آذرقلم: سینه ی سازها هر چند چاک چاک شدند به دست اهریمن و قلب ها شرحه شرحه شدند از جفای دشمنان وطن، اما الهه ی عشق و هنر و معرفت در خون و جان این ملک و ملت هنوز زنده است. شاید غرش سهمگین دیو و دد و گلوله، نوای نشاط را برای چند صباحی خاموش کرد اما این نغمه مهر و شعر و شعور و شهادت هرگز خاموش شدنی نیست. سیم ها هر چند به دست دیوها پاره شدند اما رشته پیوند دوستی این مردم هرگز از هم نگسست که از قضا مستحکم تر شد.
چند صباحی دیگر که چندان دور نیست، آفتاب هنر دیگر بار از مشرق ایران و آذربایجان طلوع می کند. خنیاگران شعر و موسیقی دیگر بار ساز عاشقانه خویش را به وقت نت های ایثار و استقامت کوک می کنند و فاخته وار، حماسه ی شور و شوق و نشاط را بر گلبن گلستان وطن به ندایی خوش و خرم، نغمه خوانی خواهند کرد. 
اشک ها و ماتم ها، هجران و حرمان ها خاطره خواهند شد و راویان گفتار و خنیاگران اشعار از ایثار مردان این دیار فصلی نوین از تاریخ موسیقی این سرزمین را روایت خواهند کرد.
دیر نیست که تبریز هنرخیزِ از عشق لبریز چونان مادری زخم خورده از جور و ظلم بدخواهان، به میزبانی هنرنمایی فرزندان شجاع و خلاق خویش خواهد نشست و شام تار دوری ها به صبح وصال شادی ها پیوند خواهد خورد. با اولین زخمه بر سازِ جوانان عاشق هنر و آینده سازان پرمهر، شور و نشاط و جاودانگی دیگر بار ققنوس وار از زیر خاکستر جور و ظلم و محنت سر برون آورده و سمفونی زیبای وحدت، مقاومت، عشق و شهادت گوش فلک را کر خواهد کرد.
تا کور شود هر آنکه نتوان دید….
#محمدامین_خوش نیت











