[vc_row][vc_column][vc_column_text]آذرقلم: درگیری خونینی که پاییز 1399 (نوامبر2020) به مدت شش هفته بین کشورهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان، دو کشور استقلال یافته از شوروی سابق روی داد، فرصتی بود که دولت های همسایه و در کنار آنها شهرهای بزرگ و تاثیرگذار منطقه، با توجه به مراودات غیردولتی و بر اساس دیپلماسی بین شهری خود به این تخاصم خونین پایان دهند.
منطقه «قره باغ» در تلفظ آذربایجانی ها و «آرتساخ» به تعبیر ارمنی ها که در جریان جنگ خونین در طی سال های 1988 تا 1991 به تصرف ارمنستان درآمد، زمینه جنگ خونین شش هفته ای دیگری بین دو کشور مسلمان و ارمنی گردید. ترکش های این جنگ، حتی شهرها و روستاهای مرزی ایران واقع در نوار جنوبی رود «ارس» را هم بی نصیب نگذاشت. تا جائی که مقامات سیاسی و نظامی دولت مرکزی و استانهای مرزی ایران را به واکنش وا داشت. در این شرایط خاص سیاسی –نظامی، حتی شهروندان و روستائیان آذربایجان شرقی، به نیت تماشای راکت پراکنی و موشک باران طرفین، به حاشیه کنار رود ارس و ارتفاعات مشرف به میدان جنگ آمده و شاهد جنگ و نبرد خانه به خانه از فاصله ای چند کیلومتری بودند. به تماشا نشستن جنگ، با توجه به احتمال برخورد ترکش جنگ، در جهان بی سابقه است. تنها یک دلیل موجه می توان برای این علاقه نام برد و آن انگیزه ای قومی و مناسبات تاریخی و فرهنگی است. چه، مردم آذربایجان، با چنین رویدادی بیگانه نبودند. در دهه ی 1990 و بعد از فروپاشی شوروی سابق و استقلال جمهوری آذربایجان از اتحاد جماهیر شوروی، خانواده های آذربایجانی دو سوی ارس، به کنار این رود مرزی آمدند و از فاصله ای نسبتا نزدیک، با یکدیگر احوالپرسی کردند و بعدها، زمینه رفت و آمدهای خانوادگی، تجارت، توریسم و توسعه شهری نیز فراهم شد.
در حوادث مربوط به پاییز سال 1399 نیز، آذربایجانی های ایران، با یادآوری همان صحنه های تاریخی و علقه های فرهنگی و خانوادگی و به جانبداری از عملیات نظامی باکو برای آزادسازی اراضی اشغال شده در مناقشه دهه 1990 میلادی به تماشای این مخاصمه نشستند.
اما موضوع به همین جا ختم نمی شود، برای اینکه با اطلاع از این علاقه شهروندی بین مردم جمهوری آذربایجان در آنسوی ارس و شهروندان آذربایجان در این سوی ارس می توان الگوی مناسبت تری را برای تحکیم روابط بین دو ملت و تقویت «دیپلماسی شهری» ترسیم کرد. هر چند جنگ و تخاصم و کشت و کشتار در هر شکل آن منفور و غیرانسانی است اما این مناقشه، فرصتی برای بازخوانی، رصد وضعیت روابط دیپلماتیک دو ملت و در نهایت تقویت و توسعه دیپلماسی شهری تبریز – باکو فراهم کرده است.
«دیپلماسی شهری» به عنوان ابزاری سیاسی – فرهنگی تلقی می شود که در جهان امروزی، اغلب نظام های سیاسی و دولت ها، تلاش می کنند با توسعه این نوع دیپلماسی بین یک یا چند شهر خاص در قلمرو جغرافیایی خود با شهرهای کشورهای دوست که دارای اشتراکات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بیشتری هستند، نمود سیاسی، اقتدار منطقه ای و ارتباطات بین المللی خود را نیز تقویت کنند.
دیپلماسی شهری، بخشی از دیپلماسی عمومی است که در مقابل دیپلماسی سنتی قرار دارد. تفاوت بین دیپلماسی شهری و رسمی این است که دیپلماسی شهری یک هنر است و مهم تر از آن کاربردی است و نیاز سروکار این نوع از دیپلماسی با مردم است (موسوی شفایی،1389)
سیاست «دیپلماسی شهری» (Urban Diplomacy) با تمرکز بر شش «مضمون – راهبرد» این هدف را بحث می کند. این ها عبارتند از: امنیت شهری، توسعه ی شهری، اقتصاد شهری، شبکه شهری، نمایندگی شهری و فرهنگ شهری (Pluijm 2007)
با توجه به خواهرخواندگی تبریز – باکو و علاقه مردم و حکمرانان این دو شهر برای توسعه روابط می توان شش بُعد و رویه ی تشکیل دهنده «دیپلماسی شهری» را برای این رویداد مورد کنکاش قرار داد.
1) امنیت شهری:
جنگ، حد و مرز نمی شناسد. گلوله ها، موشک ها و ترکش ها هم عقل و شعور ندارند و چنانچه از کنترل و هدایت شلیک کننده، خارج شوند در بیرون از حلقه میدان جنگ و در خارج از شعاع درگیری، امنیت بقیه شهرها و غیرنظامیان را نیز به مخاطره اندازند. از طرفی، وقوع هر منازعه و جنگ، ناخواسته امنیت همه شهروندان را تهدید می کند. بدیهی است که نبرد در خط مرزی ارمنستان و جمهوری آذربایجان، می توانست امنیت شهروندان باکو را هم تهدید کند. در همان روزهای آغازین جنگ باکو – ایروان، دولت مرکزی ایران و همچنین، مدیریت سیاسی شهر تبریز، نسبت به این جنگ واکنش نشان داد و با محکوم کردن منازعه خونین، طرفین را به آرامش و خویشتن داری دعوت کردند.
در روزهای بعد اما، لشکر مکانیزه و نیروهای نظامی ایران در مرز تقویت شد و مردم آذربایجان ایران و به ویژه شهرهای تبریز، ارومیه و اردبیل به عنوان سه شهر مرکزی استانهای ترک نشین، حمایت خود را از باکو اعلام کرده و نسبت به نیروهای جمهوری آذربایجان اعلام وفاداری کردند.
هر چند به دنبال این رویداد، توان و استعداد نظامی و زرهی ایران در مرزها تقویت شد اما هدف و نیت، دخالت در جنگ نبود. آنها هرگز، برای تامین و تقویت امنیت باکو، وارد جنگ نشدند و بیشتر از جنبه ی احتیاطی و مقابله با خطرات احتمالی صف آرایی کردند. اما به هر حال همین آرایش و رزمایش نظامی ایران (تبریز) و حمایت و امیدبخشی تبریزی ها به باکو، سبب افزایش روحیه سربازان باکو گردید. کما اینکه دولت ترکیه و آنکارا (دیگر هم پیمان جمهوری آذربایجان و خواهر خوانده باکو) هم با حمایت قاطع لفظی و پشتیبانی خود از اقدامات و تصمیمات دولت باکو سبب روحیه بخشی آنها گردید.
دیپلماسی فعال «تبریز – باکو» می تواند سبب تقویت امنیت شهری باکو در این مناقشه چند ماهه و بعد از آن باشد.
2) توسعه شهری:
با توجه به جنگ و درگیری چند هفته ای، بخش هایی از باکو و شهرها و روستاهای اطراف، هدف گلوله باران ارمنستان قرار گرفت و ویرانی هایی را به بار آورد. تبریز می تواند با مدیریت شایسته، در توسعه و نوسازی مناطق آسیب دیده به صورت فعالانه وارد عمل شود.
کمک های شهرها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
1- کمک به توسعه انسانی
2- کمک توسعه ای در زمان های اضطراری (جمالی نژاد – دیپلماسی شهری1392)
نقش آفرینی تبریز در جریان مناقشه قره باغ را می توان در زیر مجموعه کمک های توسعه ای در زمان های اضطراری دانست.
هر چند در این موضوع بیشتر ارتباط دیپلماتیک شهرهای درگیر (باکو – ایروان) مدنظر است اما می توان در الگوی جدید، از ضلع سوم یک مثلث (تبریز) بهره برد و نقش آفرینی تبریز، آنکارا و حتی مسکو برای بازسازی و توسعه شهرهای آسیب دیده از جنگ (باکو، ایروان و قره باغ و….) را مورد تاکید قرار داد.
تکمیل و بهره برداری از سد خداآفرین مهمترین فرصت برای بخش خصوصی ایران است. عملیات اجرایی احداث این سد در سال ۲۰۰۸ شروع شد و ایران هزینه آن را پرداخت کرد ولی برای این که جمهوری ایران رسما قره باغ را بخشی از خاک جمهوری آذربایجان می دانست، دولت ایران برای ساخت سد خدا آفرین موافقت دولت آذربایجان را گرفت. ولی در عمل با وجود صرف هزینه های مالی، هیچ اتفاقی نیفتاد و این سد تکمیل و بهره برداری نشد. اما اکنون حاکمیت این منطقه از دست ارامنه خارج شده و باکو، تصمیم گیر اصلی است. بهره برداری از این سد، به نفع آبیاری و کشاورزی و نیز تولید برق دو سوی ارس خواهد بود. در واقع، سرمایه ای که ۱۰ الی ۱۲ سال در آنجا راکد و بی استفاده مانده بود بعد از رویدادهای منطقه ای می تواند به استفاده بالفعل برسد.
3) اقتصاد شهری:
اقتصاد آسیب دیده از جنگ باید بعد از پایان جنگ ترمیم و بازسازی شود. برای توسعه اقتصادی و تقویت روابط اقتصادی بین دو شهر مانند تبریز – باکو، دو راه را می توان در نظر گرفت:
1) جذب گردشگر توسط شرکت ها و سازمان های بین المللی
2) صدور خدمات نوین و دانش تخصصی (جمالی نژاد 1392)
با توجه به شیوع ویروس مرگبار کرونا، عملاً راهکار اول، کارآیی خود را در چنین شرایطی از دست می دهد. اما شرکت ها و سازمانها و کنسرسیوم های بین المللی می توانند با صدور خدمات و دانش های تخصصی در زمینه های مختلف، در رونق دوباره اقتصادی باکو نقش آفرینی کنند.
مصالح و خدمات فنی مربوط به حوزه ساختمان، بخش مهمی از صادرات ایران و استان آذربایجان شرقی و تبریز به جمهوری آذربایجان را تشکیل می دهند. مصالح ساختمانی، سیمان، میل گرد، فولاد و خیلی چیزها و خدمات فنی و مهندسی دیگر. تصاویر مناطق آزاد شده اطراف قره باغ نشان می دهد که خیلی از آن ها ویرانه و توسعه نیافته هستند و نیاز به بازسازی جدی دارند. این موضوع فرصت خوبی برای بخش خصوصی ماست تا با حضور فعال و علمی و منطقی و حساب شده ، هم در افزایش سرمایه های اقتصادی و بازاریابی فعالیت کنند و هم اینکه از آبرو و اعتبار حاکمیت مرکزی ایران صیانت کنند. تبریز، اردبیل و ارومیه با توجه به بعد مسافت اندک خود با جمهوری آذربایجان و شهر باکو می توانند وسایل و تجهیزات و نیروی انسانی خود را به منطقه منتقل کنند و با توجه به رکود بازار مسکن در داخل کشور می توان از فرصت ایجاد شده در آنسوی مرزها استفاده کرد.
4) فرهنگ شهری:
فرهنگ در دیپلماسی شهرها، عنصر مهمی به شمار می آید. روابط فرهنگی بین دو شهر می تواند نشأت گرفته از مبادله هنجارها و ارزش های مشترک باشد که در نهایت منجر به همگرایی مردمان این دو شهر و حتی سیاست های فرهنگی دو ملت شود.
اعلام حمایت مردم، رسانه ها و ارگانهای مذهبی، فکری و فرهنگی تبریز از باکو درجریان مناقشه قره باغ، بسترهای لازم برای توسعه روابط فرهنگی زیر سایه دیپلماسی شهری را هموار می کند. حسن اعتماد مردم باکو و مدیریت سیاسی و شهری باکو نسبت به موضع گیری مدیریت شهری و سیاسی تبریز و مردم آن، زمینه ساز تقویت روابط فرهنگی و نزدیکی و همگرایی بیشتر دو شهر گردد.
خواهرخواندگی دو شهر تبریز و باکو می تواند بر تقویت این بعد از ابعاد هفتگانه دیپلماسی شهری بسیار موثر باشد.
اقوام و ملت های منطقه قفقاز هم باید دوباره به هم نزدیک شوند و نباید متعصبین قومی میدان دار این قضیه باشند. باید ضمن تاکید بر مشترکات، یعنی رسم و رسوم ها، پیوندهای تاریخی، سینما، تئاتر و موسیقی به همگرایی منطقه کمک کرد. به نظر می رسد با تقویت حوزه های فرهنگی و اجتماعی بین تبریز و باکو بتوان منطقه را از این شرایط سخت و بی ثبات عبور داد.
5) شبکه های شهری:
همکاری بین المللی بین شهرها و نقش آفرینی دیپلمات های شهری، برای توسعه شبکه های شهری را نباید از نظر دور داشت. در جریان مناقشه قره باغ شبکه های شهری باکو و حومه آن دچار خسارت گردید. این شبکه های شهری می تواند از شبکه راه های مواصلاتی تا شبکه های خدماتی و مخابراتی را در برگیرد. توانمندی تبریز در این حوزه فرصت مغتنمی است که با حضور گسترده در باکو، نسبت به بازسازی و بهسازی همه این شبکه ها اقدام نماید.
منافع مشترک همه که می توان بدون اصطکاک سیاسی آن را پیش برد توسعه شبکه ریلی و شبکه ارتباطی است که شش کشور منطقه قفقاز یعنی: ترکیه، ایران، روسیه، ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان باید در آن سهیم شوند. تردیدی نیست که جریان حمل بار و مسافر می تواند منطقه را به هم نزدیک کرده و زمینه را برای تقویت دیپلماسی عمومی و مراودات سیاسی دوستانه هموار کند.
ایجاد یک شبکه ریلی می تواند همکاری های شش جانبه را افزایش دهد. محور اصلی بحث این است که راه آهن دوران شوروی در منطقه قفقاز احیاء شود. راه آهنی که بخش مهمی از آن در جنگ اول قره باغ از بین رفت. این مسیر ریلی از جمهوری نخجوان شروع شده و بعد از عبور از مناطق تازه آزاد شده تا باکو امتداد یافته و به روسیه می رسد. راه آهن آذربایجان شرقی را می توان به این شبکه ریلی منطقه ای متصل کرد. این امر ضریب امنیت کشورهای منطقه و ضریب امنیت اقتصادی فعالین اقتصادی دو سوی مرز را بالا می برد.
6) نمایندگی شهری:
موضع گیری دولت مرکزی ایران نسبت به مناقشه باکو – ایروان در روزهای نخست جنگ، با تردید و محتاطانه بود، تبریز و مدیریت سیاسی و شهری آن نیز با تاخیر همین رویکرد را دنبال می کرد. اما در ادامه جنگ، نگاه دولت مرکزی و به تبع آن مدیریت شهری تبریز نسبت به این رویداد نیز تغییر کرده و به سوی حمایت از باکو چرخید. هر چند که حمایت قاطع و قاطبه ی مردم شهرهای تبریز، اردبیل و ارومیه (سه مرکز استان ترک نشین ایران) به خاطر حضور فعال و گسترده در شبکه های مجازی محسوس و مشهود بود.
ورود تبریز به ماجرای جنگ قره باغ، نه به صورت فیزیکی و نظامی بلکه بیشتر به صورت رسانه ای و با هدف بازنمایی علل و عوامل اختلاف بین باکو – ایروان بود. رسانه های فعال در منطقه آذربایجان ایران، در خلال این جنگ، ضمن اشاره به پیشینه اختلاف مرزی دو کشور درگیر و حوادث و رویدادهای تاریخی یکصد سال گذشته، منطقه «قره باغ» را بخشی از خاک اسلام دانسته و آن را متعلق به جمهوری آذربایجان معرفی می کردند. واکنش های صورت گرفته در ایران و تبریز و فعالیت رسانه ای، خبری ، فکری و ایدیولوژیکی پیگیری شده در تبریز در جریان این مناقشه، به بازنمایی سیاسی از علل جنگ و مالکیت باکو بر قره باغ خیلی کمک کرد. بُعد نمایندگی دیپلماسی شهری بین تبریز – باکو، در جریان این جنگ، به طور آشکار، قدرتمندانه و در سطح بین المللی خود را نشان داد.
بدین ترتیب، در کنار شش بُعد از دیپلماسی شهری بین تبریز – باکو با توجه به ظرفیت خواهرخواندگی این دو، و روابط تاریخی – سنتی – فرهنگی مترتب بر فرهنگ، آداب و رسوم مردمان دو شهر (باکو – تبریز) می توان چنین نتیجه گرفت که در حین یک رویداد غیرمترقبه مانند جنگ، سیل، زلزله، بحران های زیست محیطی و … مردم دو شهر که زیرپرچم دولت های مرکزی متفاوتی هستند می توانند با تقویت زیرساخت ها و بسترهای دیپلماسی شهری، بیش از گذشته و بیش از سایر شهرها ایفای نقش کنند.
نگارنده: محمد امین خوش نیت (دانشجوی دکتری علوم ارتباطات)
منابع:
_ جمالی نژاد، مهدی (1392)، دیپلماسی شهری
_ خبرگزاری خبرآنلاین، مصاحبه با دکتر ولی کالجی، 12/11/1399[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]










