آذرقلم: این روزها اجرای تئاتری با نام «کوراوغلو» در تبریز به یکی از بحثبرانگیزترین رویدادهای فرهنگی شهر تبدیل شده است؛ نمایشی که بهدلیل آنچه «رقص و تکخوانی یک زن» عنوان میشود، در کانون توجه رسانهها، مسئولان و جریانهای مختلف اجتماعی قرار گرفته است.
از یک سو، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی در یک گفتگو اعلام کرده است که برای «رقص و تکخوانی زن» مجوزی صادر نشده و اجرای چنین بخشهایی خارج از چارچوبهای قانونی صورت گرفته است. همزمان، امام جمعه تبریز نیز با هشدار به شهرداری و اداره ارشاد، خواستار مراقبت جدیتر از «خط قرمزهای فرهنگی و شرعی» شده است.در سوی دیگر ماجرا، گرایش های ارزشی، نسبت به آنچه «نفوذ فرهنگ غربی» و «ولنگاری فرهنگی» میدانند، ابراز نگرانی کرده و نسبت به عادیسازی برخی رفتارها در قالب هنر هشدار دادهاند. از نگاه آنان، مرز میان هنر متعهد و تسلیم در برابر الگوهای بیگانه باید شفافتر از همیشه حفظ شود.در این میان، برخی تحلیلها پا را فراتر گذاشته و معتقدند که سازندگان این اثر، با طرح موضوع «رقص و فرهنگ آذربایجان»، صرفاً به دنبال یک پروژه هنری نیستند، بلکه نیمنگاهی نیز به آینده سیاسی و راهیابی به مجلس شورای اسلامی دارند؛ برداشتی که اگرچه قطعی نیست، اما به پیچیدگی فضای پیرامون این اجرا افزوده است.«کوراوغلو» امروز دیگر تنها یک تئاتر نیست؛ به میدان تقابل روایتهای مختلف از «هنر»، «هویت»، «خط قرمز» و حتی «سیاست» تبدیل شده است. پرسش اصلی اینجاست که آیا میتوان به تعادلی رسید که هم حرمت ارزشهای فرهنگی حفظ شود و هم راه نفس هنر بسته نشود؟ شاید پاسخ این سؤال، نه در حذف یکدیگر، که در گفتوگوی صادقانه میان دین، هنر و جامعه نهفته باشد.












جناب آقای صدیق جمالی کارگردان این تئاترهمیشه دنبال حاشیه هستند.
هنرمندان شهرمان بایدشهرمان تبریز را با زبان هنر به دنیاوکشورهای دیگرمعرفی کنند.