• درباره ما
  • تبلیغات
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • تماس با ما
پایگاه خبری آذرقلم
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
پایگاه خبری آذرقلم
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
صفحه اصلی اخبار

مصاحبه با پدر شهید سانحه هوایی تبریز در سالگرد شهادتش:

پرواز ابدی «پرویز»!

توسط مدیر سایت
۰۲ اسفند ۱۴۰۳
0 0
A A
2
Print This Post

مصاحبه از : فریبا وحید مهدی نیا
آذرقلم: دوم اسفندماه، سالگرد سانحه هوایی سقوط یک جنگنده اف 5 در شهر تبریز است. حادثه ای که با رشادت و ایثار خلبان و کمک خلبان این جنگنده و به خاطر جلوگیری از سقوط جنگنده در یک منطقه مسکونی و شهادت تعداد زیادی از شهروندان عزیز، آنها موفق شدند هواپیما را به حاشیه شهر و یک منطقه تقریبا غیرمسکونی و کم جمعیت کشانده و خود نیز در این حادثه، مظلومانه به شهادت رسیدند.
به گزارش اختصاصی آذرقلم، در این حادثه غیر از دو خلبان هواپیما، یک شهروند عزیز حاضر در صحنه نیز جان خود را از دست داده به شهادت رسید. «شهید پرویز حبیبی». در دومین سالگرد آن سانحه با پیرمردی آشنا شدیم که در غم فراق پسر جوانش تکیده شده و هنوز که هنوز است با خاطرات شیرین پسرش زندگی می کند. او به قدری وابسته و شیفته فرزندش است که با عبارت زیبایی از این شهید یاد می کند: «پرواز پرویز»!
با او در محل کارش در بازار فرش تبریز به گفتگو نشستیم. او یک رفوگر ماهر و فعال حوزه هنر فرش است و ده ها سال است که با عشق و علاقه به این کار ادامه می دهد.
«ابراهیم حبیبی» پیرمردی است که حالا با داشتن بیش از 75 سال سن، همچنان عاشقانه نخ و دفه و قیچی به دست گرفته و هنر _ صنعت فرش تبریز را پشتیبانی می کند. او حالا بعد از شش دهه حضور در کار رفوگری و شانه زنی، استاد کار تمام این حرفه در آذربایجان به شمار می آید. با او در بازار بزرگ فرش تبریز و در راسته مظفریه قرار مصاحبه گذاشتیم.

حاج آقا حبیبی! سالگرد شهادت فرزند برومندتان را تسلیت می گوئیم. در روز حادثه شما کجا بودید؟
ممنونم از حضور شما و تسلیت تان. امیدوارم خدا همه ما را با شهدا محشور بکنه.
آن روز من سر کارم بودم. در همین بازار تبریز. نیم دانم چرا ولی از صبح حالم دگرگون بود. حس عجیبی داشتم. نوعی نگرانی و دلهره. گاهی فکر می کردم حتما داروها و قرص هایم را نخورده ام. اما وقتی دقت می کردم یادم می افتاد که نه. خورده ام. قبل از ظهر روز دوم اسفندماه سال 1400 بود. اول صدای گوشخراش پرواز یک هواپیما را شنیدیم. توجه نکردم. گفتم شاید مانور نظامی است. اما مدتی بعد ، در بازار خبر پیچید که یک جنگنده در تبریز سقوط کرده است. اصلا به ذهنم خطور نکرد که ممکن است یک طرف این حادثه تاسف بار، خانواده من باشد. اما چند لحظه بعد اوضاع تغییر کرد.

خبر شهادت پسرتان را چطور و کجا شنیدید؟

با برادرم در بازار همکار هستیم. او سراغ من آمد و با نگرانی بهم گفت: پرویز تصادف کرده و حالش خوب نیست. یک سر بیا برویم خانه. سریع با خانه تماس گرفتم و گفتم چی شده ؟ ولی از صدای پشت گوشی معلوم بود اتفاق ناگواری افتاده. به حدس و گمان خودم اعتماد نکردم و سریع به سمت خونه رفتیم و توی راه داشتم فکر می کردم کاش تصادف شدید نباشه و پرویز سالم باشه.

وقتی به محله و جلوی خانه تان رسیدید چی دیدید، چه حس و حالی داشتید؟
به محله مان که رسیدم جلوی مجتمع خیلی شلوغ بود . از یکی از آنها پرسیدم جریان چیه؟ همه سرشان را تکان میدادند و کسی حرفی نمی زد. گاهی حدس هایی می زدم ولی نمی تونستم و نمی خواستم باور کنم.
هر کسی که می آمد تسلیت می گفت من جوابش می گفتم بیمارستانه و حالش خوب میشه !
دیگه حالم دست خودم نبود. هیچ کسی را نمی شناختم نه چیزی می دیدم و نه می شنیدم. انگار همه غریبه بودند توان بالا رفتن از پله ها را نداشتم. صدای گریه و شیون را از خانه که شنیدم به خودم نهیب زدم که خانم ها همیشه بزرگ می کنند ماجراهای کوچک را. بیرون را نگاه می کردم شاید کسی خبری بیاورد از زنده بودنش. تا اینکه کم کم باورم شد که «پرویز» فوت کرده است.

از مسئولان شهر کسی برای دیدارتان آمدند؟

بله. امام جمعه تبریز و استاندار فقید  سردار خرم تشریف آوردند و تسلی خاطر شدند. دیگه قبول کردم که پسرم «پرویز» پرواز ابدی خود را آغاز کرده است.
از پسرتان بفرمائید و اگر خاطره ای در ذهن تان هست:
پرویز اولین پسرم و فرزند ارشد من بود. اون همیشه اهل کمک رسانی به مردم بود و هر کاری از دستش بر می اومد برای ما و دوستانش انجام می داد. خیلی به ائمه معصومین ارادت خاص داشت. یکی از دوستانش که خادم امام رضا بود تعریف می کرد: یک روز پرویز اومد پیش من و گفت اجازه بده من هم یکبار لباس خادمی امام رضا(ع) را بپوشم! بعد از پوشیدن لباس گریه کرد و گفت: من از امام رضا حاجتی دارم اینکه خادم درگاهش باشم!
در زمان اوج گیری کرونا در زمینه تهیه مایحتاج نیازمندان فعالیت داشت. با خیریه ها خیلی همکاری و حتی ارتباط پنهانی داشت. رابطه اش با من و مادرش هم خاص بود هم از جهت مالی کمک احوال ما بود و هم همیشه به کارهای من و مادرش رسیدگی می کرد. همیشه پیگیر سلامتی ما بود و ما رو دکتر می برد و زمان مصرف دارو رو به ما یاد آوری می کرد. با تنها پسرش رابطه خیلی خوبی داشت یعنی رابطه پدر و پسری نبود مثل دو تا دوست بودن همه جا با هم می رفتند… الان من مانده ام و نگاه های نگران و منتظر نوه ام و حسرت دیدار دوباره!

برای فرزند شهیدتان علو درجات و برای شما و خانوده محترمتان صبر و بردباری مسئلت می کنیم. همچنین در این شغل شریف و هنرمندانه تان آرزوی موفقیت و سربلندی داریم.
من هم از شما تشکر می کنم.

برچسب ها: سقوط هواپیماشهیدمصاحبه
پست قبلی

دیپلماسی تهران – باکو فعال شد:

پست‌ بعدی

معاون سیاسی استانداری آذربایجان‌شرقی:

مدیر سایت

مدیر سایت

پست‌ بعدی
شورا و شهرداری:

معاون سیاسی استانداری آذربایجان‌شرقی:

دیدگاه‌ها ۲

  1. وحیدی می گوید:
    2 سال پیش

    گزارش تکان دهنده ای بود

    Reply
  2. سعیده می گوید:
    2 سال پیش

    خدا به این پدر صبر بده خیلی سخته از دست دادن عزیز

    Reply

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • پرطرفدار
  • دیدگاه‌ها
  • اخیرا

تراکتور، لیگ برتر را با شکست آغاز کرد/ استارت تلخ در سیرجان

18

آقای خطیبی! بهشت را به بها دهند و نه به بهانه! + جدول

13

تراکتور شانش آورد که شکست نخورد!/ کارصعود به روز آخر کشید

12

آقای وزیر آموزش و پرورش! آزمون دوباره دانش آموزان سمپاد را متوقف کنید!

11

آگهی شهری:

۱۵ تیر ۱۴۰۵

حوادث کارگری:

۱۴ تیر ۱۴۰۵

خاطره وزیر راه از نگاه استراتژیک رهبر شهید انقلاب:

۱۳ تیر ۱۴۰۵

شهری

۱۳ تیر ۱۴۰۵

اخبار اخیر

آگهی شهری:

۱۵ تیر ۱۴۰۵

حوادث کارگری:

۱۴ تیر ۱۴۰۵

خاطره وزیر راه از نگاه استراتژیک رهبر شهید انقلاب:

۱۳ تیر ۱۴۰۵

شهری

۱۳ تیر ۱۴۰۵
پایگاه خبری آذرقلم

پایگاه خبری آذرقلم به عنوان یکی از پایگاه های خبری قدیمی شهر تبریز و یکی از بروزترین پایگاه های خبری در شهر تبریز می باشد. امیدواریم بتوانیم با جذابیت خبری و صراحرت اخباری که داریم پاسخگوی خواسته های شما کاربران عزیز باشیم.

ما را دنبال کنید

مروری بر دسته بندی ها

  • آگهی ها
  • اخبار
  • اخبار اصلی
  • اقتصاد
  • بین الملل
  • تصاویر برگزیده روز
  • تماس باما
  • جامعه
  • حوادث
  • دریاچه ارومیه
  • دسته‌بندی نشده
  • سیاست
  • سیاست
  • شهرستانها
  • شهری
  • طنز و کاریکاتور
  • عناوین مهم
  • فرهنگی
  • گردشگری
  • گزارش
  • گزارش تصویری
  • گلشن راز
  • مصاحبه
  • ورزش
  • یادداشت

آخرین اخبار

آگهی شهری:

۱۵ تیر ۱۴۰۵

حوادث کارگری:

۱۴ تیر ۱۴۰۵
  • درباره ما
  • تبلیغات
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • تماس با ما

© 2023 کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پایگاه خبری آذرقلم می باشد

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها

© 2023 کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پایگاه خبری آذرقلم می باشد

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید