- پایگاه خبری آذرقلم - https://azargalam.ir -

پروین، اختر چرخ ادب ایران زمین + تصاویر

[vc_row][vc_column][vc_column_text]

آذرقلم: پروین اعتصامی در تاریخ ۲۵ اسفند سال ۱۲۸۵ خورشیدی در خانه‌ای در محله ششگلان تبریز و در کوچه‌ای به همین نام، متولد شد و تا سن ۶ سالگی که به همراه خانواده به تهران مهاجرت نمود، در این خانه پرورش یافت.
به گزارش آذرقلم، رخشنده یا پروین دختر یوسف اعتصامی الملک آشتیانی، نوه میرزا ابراهیم خان آشتیانی است که در اواخر دوره قاجاریه با لقب استیفای آذربایجان یا پیشکار دارایی از آشتیان به تبریز رفت.

بزرگداشت

پدرش که در سال ۱۳۱۶ در سن ۶۳ سالگی در تهران درگذشت، دانشمندی مؤلف، محقق، مترجم، نویسنده، روزنامه نگار و کتابشناس بود. او دومین کسی است که بعد از عباس میرزا دستگاه چاپ حروفی را از پس انداز خود به تبریز وارد کرد. یوسف اعتصام برای اولین بار اثر بزرگ ویکتورهوگو را با نام تیره بختان ترجمه کرد که بعدها حسینقلی مستعان آن را با نام بینوایان به ترجمه رساند و همین طور عشق و خدعه اثر شیللر شاعر آلمانی و کتابها و مقالات بسیاری را از عربی و فرانسه و انگلیسی به فارسی ترجمه کرد. پروین غالباً در سفرها همراه پدر بود و به او احترام و علاقه خاصی داشت و در مرگش (۱۳۱۶) قطعه زیبا و محکمی سرود.
مادر پروین، اختر فتوحی تبریزی در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۵۲ بعد از ۳۲ سال جدایی در کنار فرزند و شوهر نامدارش در آرامگاه خانوادگی شان در صحن جدید قم آرام گرفت.

IMG_5610
خانه ایشان در محله ششگلان تبریز منتظر شماست
شاعر ایرانخانه پروین اعتصامی

بر تابلوی برنجی سردر آرامگاه خانوادگی نوشته شده آخرین منزل هستی که از شعر خود پروین که در سال ۱۳۱۴ سروده شده، گرفته شده است.
در حدود ۱۱-۱۰ سالگی با غالب آثار حافظ، سعدی، نظامی، مولوی، فردوسی، انوری، ناصرخسرو، سنایی و منوچهری آشنا بود و بسیاری از این آثار را حفظ بوده که همین موجب خردگرایی او شد. از کودکی گاه شعرهایی می سرود که باعث تعجب و انکار دیگران می شد. بسیاری از بزرگان علم و ادب آن روزگار به خانه پدرش رفت و آمد داشتند و او را تحسین می کردند. شاید کسی نداند که در خانه آنها فقط زبان ترکی جاری بود.

پروین بعد از ورود به تهران در کالج البرز درس خواند و همان جا در سال ۱۳۰۳ فارغ التحصیل شد و خطابه زن و تاریخ را در مراسم پایان درس قرائت کرد که بسیار مورد توجه واقع شد.
در ۱۸ سالگی در همان مدرسه به تدریس زبان انگلیسی مشغول شد. در ۱۳۱۵ از طرف وزارت فرهنگ زمان نشان درجه ۳ علمی برای او فرستادند که دریافت نکرد و در جواب گفت: شایسته تر از من بسیارند.

در ۱۳۱۸ مدت کوتاهی کتابدار دانشسرای عالی بود و در همان مدت با دانشجویی به نام سیمین دانشور دیداری پر از احترام و صفا داشته که مثل خاطره ای تا همیشه در ذهن سیمین دانشور باقی ماند.
مرحوم ابوالفتح خان اعتصامی تنها برادری بود که با تنها خواهر خود خیلی دوست بود و برای چاپ آثارش از ۱۳۱۴ به بعد خیلی زحمت کشید و آن را با زیبایی تمام در ۶۵۰۰ بیت به چاپ رساند.
در این ۷۰ ساله بیش از دو میلیون نسخه آثار پروین بدون هیچ حساب و کتابی به چاپ رسیده و شعر و نامش در کتابهای مدارس، دایره المعارف ها و تذکره ها به کرات آمده و درباره اش بزرگان بسیاری قلمفرسایی کرده اند که اولین آنها ملک الشعراء بهار بود.
از غم انگیزترین بخش های زندگی پروین، ماجرای ازدواجش با نوه عموی خود تیمسار فضل الله آرتا رئیس شهربانی کرمانشاه بود. او بعد از ۴ ماه به خانه شوهر رفت و پس از دو ماه و نیم تحمل اوضاع نامساعد به خانه پدری بازگشت و در ۱۱ مرداد ۱۳۱۴ با صرفنظر کردن از مهریه خود جدا شد. از این حادثه تلخ هرگز سخنی به میان نیاورد و در غم و اندوه خاص خود فرو رفت. تنها ۳ بیت در این زمینه سرود.

ای گل تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟
جز سرزنش و بد سری خار چه دیدی؟
ای لعل دل افروز تو با آن همه پرتو
جز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟
رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت
غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟


parvin etesamiزیر زمین خانه پروین
ششگلان تبریز

پروین به جز ابوالفتح خان که عضو سابق اتاق بازرگانی، کارمند مستعفی وزارت دارایی و فروشنده یراق آلات در خیابان سپه بود سه برادر دیگر داشت. ابوالقاسم اعتصامی عضو وزارت خارجه سابق، نصرالله اعتصامی استاد دانشکده هنرهای زیبا و سعید اعتصامی استاد و رئیس دانشکده داروسازی بود.
ابوالفتح خان می گوید: پروین در سوم فروردین ۱۳۲۰ دچار بیماری شد و آقای دکتر علی معین الحکما آن را حصبه تشخیص داد و بعد از معالجه اندک، در حالت بحرانی نه خودش بر سر مریض حاضر شد و نه اجازه داد طبیب دیگری حاضر شود.
در نیمه اول فروردین ،۱۳۲۰ به خاطر مریضی او و بزرگی مادر در میان اقوام، وابستگان و دوستان به دیدار پروین می آمدند یک بار مادرش به ترکی به پروین گفت:
پروین جان، ان شاءالله زودتر خوب می شوی و به بازدیدشان می رویم. پروین هم به ترکی گفت:
سن یازده قوی قوی کناره
گر فلک نلر یازاره

فرش جهیزیه پروین اعتصامی در موزه شهر تبریز
فرش جهیزیه


این شعر یادتان هست؟

اشک یتیم

یعنی تو قلمت را کنار بگذار و ننویس، ببین فلک چه می نویسد. وقتی آقای دکتر ارسطو علاج، بعد از نیامدن دکتر عبدالله احمدیه با محبت فراوان، خودش را بر سر بالین پروین رساند، دیگر کار از کار گذشته بود و پروین بعد از ۱۳ روز تب و درد از رنج تن خلاصی یافت و در ۳۴ سالگی به سرای باقی شتافت.
اما تأثیر شگرف شعرهایش در عرصه ادبیات فارسی بخصوص در قصیده غیرقابل انکار است. شعر اشک یتیم کتابهای فارسی دبستان! خاطرتان هست؟

داخل خانه ایشان در تبریزخانه پروین اعتصامی

پروین اعتصامی این قطعه را برای سنگ مزار خود سروده بود.

این کــــه خاک سیه اش بالین است  اختــــــر چـــــــــرخ ادب پــروین است
گـــر چه جــــــز تلخی ز ایام ندیــــد   هرچه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آن همـــه گفتـــــار، امــــروز   ســـائـــــــل فاتحــــه و یاسین است
دوستــــان بــــه کــه ز وی یاد کنید   دل بــــی‌دوست دلــی غمگین است
خـاک در دیده بسی جانفرساست   سنگ بــر سینه بسی سنگین است
بینـــــد این بستر و عبـــرت گیـــــرد   هـــر کـــه را چشم حقیقت‌بین است
هــر کـه باشی و ز هـــرجــا برسی   آخــــرین منــــــزل هستی این است
آدمــــی هـــــرچـــه توانگـــــر باشد   چون بدین نقطه رسد، مسکین است
اندر آنجـــا کـــه قضا حملـــه کنـــــد   چــاره، تسلیــJـم و ادب، تمکین است
زادن و کشتـــــن و پنهــــان‌کــــردن   دهــــــر را رســـم و ره دیــــرین است
خـــــرّم آن کس که در این محنتگاه   خاطــــــری را سبب تسکیــن است
نگارنده: علی هاشمی

[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]