- پایگاه خبری آذرقلم - https://azargalam.ir -

یادداشت روز: ستارفرنام

آذرقلم: در روزهایی که جامعه هنوز از تبعات جنگ، بحران‌های اقتصادی، تعطیلی‌های گسترده و فشارهای روانی و معیشتی فاصله نگرفته است، نظام آموزشی کشور در برابر یک پرسش بنیادین قرار دارد: آیا می‌توان در وضعیت تعطیلی و دورکاری مدارس، همچنان بر دریافت کامل شهریه پافشاری کرد، در حالی که بخش قابل توجهی از خدمات حضوری و هزینه‌های جاری عملاً متوقف شده است.

واقعیت میدانی این است که بسیاری از مدارس غیرانتفاعی در ماه‌های اخیر، همزمان با تعطیلی‌های گسترده و تغییر شکل آموزش به حالت مجازی، بخشی از نیروی انسانی خود را یا از چرخه کار خارج کرده‌اند یا پرداخت‌های منظم سابق را کاهش داده‌اند. کارمندانی که در شرایط عادی در مدرسه حضور داشته‌اند، امروز در وضعیت نامطمئن شغلی قرار گرفته‌اند. این یک واقعیت تلخ است که نباید از آن عبور کرد. در چنین شرایطی، مسئله صرفاً «شهریه» نیست؛ مسئله یک چرخه ناتوازن میان تعهدات، درآمدها و مسئولیت‌هاست.

اما در سوی دیگر این معادله، خانواده‌ها قرار دارند؛ خانواده‌هایی که در روزهای پساجنگ و در دل فشارهای اقتصادی، همچنان باید هزینه کامل خدماتی را بپردازند که بخش مهمی از آن یا ارائه نشده یا به شکل محدود و غیرحضوری تغییر یافته است. اینجا نقطه حساس ماجراست؛ جایی که #عدالت_آموزشی باید از شعار به عمل تبدیل شود.

مواد ۲۲۴ و ۲۲۵ قانون مدنی به‌روشنی بیان می‌کنند که قراردادها نه در خلأ، بلکه در بستر عرف، شرایط حاکم و امکان واقعی اجرای تعهد معنا پیدا می‌کنند. وقتی شرایط #فورس_ماژور ساختار آموزش را تغییر داده، کلاس حضوری را به آموزش مجازی بدل کرده و بخش مهمی از خدمات فیزیکی را از مدار اجرا خارج کرده است، دیگر نمی‌توان همان الگوی مالی روزهای عادی را بدون هیچ تعدیلی مطالبه کرد.

در این میان، باید با صراحت گفت: حمایت از مدارس غیرانتفاعی، بدون حمایت از خانواده‌ها ممکن نیست. همان‌طور که معلمان و کارکنان این مدارس شایسته احترام، امنیت شغلی و کرامت حرفه‌ای هستند، خانواده‌ها نیز حق دارند در برابر پرداخت‌های خود، خدمات متناسب و واقعی دریافت کنند. هیچ‌کس نباید در این میان قربانی شود؛ نه معلم، نه کارمند، نه دانش‌آموز و نه والدین.

موضوع #سرویس_مدارس نیز در همین چارچوب قابل فهم است. در شرایطی که حمل‌ونقل انجام نشده، مطالبه هزینه آن فاقد توجیه روشن است. اما در سطح کلان‌تر، مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان میان کاهش خدمات حضوری، تغییر مدل آموزش و استمرار کامل شهریه‌ها تعادل برقرار کرد؟ پاسخ روشن است: بدون شفافیت، بدون تعدیل و بدون در نظر گرفتن واقعیت اقتصادی جامعه، این تعادل شکل نخواهد گرفت.

نکته مهم آن است که این بحث نباید به تقابل میان مردم و مدارس یا میان خانواده‌ها و معلمان تبدیل شود. معلمان، ستون‌های اصلی آموزش‌اند و کرامت حرفه‌ای آنان باید به‌طور کامل حفظ شود. بحران امروز، بحران ساختارها و مدل‌های مالی است، نه بحران ارزش‌های انسانی در نظام آموزشی.

آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، یک بازنگری جدی در الگوی شهریه‌گذاری و تعهدات آموزشی در شرایط اضطراری است. دولت، وزارت آموزش و پرورش و نهادهای نظارتی باید با تدوین دستورالعملی شفاف، تکلیف شهریه‌ها در شرایط تعطیلی، آموزش مجازی و بحران‌های فراگیر را روشن کنند؛ به‌گونه‌ای که هم حقوق معلمان حفظ شود، هم مدارس از فروپاشی مالی نجات یابند و هم خانواده‌ها زیر بار هزینه‌های نامتوازن له نشوند.

در نهایت، جامعه‌ای که از جنگ و بحران عبور کرده است، بیش از هر چیز به #همدلی، انصاف و درک متقابل نیاز دارد. آموزش، عرصه سود و زیان صرف نیست؛ عرصه اعتماد است. و این اعتماد تنها زمانی باقی می‌ماند که هیچ طرفی احساس نکند بار بحران، فقط بر دوش او گذاشته شده است.