آذرقلم: کنارهجویی و سکوت و بیبرنامگی وزرای دولت پزشکیان و معاونتهای ریاست جمهوری به حدی رسیده است که میتوان آنها را کلا کالعدم فرض کرد.
به گزارش آذرقلم، شاید اگر چند وزارتخانه مثل خارجه و میراث و علوم و علوم پزشکی تمام آنها و معاونانشان بروند در خانه بنشینند و فقط یک امور مالی بماند که سر ماه بیاید و حقوق کارکنان را بپردازد، چیزی در مملکت عوض نشود، چه بسا بدون آنها کارها کمی بهتر هم شود.
مثلا بحران آب و برق مملکت را اسیر کرده است. وزیر نیرو و معاونانش تنها هنری که دارند این است که مدام بگویند آب دارد تمام میشود و برق کم است.
کاغذ در بازار کم است و نشریات به سختی منتشر میشوند. رسانهها از همهسوی زیر فشارند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. چه کردهاست برای حل این همه بحران رسانهها؟ هیچ. چه حرفی زده است؟ هیچ. بماند که هیچ موضعی هم در دفاع از رسانهها از این وزارتخانه نمیبینیم.
یک استاندار در مورد حجاب نظرش را گفته است. عدهای از آن تندروهای افراطی که جز هتاکی نمیدانند به او هر هتک و ناسزایی گفتند. در نماز جمعه تهران هم به او حمله کردند. وزیر کشور در دفاع از استاندارش چه گفت؟ هیچ.
قیمت ارز و طلا بی هیچ قید و بندی رهاست و به هر طرف که بخواهد میرود. رئیس بانک مرکزی کجا حرف میزند و وزیر اقتصاد چه میگوید؟ هیچ.
کلی رفتارهای غیرقانونی علیه حقوق مردم میشود. جایی وجود دارد در ریاست جمهوری که نامش را گذاشتهاند معاونت حقوقی. کلامی از این معاونت شنیده نمیشود.
صدای این معاونت فقط یک بار شنیده شد آن هم وقتی بود که آن لایحه ضد آزادی بیان، به نام مقابله با مطالب خلاف واقع در فضای مجازی را مخفیانه بررسی کردند و مهر تایید زدند و به هیأت وزیران تحویل دادند. شنیده شد که هیات وزیران، که اغلب آنها را نخوانده بودند به این لایحه ضد آزادی بیان رای مثبت دادند.
جریان اصولگرا از همه سو دکتر پزشکیان را زیر حمله گرفتهاند. هیچ مقامی نیست در نهاد ریاست جمهوری یا وزرا پاسخی دهد و دفع هجمه کند.
کشور در معرض دو بحران بینالمللی مکانیزم ماشه و جنگ است. وزیر خارجه سحت در تکاپوست. اما هیچ مقام متعهدی نیست که صادقانه با مردم سخن بگوید و به آنها بگوید در این تلاطمهای بنیان سوز دولتی مقتدر وجود دارد که میتوانند به آن متکی باشند.
یک معاونتهایی هم ریاست جمهوری دارد با نام معاونت اول یا معاونت راهبردی. کشور پر است از مشکلات راهبردی. این معاونتها چه میکند و چه میگوید؟ هیچ. نام پر ابهتی که فقط نقش است بر دیوار.
این تشکیلات عظیم و بسیار پر خرج که مثلا همکاران رئیسجمهورند بیاثرترین دولت در تاریخ معاصر ایران است که “بیمسئولیتی” تنها واژهای است که میتواند آن را توصیف کند.
همه آنها پشت سر مسعود پزشکیان و احترام و اعتبار او پنهان شدهاند. ولی خواب و ساکت و راکد. مصداق آن قوماند که به موسی گفتند ما جنگ نمیدانیم و نمیتوانیم. تو و خدایت بروید و بجنگید و پیروز که شدی بگو ما به شهر وارد شویم.
آقای پزشکیان! شما رئیس جمهور و نماینده حاکمیت ملی هستید. اما گروهی که برای همکاری گرد آوردهآید همه کار میکنند جز اینکه حاکمیت ملی را در حوزه خود اجرا کنند.
این گروه، مردان و زنان مدیریت بحران و عبور از آنها نیستند و چه بسا که خود بحرانسازانند.
آخرین محصول نظام غیرقانونی گزینش این گروه همکاران رئیس جمهوراند که جز چند نفرشان الباقی در ردیف چندم انتخابهای او بودند.
آقای رئیس جمهور!
بر جمهور ریاست کنید. نماینده حاکمیت ملی باشید. در این روزهای بلاخیز همکاران خود را با تغییر یا دستور از خواب و خوابآلودگی بیرون آورید تا در خدمت ملت باشند نه بحرانافزا و جادهصاف کن جریان افراطی تندرو.