- پایگاه خبری آذرقلم - https://azargalam.ir -

یادداشت: یونس یوسفی

آذرقلم: این روزها بسیاری از مردم، محدودیت اینترنت در ایران را صرفاً محصول تنگ‌نظری و کوتاه‌بینی حاکمیت می‌دانند. بدون تردید بخشی از مدیران و سیاستگذاران ایرانی نگاه بسته و امنیتی به فضای مجازی دارند و این واقعیتی انکارناپذیر است.

اما تقلیل تمام مسئله به «تنگ‌نظری حکومت» نوعی ساده‌سازی خطرناک است که ریشه‌های اصلی بحران را پنهان می‌کند.

ماجرای اینترنت در ایران، شباهت عجیبی به سرنوشت تنگه هرمز دارد.

در تنگه هرمز نیز سال‌ها به ایران گفته شد که تجارت جهانی، انرژی و عبور نفت باید آزاد باشد؛ اما در عمل، همان قدرت‌هایی که شعار آزادی تجارت می‌دادند، کاری کردند که ایران نتواند نفت خود را آزادانه صادر کند. نتیجه چه شد؟ تنگه‌ای که می‌توانست یک مسیر عادی تجارت باشد، تبدیل شد به یک گره امنیتی و ژئوپلیتیک که ایران ناچار شد آن را با «منطق سخت» مدیریت کند. در فضای اینترنت نیز دقیقاً همین اتفاق رخ داد.

دولت ایران طی سال‌های مختلف تلاش کرد با پلتفرم‌های بزرگ جهانی مانند تلگرام و اینستاگرام وارد مذاکره شود تا حداقلی از همکاری حقوقی و حاکمیتی شکل بگیرد؛ از جمله داشتن نماینده حقوقی، پاسخگویی به درخواست‌های قضایی، یا پذیرش قواعد حاکمیتی کشور.

این موضوع منحصر به ایران هم نبود؛ بسیاری از کشورها، از هند گرفته تا ترکیه و حتی اتحادیه اروپا، از پلتفرم‌ها خواسته‌اند که در چارچوب حاکمیت ملی آنها فعالیت کنند.

اما مشکل آنجا بود که این شرکت‌ها اساساً حاضر نشدند ایران را به‌عنوان یک بازیگر دارای حق حاکمیت به رسمیت بشناسند. آنها از بازار ایران، کاربران ایرانی و داده‌های ایرانی استفاده کردند، اما حاضر نشدند کمترین تعهد حقوقی نسبت به ایران بپذیرند.

این یعنی میلیون‌ها کسب‌وکار، رسانه و ارتباط اجتماعی ایرانی بر بستری شکل گرفت که دولت ایران عملاً هیچ ابزار حکمرانی مؤثری بر آن نداشت.

نتیجه طبیعی چنین وضعیتی، حرکت تدریجی ایران به سمت کنترل سختگیرانه بود؛ همان‌طور که وقتی امکان صادرات عادی نفت سلب شد، تنگه هرمز نیز از یک شاهراه اقتصادی به یک مسئله امنیتی تبدیل شد.

امروز اینترنت در ایران دیگر صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست؛ بلکه به میدان تقابل حاکمیت ملی با شرکت‌های فراملی تبدیل شده است. شرکت‌هایی که خود را فراتر از دولت‌ها تعریف می‌کنند اما در عمل، تابع منافع و فشارهای سیاسی کشورهای قدرتمند هستند.

بنابراین اگر بخواهیم صادقانه درباره بحران اینترنت در ایران سخن بگوییم، باید هر دو سوی ماجرا را ببینیم: هم تنگ‌نظری و نگاه امنیتی بخشی از ساختار داخلی را، و هم انحصارطلبی و بی‌مسئولیتی پلتفرم‌های جهانی را.

وقتی امکان «مدیریت نرم» از بین برود، کشورها دیر یا زود به سمت «مدیریت سخت» می‌روند؛ درست همان اتفاقی که در تنگه هرمز رخ داد، و حالا در اینترنت ایران نیز در حال تکرار است