آذرقلم: در مقاطع حساس تاریخ، حضور مردم در صحنههای اجتماعی همواره یکی از مهمترین نشانههای پویایی و حیات یک جامعه بوده است. هنگامی که گروههای گستردهای از مردم برای اعلام حمایت از ارزشها و آرمانهایی که به آن باور دارند در خیابانها حضور پیدا میکنند، این حضور را میتوان بهعنوان نمادی از سرمایه اجتماعی و احساس مسئولیت جمعی نسبت به سرنوشت کشور تلقی کرد.
چنین صحنههایی بیش از آنکه صرفاً یک تجمع باشند، پیام روشنی از همبستگی و توجه جامعه به آینده کشور را به نمایش میگذارند. در این میان، افکار عمومی گاه با پرسشهایی نیز روبهرو میشود؛ از جمله اینکه آیا حمایت مردمی از اصول و ارزشها با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و گفتوگو در عرصه بینالمللی منافاتی دارد یا نه!؟
واقعیت آن است که در سیاستورزی عقلانی، این دو نه تنها در تعارض با یکدیگر نیستند بلکه میتوانند مکمل هم باشند. حمایت اجتماعی و حضور مردم در صحنه، پشتوانهای برای تصمیمهای کلان کشور به شمار میآید و در عین حال، گفتوگو و تعامل در عرصه دیپلماسی نیز یکی از ابزارهای شناختهشده برای تأمین منافع ملی است.
در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد این است که تصمیمهای بزرگ در چارچوب سازوکارهای رسمی کشور و طبق قانون اساسی با اذن رهبری با در نظر گرفتن مصالح کلان اتخاذ شود. وقتی این روند بر پایه عقلانیت، تدبیر و توجه به منافع ملی شکل بگیرد، همبستگی داخلی میتواند به پشتوانهای مهم برای آن تبدیل شود.
تجربههای تاریخی نیز نشان میدهد که ملتها زمانی موفقتر از چالشها عبور میکنند که همزمان دو عنصر را حفظ کنند: انسجام درونی و تدبیر در عرصه تصمیمگیری. جامعهای که از سرمایه اجتماعی خود پاسداری کند و در عین حال از ابزارهای عقلانی برای مدیریت روابط و مسائل استفاده کند، توانایی بیشتری برای عبور از پیچیدگیهای زمانه خواهد داشت.
از این منظر، همبستگی اجتماعی و عقلانیت در تصمیمگیری نه دو مسیر جداگانه، بلکه دو بال برای حرکت یک جامعه در مسیر ثبات، پیشرفت و حفظ منافع ملی به شمار میروند.
یادداشت: یونس یوسفی