• درباره ما
  • تبلیغات
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • تماس با ما
پایگاه خبری آذرقلم
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
پایگاه خبری آذرقلم
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
صفحه اصلی اخبار اصلی

آواز بلبل خفته در آوار نیامد!

توسط admin
۱۸ آبان ۱۳۹۸
0 0
A A
0
Print This Post

آوار روی آوار

آذرقلم: سرش را روی تلی از آوار گذاشته و آرام لالایی می‌خواند هرازگاهی زیر لب چند جمله‌ای را به زبان می‌آورد و دوباره بغض امانش را نمی‌دهد و می‌زند زیر گریه. باشوادولانیم«گوزل قیزیم آللاهین یانیندادی»، «گوزل قیزیم مدرسه ددی، ایندی گلجک».

مردی که آن طرف‌تر ایستاده می‌گوید او پدر زهرا است. همان دختر بچه‌ی شیرین زبانی که این روزها به دختر بلبل زبان و آینده ساز ایران معروف شده. همان که فیلم مصاحبه چند وقت پیش او با خبرنگار صدا و سیما و بیان مشکلات و آرزوهای دور و درازش برای آباد ساختن ایران و آذربایجان نقل محافل گشته است.

به گزارش آذرقلم به نقل از ایسنا، تمام پنج کشته زلزله بامداد جمعه در آذربایجان شرقی در یک روستا جان خود را از دست دادند. روستایی به نام «ورنکش» در 130 کیلومتری تبریز. روستایی که کمتر از 400 خانوار در آن زندگی می‌کنند و زمین لرزه اکثر ساختمانهای قدیمی و غیر مقاومش را با خاک یکسان کرده است.

کوچکترین جان باخته  زمین لرزه  روز جمعه نیز در یکی از همین خانه‌ها جان خود را از دست داد؛ زهرا عابدی  دختر 10 ساله‌ای که از دیروز ویدیویی از بلبل زبانی‌هایش در مصاحبه با خبرنگار صدا و سیما در فضای مجازی در حال چرخیدن است. دختری که از وضعیت بد امکانات آموزشی در مدرسه‌شان گله می‌کند و در آخر هم می گوید: اگر روزی در این کشور کاره‌ای شود، بتواند مشکلات را حل  کند.گریه های سوزناک مادر این دختر شیرین زبان دل ایران را به درد آورد+ فیلم دردناک از زهرا

عصر روز جمعه پیکر زهرا دختر دهه هشتادی از قربانیان زلزله اخیر میانه به خاک سپرده شد.

فیلم هایی که بعد از زلزله در فضای مجازی منتشر شده است دل هر ایرانی را به درد آورد. یکی از آن فیلم ها، گریه های مادری بود که مدام با اشک “بالام اولدی بالام اولدی” را زمزه می کرد. برای خیلی از کسانی که فیلم این زن داغدار را دیدند سوال پیش آمد که فرزند این زن کیست؟ فرزند او زهرا عابدی دختری 10 ساله ای است که حالا همراه با دوستش ریحانه قربانی دختری 13 ساله این دنیا را با تمام بی رحمی هایش ترک کردند.

پس از فیلم گریه های مادر ترک زبان نوبت به منتشر شدن فیلم شیرین زبانی های دخترش رسید. در این فیلم زهرا از آرزوهایش به مجری صدا و سیما خبر داد و گفت قصد دارد به کشورش کمک کند. زهرا در قسمت دیگری از حرف هایش خطاب به مجری گفت: معلم نداریم، درس نمی تونیم بخونیم. و این حرف ها تعجب گزارشگر را برمی انگیزد!

اصغر عابدی پدر زهرا روی ویرانه‌های خانه‌اش نشسته پسر دیگرش  سرش را روی شانه پدر گذاشته و در حالی که پدر با دستانش جسم خیالی دخترش را در آغوش کشیده با یکدیگر گریه می‌کنند. اصغر برای دختر 10 ساله‌اش لالایی می‌خواند و بعد طوری که انگار طاقت دیدن اشک‌های پسرش را ندارد او را دلداری می‌دهد و به زبان آذری می‌گوید: زهرای ما هیچ جا نرفته ، مدرسه است و حالا برمی‌گردد. پدر و پسر اما خودشان بهتر می‌دانند که نه خبری از زهرا است و نه دیگر او را خواهند دید. چرا که با این جملات پدر  اشک‌ و مویه‌شان به هق هق و گریه‌ای بلند  بدل می‌شود. مردی که همسایه‌ی دیوار به دیوار آنهاست می‌گوید : اصغر آقا از صبح امروز همین جا نشسته و هیچ جا نمی رود چند بار همسایه‌ها خواستند او را به جای دیگری ببرند تا در این محل نباشند اما قبول نمی‌کند و می‌گوید می‌خواهد پیش دخترش باشد.

اهالی روستا هر چند دقیقه با دیدن اصغر پیش او می‌روند و برای دقایقی هم که شده او را دلداری می‌دهند.

به سراغ پدر داغدار می‌روم؛ مردی میانسال که چندان توان صحبت ندارد و به زبان آذری می‌گوید: «قیزیم گدیپ آللاهین یانینا، آلله اوزی اونی وردی منه اوزیده توتدی » بعد دوباره اشک‌هایش جاری می‌شود.

مادر زهرا نیز حال و روزی بهتر از همسر و پسرش ندارد. دو نفر از زنان روستا بازوهایش را گرفته و او را به خانه‌اش آورده‌اند. این اولین بازگشت او به خانه ویران‌شده پس از زلزله است.

اشک تمام صورت زن میانسال را پوشانده و برای دخترش مرثیه می‌خواند  سرش را بالا می‌ارود و به زنانی که دورش حلقه زده‌اند می‌گوید هر روز بعد از مدرسه در همین حیات بازی می‌کرد.  و هنوز صدایش در گوشم مانده. حالا اعضای خانواده هر سه در حال عزاداری بر روی آواری هستند که کمتر از دو روز پیش جان جگر گوشه‌هایشان را گرفته بود. دختری که اهالی روستا او را  به بلبل زبانی و حاضر جوابی می‌شناسند.

مردی دیگر با پیراهن مشکی وارد حیات خانه‌ای که آوار احاطه‌اش کرده می‌شود. نوه عموی اصغر است و می‌گوید زهرا دختر بانمکی بود. که همه حرف زدنش را دوست داشتیم. خیلی هم باهوش بود و  جزء شاگرد اول‌های مدرسه  بود. آرزویش این بود که بزرگ شود و برای روستا و کشورش کاری کند و همیشه هم این را به معلمان و دوستانش می‌گفت.

مرد جوان ادامه می‌دهد شب زلزله آوار روی سر زهرا ریخت و بیهوش شد. فکر می‌کنم مرگ مغزی شده باشد پدرش او را از زیر آوار خارج کرد و به درمانگاه ترکمانچای برد. اما آنجا هم برق رفته بود و نمی‌دانیم زهرا در خانه تمام کرد یا به دلیل کمبود امکانات در بیمارستان ترکمانچای جانش را از دست داد.

هنوز حرف‌های مرد جوان تمام نشده که پیرمردی با ریش‌های پرپشت خودش را به اصغر می‌رساند  پیشانی‌اش را می‌بوسد و همراه با ضجه‌های اصغر گریه می‌کند. مرد از او می‌خواهد که بر سر خاک دخترش برود اما اصغر می‌گوید که اینجا خانه‌ی دخترش است. و خانه را به مزارش ترجیح می‌دهد. دوباره به زبان آذری و با بغضی در صدایش می‌گوید : «خودم دخترم را از زیر آوار خارج کردم . خودم به بیمارستان بردم و خودم جسدش را به روستا برگرداندم. خودم هم غسلش دادم و به جای لباس عروس کفن بر بدنش پیچاندم و در قبرستان روستا دفنش کردم.»

از خانه‌ خانواده عابدی که حالا تلی آوار از آن باقی مانده دور می‌شویم. پدر و پسر هنوز مشغول عزاداری بر روی آوارها هستند، فضای غمگینی در روستا حاکم است و انگار تمام اهالی عزادار دختری هستند که تا همین چند روز پیش آرزویش ساختن روستا و کشورش بود.

گزارش از: مهدی بابایی

برچسب ها: آذرقلمزلزلهزهرا عابدیمیانه
پست قبلی

افزایش تعداد آسیب دیدگان زلزله آذربایجان شرقی: 7 کشته و 720 مصدوم

پست‌ بعدی

چه کسانی در سال 92 مانع نصب سیستم های هشدار دهنده زلزله در تبریز شدند؟!

admin

admin

پست‌ بعدی

چه کسانی در سال 92 مانع نصب سیستم های هشدار دهنده زلزله در تبریز شدند؟!

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • پرطرفدار
  • دیدگاه‌ها
  • اخیرا

تراکتور، لیگ برتر را با شکست آغاز کرد/ استارت تلخ در سیرجان

18

آقای خطیبی! بهشت را به بها دهند و نه به بهانه! + جدول

13

تراکتور شانش آورد که شکست نخورد!/ کارصعود به روز آخر کشید

12

آقای وزیر آموزش و پرورش! آزمون دوباره دانش آموزان سمپاد را متوقف کنید!

11

آگهی شهری:

۱۵ تیر ۱۴۰۵

حوادث کارگری:

۱۴ تیر ۱۴۰۵

خاطره وزیر راه از نگاه استراتژیک رهبر شهید انقلاب:

۱۳ تیر ۱۴۰۵

شهری

۱۳ تیر ۱۴۰۵

اخبار اخیر

آگهی شهری:

۱۵ تیر ۱۴۰۵

حوادث کارگری:

۱۴ تیر ۱۴۰۵

خاطره وزیر راه از نگاه استراتژیک رهبر شهید انقلاب:

۱۳ تیر ۱۴۰۵

شهری

۱۳ تیر ۱۴۰۵
پایگاه خبری آذرقلم

پایگاه خبری آذرقلم به عنوان یکی از پایگاه های خبری قدیمی شهر تبریز و یکی از بروزترین پایگاه های خبری در شهر تبریز می باشد. امیدواریم بتوانیم با جذابیت خبری و صراحرت اخباری که داریم پاسخگوی خواسته های شما کاربران عزیز باشیم.

ما را دنبال کنید

مروری بر دسته بندی ها

  • آگهی ها
  • اخبار
  • اخبار اصلی
  • اقتصاد
  • بین الملل
  • تصاویر برگزیده روز
  • تماس باما
  • جامعه
  • حوادث
  • دریاچه ارومیه
  • دسته‌بندی نشده
  • سیاست
  • سیاست
  • شهرستانها
  • شهری
  • طنز و کاریکاتور
  • عناوین مهم
  • فرهنگی
  • گردشگری
  • گزارش
  • گزارش تصویری
  • گلشن راز
  • مصاحبه
  • ورزش
  • یادداشت

آخرین اخبار

آگهی شهری:

۱۵ تیر ۱۴۰۵

حوادث کارگری:

۱۴ تیر ۱۴۰۵
  • درباره ما
  • تبلیغات
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • تماس با ما

© 2023 کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پایگاه خبری آذرقلم می باشد

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • سیاست
  • فرهنگی
  • ورزش
  • گزارش تصویری
  • شهرستانها
  • شهری
  • دریاچه ارومیه
  • آگهی ها

© 2023 کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پایگاه خبری آذرقلم می باشد

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید