را بر دوش می کشیدیم و بخاک می سپردیم و مادری پشت تابوت فرزندش نقل می پاشید گذشته است.

انگار همین دیروز بود مادر شهید حبیب فتح کبیر چه نقلی می پاشید بر سر تابوت پسرش . چند روز نقل ها را از لابلای لباسهایم می یافتم و با هرنقلش می گریستم ، برای حبیب ، برای خودم ،برای نبودنش، برای دعواها و فحش هایش ،برای… حبیب پسر شر و شوری بود که وقتی پشت امامزاده فوتبال می کردیم بی دعوا بازی تمام نمی شد ، عصرها بازی که تمام می شد اکثرمان می رفتیم مسجد آل محمد، نماز و بعد جلسه قرآن و پایگاه، اما او …
یک روز بی مقدمه گفت: خداحافظ و رفت، رفت جبهه و دیگر برنگشت، نامه ای که در آن چند ماه مابین رفتن و پروازش نوشته بود شاید خارق‌العاده ترین متن عرفان عامیانه ای باشد که تاکنون خوانده ام .

« مامان اینجا جای دیگری است، حال و هوایش جور دیگری ست، به بابا بگو نمازم را می خوانم، سروقت … »
«ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها / همان قبیله که بودند غرق پاکی ها / به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند / زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها»
می گویند سالهاست که جنگ تمام شده است ، اما من دیروز میهمان گوشه ای ازین شهر پر زرق و برق غبارآلود! بودم که انگار هنوز خبر پایان جنگ به آنجا نرسیده بود ؛ بوی جنگ ،بوی شهادت ،بوی مردی و بزرگی و بوی درد ، درد … حال و هوای سادگی و یک رنگی تمام محیطش را فرا گرفته بود . مردانی با موهای سفید کرده ، قامت هایی تکیده اما استوار ، دل هایی شکسته اما مملو از مهربانی و عشق ، و بخدا بخدا بخدا سراسر زیبایی و معرفت، چشم های نگران اما معصوم ، و سوال هایی همچنان بی جواب …
شاید مظلوم ترین و بی ادعاترین قسم شهیدان زنده ی بازمانده از یارانشان ، جانبازان اعصاب و روان باشند . مظلومیت در چهره و رفتار و کلام شان موج می زد ، چشمانشان گویاتر از هر چیزی دلم را دیوانه می کرد ، انگار هنوز جنگ در اینجا جاری و ساری ست ، لعنت بر این جنگ ،لعنت بر کاسبان جنگ ،لعنت بر این میراث شوم ! … هر شب ،شب عملیات است و یاحسین رمز حمله برایشان ، موج انفجار ،ترکش های جامانده در سر و صورت و بدنشان ؛ هر زمان که تکانی می خورند این ترکش های لعنتی ، این مردان مرد را از خود بی خود می کند و نیازمند دارو و قرص و هزار کوفت و زهرمار دیگر، دهه ها مصرف این داروهای اعصاب و روان و آرامبخش، قلب و روح و کلیه و معده شان را نابود کرده و ما مدعیان مقاومت و … که تنها هنرمان برگزاری مراسمات و برنامه های مزخرف و بی خاصیت و تکراری ست ، تاب همراهی و تحمل شأن را نداریم !
حاج احمد را که بین این گل ها دیدم چند دقیقه ای در آغوش هم ماندیم ، نه من جرأت گریه داشتم و نه او توان گریه، شاید هم چشمه اشکش خشکیده است! فقط گفت : «چقدر خوب که مرا شناختی حسن!، کاش زود زود بیایی و …»
و آخرین تصویری که از این سفر روحانی و گشت و گذار «با بهشتیان» برایم ماند، این بیت حضرت حافظ بود که بالای تخت حاج علی ، جانبازی که بعد چهار سال اسارت و ترکشی در سر ، زیرش خوابیده بود .
«به رغم مدعیانی که منع عشق کنند / جمال چهره تو حجت موجه ماست»
بخواب مرد ، راحت بخواب که بیرون هیچ خبری نیست, هیچ خبری …
« قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا، وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، امّا، امّا
گِرد بام و درِ من
بی‌ثمر می گردی.
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری ـ باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک! در دلِ من همه کورند و کرند.
دست بردار ازین در وطنِ خویش غریب …
قاصدک! ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می‌گریند »

برچسب ها: آذرقلمجنگ تحمیلیچمیده فر
پست قبلی

رییس شورای اسلامی شهر تبریز تائید داد:

پست‌ بعدی

تراکتور تبریز: 0 _ الوحده امارات : 0

مدیر سایت

مدیر سایت

پست‌ بعدی
سپاهان: ۱ _ تراکتور تبریز: ۲

تراکتور تبریز: 0 _ الوحده امارات : 0

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • پرطرفدار
  • دیدگاه‌ها
  • اخیرا

تراکتور، لیگ برتر را با شکست آغاز کرد/ استارت تلخ در سیرجان

18

آقای خطیبی! بهشت را به بها دهند و نه به بهانه! + جدول

13

تراکتور شانش آورد که شکست نخورد!/ کارصعود به روز آخر کشید

12

آقای وزیر آموزش و پرورش! آزمون دوباره دانش آموزان سمپاد را متوقف کنید!

11

آگهی شهری:

۱۵ تیر ۱۴۰۵

حوادث کارگری:

۱۴ تیر ۱۴۰۵

خاطره وزیر راه از نگاه استراتژیک رهبر شهید انقلاب:

۱۳ تیر ۱۴۰۵

شهری

۱۳ تیر ۱۴۰۵

اخبار اخیر

آگهی شهری:

۱۵ تیر ۱۴۰۵

حوادث کارگری:

۱۴ تیر ۱۴۰۵

خاطره وزیر راه از نگاه استراتژیک رهبر شهید انقلاب:

۱۳ تیر ۱۴۰۵

شهری

۱۳ تیر ۱۴۰۵
پایگاه خبری آذرقلم

پایگاه خبری آذرقلم به عنوان یکی از پایگاه های خبری قدیمی شهر تبریز و یکی از بروزترین پایگاه های خبری در شهر تبریز می باشد. امیدواریم بتوانیم با جذابیت خبری و صراحرت اخباری که داریم پاسخگوی خواسته های شما کاربران عزیز باشیم.

ما را دنبال کنید

مروری بر دسته بندی ها

  • آگهی ها
  • اخبار
  • اخبار اصلی
  • اقتصاد
  • بین الملل
  • تصاویر برگزیده روز
  • تماس باما
  • جامعه
  • حوادث
  • دریاچه ارومیه
  • دسته‌بندی نشده
  • سیاست
  • سیاست
  • شهرستانها
  • شهری
  • طنز و کاریکاتور
  • عناوین مهم
  • فرهنگی
  • گردشگری
  • گزارش
  • گزارش تصویری
  • گلشن راز
  • مصاحبه
  • ورزش
  • یادداشت

آخرین اخبار

آگهی شهری:

۱۵ تیر ۱۴۰۵

حوادث کارگری:

۱۴ تیر ۱۴۰۵
  • درباره ما
  • تبلیغات
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • تماس با ما

© 2023 کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پایگاه خبری آذرقلم می باشد

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها

© 2023 کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پایگاه خبری آذرقلم می باشد

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید