• درباره ما
  • تبلیغات
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • تماس با ما
پایگاه خبری آذرقلم
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
پایگاه خبری آذرقلم
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
صفحه اصلی جامعه

کودکان قربانی دو پرونده جنایی؛ بر سر کودکان میترا استاد و لاله سحرخیزان چه آمد؟

توسط admin
۱۰ خرداد ۱۳۹۸
0 0
A A
0
Print This Post
قربانی‌شدن در۲پرونده؛چه بر سر کودکان میترا استاد و لاله سحرخیزان آمد؟

آذرقلم: دو پرونده قتل، هر دو قربانی زن، حضور کودکان بر بالین خونین مادر به قتل رسیده، نکته مشترک هر دو پرونده است. پرونده قتل لاله سحرخیزان که با حضور پسر نوجوان او بر بالین کاردآجین مادر شروع شد و پرونده قتل میترا استاد که با مشاهده جسد گلوله خورده همسر محمدعلی نجفی توسط کودکش، سرخط اخبار قرار گرفت.

 به گزارش آذرقلم، قتل هایی مشکوک، با قربانیانی که زنان خانه دار بودند، با شباهت های زیادی که در آن، همسر مقتوله، دارای دو همسر است و فردی بسیار مشهور، یکی پرونده قتل لاله سحرخیزان، همسر ناصر محمدخانی، فوتبالیست معروف سالیان پیش در سال ۸۱ و دیگری پرونده قتل میترا استاد، همسر محمدعلی نجفی، شهردار اسبق تهران که چند روزی است فضای رسانه ای کشور را تحت تاثیر خود قرار داده است.

در هر دو این پرونده ها، پیش از رسیدن پلیس، کودکان بر بالین مقتوله حاضر شده اند و دیده اند آنچه نباید ببینند. کودکانی که قربانی خشونت قرار گرفته اند و اثرات دیدن صحنه دلخراش پیکر غرق در خون مادر، سالها شاید تا پایان عمر با آنها خواهد ماند.

شاهدی بر بالین مادر؛ کشف جسد لاله سحرخیزان
در پرونده بسیار مشهور قتل لاله سحرخیزان که در ۱۷ مهر ۱۳۸۱ با کشف جسد او آغاز شد، شاهد اول ماجرا، یک کودک است. پسر لاله سحرخیزان و ناصر محمدخانی که از مدرسه آمد و با جنازه مادر روبرو شد.

در آن پرونده، خدیجه جاهد، معروف به شهلا، همسر موقت ناصر محمدخانی به اتهام قتل لاله سحرخیزان، همسر دائم محمدخانی، در خانه‌ای واقع در میدان کتابی تهران، محاکمه شد. شرح محاکمه او بسیار طولانی و البته خواندنی است و در نهایت شهلا به قصاص محکوم و بامداد ۱۰ آذر ۱۳۸۹ در زندان اوین به دار آویخته شد.

ولی کمتر کسی در پرونده پرپیچ و خم این قتل مشکوک، به شاهد اول اعتنایی کرد.علی محمدخانی، پسر ناصر محمدخانی که پس از قتل مادر به قطر رفت و چند سالی دور از ایران و شر و شورش بود. روایت علی محمدخانی از دیدن جنازه خونین مادر، بسیار دلخراش است. او در هنگام قتل مادر و کشف جنازه، ۱۳ سال بیشتر نداشت.

۱۲ سال پس از دیدن جنازه مادر، علی محمدخانی در مقابل خبرنگار یک هفته نامه ورزشی، ناگفته هایی از تجربه دلخراش زندگی خود بیان کرد. او گفت: آن سال کلاس اول راهنمایی بودم. قرار بود که من آن روز مدرسه نروم. شب قبل از حادثه، خاله مهنوش و خاله ساغر با بچه‌هایشان خانه ما بودند. قرار بود فردایش برویم بیرون. من هم آن روز کمی کسل بودم. حالم خوب نبود. نمی‌خواستم بروم مدرسه. مامان گفت برو زود می‌آیم دنبالت که برویم بیرون. همه بچه‌ها هم رفتند مدرسه. من هم آخرش گفتم اشکالی ندارد، می‌روم. اتفاقا همان روز بود که من دوباره در تیم منتخب تهران قبول شدم. خوشحال آمدم خانه و گفتم مامان را سورپرایز کنم که دیدم یکی جلوتر از من زندگی‌ام را سورپرایز کرده است.

علی درباره اتفاقی که آن روز شاهدش بوده می گوید: من اولین نفر بودم که وارد خانه شدم. کلید داشتم ولی کلیدم داخل قفل نمی‌رفت. من همیشه شب‌ها پنجره را باز می‌گذاشتم. حدود یک ساعت جلوی در بودم، هرچه در می‌زدم، کسی در را باز نمی‌کرد. کیفم را گذاشتم و از لبه دیوار بالا رفتم و از پنجره اتاقم وارد خانه شدم. رفتم اتاق خودم دیدم خانه ریخت و پاش است. چیزی نفهمیدم. فکر کردم خدمتکارمان آمده است. بعد مادرم را صدا کردم، دیدم فایده ندارد، کسی جوابم را نمی‌دهد. رفتم سمت اتاق اسباب بازی‌ها. بعد رفتم به سمت تراس. دیدم ریخت و پاش است. یک سیگار هم کف تراس افتاده بود. فکر کردم نه مامان سیگاری است نه خدمتکارمان، پس سیگار برای چی اینجاست؟ یک کم ترسیدم. بعدش برگشتم دیدم مامانم توی راهرو افتاده است. با یک چیزی رویش را پوشانده بودند. اول چیزی نفهمیدم. بعدا که برگشتم تازه خون را دیدم. آن موقع تازه متوجه شدم.

علی می گوید بعد از دیدن جنازه، به فکر پلیس افتاده است: نشستم تلفن را برداشتم زنگ زدم ۱۱۰. یک خانمی گوشی را برداشت. گفتم که این اتفاق افتاده است، گوشی را گذاشت. احتمالا فکر کرد شوخی می‌کنم. از آنجا به بعد همه اتفاقات شروع شد.

تجربه ویرانگر کودکی که بر بالین خونین مادر حاضر شده، به اندازه ای تکان دهنده و دردناک است که به روایت خبرنگاری که این سطور را نوشته، علی پس از گفتن این جملات، بعد از ۱۲ سال که از آن حادثه می گذرد، متاثر می شود و دقایقی گفتگویشان قطع می شود.

این الگو اما در پرونده مشابهی که این روزها در جریان است، به شکل دیگری است.

مهیار، شاهدی بر جنازه میترا
میترا استاد، همسر محمدعلی نجفی، قبلا ازدواج کرده بود و پسری ۱۳ ساله به نام مهیار داشت. انتشار کامل و بدون پوشاندن چهره فرزند او مهیار پس از ماجرای قتل تاسف برانگیز میترا، در بسیاری از رسانه ها آغاز شد. تصاویر خانوادگی نجفی با میترا و مهیار همه جای شبکه های اجتماعی به چشم می خورد، عکس آنها با حضور مهیار در سفر به کاشان، عکس آنها با مهیار در سفر به مشهد و حتی یکی از تاسف برانگیزترین بخش ماجرا، مصاحبه کامل یک رسانه دولتی با مهیار و انتشار تصویر کامل او در قابی بزرگ، انگار از یاد برده اند پسری که در مقابل آنهاست و تازه خط بر چهره ای دمیده، یک بچه ۱۳ ساله است که با تمام معیارهای ایرانی، اسلامی، شرعی، بین المللی و حتی عرفی، یک کودک محسوب می شود.Image result for ‫پسر میترا‬‎

این که رسانه ها کودکی را وادارند درباره مسایل ریز و درشت خانوادگی اش، روابط میان مادرش با همسر دوم آن زن که پدر مهیار نیست و از نجفی به عنوان «شوهر مادرم» یاد می کند، اقدام نادرست و غیرحرفه‌ای است.

آن چنان ذهن این کودک به هم ریخته است که در جایی می گوید نجفی انگشت او را در درگیری خانوادگی شکسته و در جای دیگر، شاهد دیگری (دختر نجفی) می گوید دست او در مدرسه شکسته است. علت این پریشان گویی هر چه که هست، رسانه ها به آن دامن زده اند و از کودکی معصوم که قربانی خشونت شده، چهره ای متفاوت برای مخاطبان خود می سازند.

روایت‌هایی از مواجهه با جسد خونین
این کودک در مقابل میکروفن خبرنگاران روایتی مشابه علی محمدخانی در کشف جسد مادر دارد. روایتی از کشف جسد میترا استاد می گوید پس از قتل میترا، دختر و داماد محمد علی نجفی به خانه میترا استاد رفته و با توجه به در اختیار داشتن کلید خانه وارد ساختمان شده که با جسد خونین میترا در داخل وان حمام خانه روبرو شده اند و در ادامه مهیار، پسر میترا استاد که از مدرسه به خانه می آید متوجه این ماجرا شده که سعی داشته جسد مادرش را مشاهده کند که داخل خانه بین آنها درگیری کوتاهی رخ داده و در تماس با اورژانس و کلانتری ۱۳۴ شهرک غرب این جنایت فاش می شود.

روایت دیگری که همشهری منتشر کرده، کشف جسد را به مهیار نسبت می دهد و می نویسد: به گفته یک منبع آگاه، جسد میترا استاد ظهر امروز و توسط پسر ۱۳ساله او پیدا شد. پسر وی پس از آنکه از مدرسه به خانه برگشت با جسد مادرش روبه‌رو شده و پلیس را خبر کرده بود.

روایت متفاوتی به نقل از مهیار در مصاحبه با یک رسانه دولتی می گوید: نجفی دست بزن داشت.مدام مادرم را کتک می زد یکبار مانع شدم دست مرا شکست. قرار بود با مادرم بیرون برویم من از مدرسه با آژانس باز گشتم پول آژانس نداشتم امدم تا از مادرم پول آژانس را بگیرم که متوجه شدم مادرم مرده است.

این روایت، قصه ورود آنها به خانه محل وقوع قتل را اینطور از قول مهیار ادامه می دهد: وی گفت: شوهر مادرم مجوز اسلحه داشت و همیشه اسلحه را در خانه نگه می داشت. وقتی به خانه رسیدم یک زن و مرد که دختر آقای نجفی و راننده وی بود در حال شکستن در خانه بودند و در نهایت وارد خانه شدیم و جسد مادرم را پیدا کردیم.

شاید حالا اثرات روانی صحنه رویارویی پسرک با جنازه خونین مادر (آن هم به شکل فجیع و غرق در خون در وان حمام) به تمامی روشن نباشد ولی پس از گذشت چند سال، آنگاه می توان از این کودک سراغ گرفت که صحنه مواجهه با خشونت قتل مادر چه اثرات ویرانگری بر روح و روان او گذاشته است.

با این دیدگاه نمی توان قتل هایی که در خانه اتفاق می افتد، تنها با وقوع یک جنایت، تمام شده تلقی کرد، بلکه ضربه ای که قتل بر روح و روان کودکان دخیل در پرونده (اعضای خانواده مقتول) می زند تا سالیان سال، باقی می ماند و حتی تکرار می شود، کابوسی که برای کودکان شاهد جنازه مادر، تمامی ندارد.

امید سلیمی‌بنی/ خبرآنلاین

پست قبلی

کارگر ورزشی به صرف شام با زنوزی!

پست‌ بعدی

اجرای طرح پابند الکترونیکی زندانیان در تبریز/ زندان ها خلوت می شود

admin

admin

پست‌ بعدی

اجرای طرح پابند الكترونیكی زندانیان در تبریز/ زندان ها خلوت می شود

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • پرطرفدار
  • دیدگاه‌ها
  • اخیرا

تراکتور، لیگ برتر را با شکست آغاز کرد/ استارت تلخ در سیرجان

18

آقای خطیبی! بهشت را به بها دهند و نه به بهانه! + جدول

13

تراکتور شانش آورد که شکست نخورد!/ کارصعود به روز آخر کشید

12

آقای وزیر آموزش و پرورش! آزمون دوباره دانش آموزان سمپاد را متوقف کنید!

11
روزهای خوش نگین فیروزه ای:

عیسی کلانتری:

۰۴ شهریور ۱۴۰۵

ورزشی:

۰۳ شهریور ۱۴۰۵
مدیرعامل منطقه آزاد ارس:

به مناسبت سوم شهریور؛ روز ارس

۰۳ شهریور ۱۴۰۵
هنری:

مصاحبه هنری:

۰۳ شهریور ۱۴۰۵

اخبار اخیر

روزهای خوش نگین فیروزه ای:

عیسی کلانتری:

۰۴ شهریور ۱۴۰۵

ورزشی:

۰۳ شهریور ۱۴۰۵
مدیرعامل منطقه آزاد ارس:

به مناسبت سوم شهریور؛ روز ارس

۰۳ شهریور ۱۴۰۵
هنری:

مصاحبه هنری:

۰۳ شهریور ۱۴۰۵
پایگاه خبری آذرقلم

پایگاه خبری آذرقلم به عنوان یکی از پایگاه های خبری قدیمی شهر تبریز و یکی از بروزترین پایگاه های خبری در شهر تبریز می باشد. امیدواریم بتوانیم با جذابیت خبری و صراحرت اخباری که داریم پاسخگوی خواسته های شما کاربران عزیز باشیم.

ما را دنبال کنید

مروری بر دسته بندی ها

  • آگهی ها
  • اخبار
  • اخبار اصلی
  • اقتصاد
  • بین الملل
  • تصاویر برگزیده روز
  • تماس باما
  • جامعه
  • حوادث
  • دریاچه ارومیه
  • دسته‌بندی نشده
  • سیاست
  • سیاست
  • شهرستانها
  • شهری
  • طنز و کاریکاتور
  • عناوین مهم
  • فرهنگی
  • گردشگری
  • گزارش
  • گزارش تصویری
  • گلشن راز
  • مصاحبه
  • ورزش
  • یادداشت

آخرین اخبار

روزهای خوش نگین فیروزه ای:

عیسی کلانتری:

۰۴ شهریور ۱۴۰۵

ورزشی:

۰۳ شهریور ۱۴۰۵
  • درباره ما
  • تبلیغات
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • تماس با ما

© 2023 کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پایگاه خبری آذرقلم می باشد

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها

© 2023 کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پایگاه خبری آذرقلم می باشد

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید