یادداشت ورزشی: نادر رحیمی آذر
آذرقلم: قهرمانی قطر در جام ملت های آسیا به رهبری فلیکس سانچز جوان نه فقط توجهات را به خود جلب کرد بلکه تایید چندباره ای بود براهمیت دانش، انگیزه و نیروی جوانی که در تلفیق با بستر، شرایط ،امکانات و مدیریت مناسب می تواند به خلق شاهکارهای برجسته ای منجر گردد. کاری که ژاپنی ها از چند دهه پیش آغاز کردند و نتیجه آن چندین قهرمانی در آسیا و نتایج قابل قبول در جام جهانی بوده است. و فراتر از نتایج، ایجاد زیرساختهایی بوده که تا سالهای سال تضمین کننده موفقیت آنها باشد. اگر ژاپنی ها و قطری ها هم مثل برخی از هواداران فوتبال ما در اندیشه کلیشه ای «تیم بزرگ مربی بزرگ» بودند به این زودی ها نه فقط دستشان به جام نمی رسید که خواب حضور در فینال راهم نمی دیدند. کما اینکه فوتبال ما چندین دهه است که هیچ افتخار درخورتوجه بین المللی چه در عرصه باشگاهی و چه ملی کسب نکرده است.
با دیدن مطلب ارزشمندی در سایت آذرقلم درباره فلیکس سانچز و آکادمی اسپایر، ناخودآگاه به یاد مرحوم واسیلی گوجا افتادم. واسیلی وقتی برای اولین بار به تبریز آمد ۳۶ ساله بود. نه مربی بزرگی بود نه سابقه چندانی داشت. تنها سابقه مربیگری گوجا ۴ سال حضور در جوانان تراکتورول براسوف رومانی بود. اما مربی جوان و باانگیزه ای بود. با دانش روز و اصول حرفه ای فوتبال آشنایی کامل داشت. تقریبا شرایطی مشابه سانچز اسپانیایی. وقتی سانچز مسئولیت آکادمی اسپایر را عهده دار شد تنها ۳۱ سال داشت و سابقه مربیگری وی صرفاً محدود به حضور در جوانان بارسلونا می شد. سالها قطری ها با حوصله به مربی بادانش و جوان خود فرصت دادند امکانات و شرایط را برای او مهیا ساختند تا امروز نخستین میوه های موفقیت رو چیدند. در واقع مزد شجاعت، درایت و اعتماد خود را گرفتند. کاری که به ندرت در فوتبال باشگاهی و ملی ما صورت می گیرد به طوری که حتی اجازه کارکردن به مربیان باسابقه و با تجربه نیز حتی برای چندهفته داده نمی شود چه رسد به مربیان جوان.
جالب اینجاست با یک مقایسه سرانگشتی متوجه خواهیم شد کاری که سانچز برای قطری ها در بیش از یک دهه انجام داده، واسیلی گوجا در عرض یک سال برای ما انجام داد آن هم درکشوری که تازه از جنگ تحمیلی ویرانگر سربرآورده بود و امکانات چندانی هم نداشت. حتی از یک زمین چمن معمولی هم بی بهره بود. اما واسیلی کاری کرد کارستان، تیمی ساخت که بعد از سالها هنوز هم خاطرات بازیهای زیبا و تهاجمی آن در اذهان هواداران زنده است. بازیکنانی را پرورش داد که بعدها در حماسه های بزرگی همچون راهیابی تاریخی به جام جهانی ۹۸ و بازی با آمریکا نقش تعیین کننده ای داشتند. گوجا نه فقط فوتبال آذربایجان که فوتبال ایران را متحول کرد.
تا قبل از حضور گوجا، هواداران تراکتور تنها از پشت دربهای استادیوم می توانستند تمرینات تیم را ببینند اما از آن پس هواداران تراکتور اجازه یافتند که تمرینات را از نزدیک ببینند. مساله ای که به مرور سبب شد رابطه گرمی بین هواداران و باشگاه به وجود آید و حتی پایه های شکل گیری کانون هواداران تراکتورسازی از همان زمان شکل گرفت. در آن روزها مدارس فوتبال همچون امروز گسترش نیافته بودند و به این ترتیب واسیلی صبح ها تمرینات تراکتور را برگزار می کرد و عصرها در زمین های خاکی تبریز به دنبال کشف استعدادهای تازه بود. دستیاران گوجا نیز در محله های دیگر تبریز استعدادها را یکی پس از دیگری پیدا می کردند. قدم بعدی شکل گیری یکی از اولین مدارس فوتبال بود که برای فرزندان کارکنان تراکتورسازی در نظر گرفته شده بود.به مرور تراکتور جدید پوست انداخت به طوری که از ۲۵ بازیکن اصلی و ذخیره این تیم، هر ۲۵ نفر نه تنها آذربایجانی بلکه از شهر تبریز بودند.
اما متاسفانه این روند به دلایل مختلف تداوم پیدا نکرد که اگر ادامه می یافت نه فقط انتظار تیم ملی برای قهرمانی در آسیا به بیش از ۴ دهه نمی رسید بلکه بسیار پیشتر از این تراکتور نه تنها در ایران که در آسیا هم بر جام قهرمانی باشگاهها بوسه می زد. ژاپن و قطر این کار را کردند. بدون شک کشورهایی مثل چین و امارات هم در این مسیر قرار دارند. و شوربختانه ما با استعدادهای انسانی گسترده به دلایل و علل مختلف که در این مبحث نمی گنجد، همچنان در حسرت ایام گذشته ایم. با این حال امروز از فردا و فردا از پس فردا بهتر است. اگر واقعا قصد انجام کاری را داریم.









