- پایگاه خبری آذرقلم - https://azargalam.ir -

یادداشت از: مهران فرجی*

آذرقلم : در سال‌های اخیر، مفهوم «جنگ روایت‌ها» به یکی از مفاهیم محوری در تحلیل تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بدل شده است. در جهان شبکه‌ای امروز، قدرت صرفاً در اختیار دارندگان منابع مادی یا نظامی نیست؛ بلکه توانایی شکل‌دهی به روایت‌ها و تصویرسازی از آینده، نقشی تعیین‌کننده در جهت‌دهی به افکار عمومی و رفتار اجتماعی دارد.

به گزارش آذرقلم، در چنین فضایی، آینده کشورها به میدان رقابت روایت‌ها تبدیل می‌شود؛ عرصه‌ای که در آن بازیگران مختلف می‌کوشند تصویر مطلوب خود از فردا را در ذهن جامعه تثبیت کنند. آینده ایران نیز از مهم‌ترین میدان‌های این رقابت است.
«روایت» را می‌توان چارچوبی معنایی دانست که رویدادها و روندها را تفسیر می‌کند و به آنها جهت می‌دهد. روایت‌ها صرفاً بازتاب واقعیت نیستند، بلکه آن را معناگذاری می‌کنند و انتظارات و امیدهای جمعی را شکل می‌دهند. از این رو، جنگ روایت‌ها رقابت برای تفسیر واقعیت و اثرگذاری بر افق انتظارات جامعه است. هر روایت با بهره‌گیری از گزاره‌ها، نمادها و تصاویر ذهنی، آینده‌ای خاص را محتمل یا مطلوب جلوه می‌دهد.
در ایران، روایت‌های متعددی درباره آینده در حال شکل‌گیری و رقابت‌اند. برخی بر ظرفیت‌های تمدنی، فرهنگی و انسانی کشور تأکید کرده و آینده‌ای مبتنی بر پیشرفت، خوداتکایی و نقش‌آفرینی منطقه‌ای و جهانی ترسیم می‌کنند. در مقابل، روایت‌هایی نیز بر چالش‌ها، بحران‌ها و محدودیت‌ها تمرکز دارند و تصویری مبهم یا نگران‌کننده ارائه می‌دهند. این دوگانه روایی در رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، تولیدات فرهنگی و حتی گفت‌وگوهای روزمره بازتاب می‌یابد و بر نگرش نسل‌های مختلف اثر می‌گذارد.

جنگ روایت‌ها محدود به عرصه سیاست رسمی نیست؛ بلکه حوزه‌های فرهنگی، هنری، آموزشی و رسانه‌ای کانون اصلی آن‌اند. در این میان، نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای کشور ـ به‌ویژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ نقشی تعیین‌کننده در ساماندهی این میدان دارند. در شرایط تکثر رسانه‌ها و تعدد متولیان فرهنگی، این وزارتخانه می‌تواند مرجعیت حرفه‌ای در تشخیص و تقویت روایت‌های معتبر و مسئولانه ایفا کند. چنین نقشی مستلزم عبور از رویکرد صرفاً اداری و حرکت به سوی سیاست‌گذاری فعال فرهنگی است.
وزارت فرهنگ به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی سیاست‌گذاری فرهنگی، می‌تواند از طریق حمایت هدفمند از تولیدات هنری و رسانه‌ای، تقویت روایت‌های مبتنی بر هویت ملی و سرمایه‌های اجتماعی، و فراهم‌سازی بستر گفت‌وگوی متنوع و مسئولانه، در شکل‌دهی به افق آینده ایران اثرگذار باشد. اگر این نهاد صرفاً به صدور مجوز یا نظارت بسنده کند، از ظرفیت راهبردی خود در میدان روایت‌ها غفلت خواهد کرد؛ اما اگر به نهادی فعال در تولید امید اجتماعی و بازنمایی عقلانی از آینده تبدیل شود، می‌تواند نقش تنظیم‌گر و جهت‌دهنده را ایفا کند. از این منظر، سیاست فرهنگی باید به سمت «سیاست‌گذاری روایی» حرکت کند؛ یعنی تشخیص دهد جامعه امروز به چه روایت‌هایی نیاز دارد، کدام روایت‌ها توان همگرایی اجتماعی دارند و چگونه می‌توان میان واقع‌بینی و امیدآفرینی توازن برقرار کرد. سینما، تئاتر، ادبیات، خبرگزاری‌ها، رسانه‌های دیجیتال و فضای مجازی همگی اجزای این منظومه‌اند. بدون راهبردی هوشمندانه، میدان روایت به‌راحتی در اختیار صداهای هیجانی یا واگرا قرار می‌گیرد و انسجام معنایی جامعه تضعیف می‌شود.
در این میان، دانشگاه‌ها و مراکز علمی می‌توانند پشتوانه تحلیلی نهادهای فرهنگی باشند. پژوهش‌های اجتماعی، رصد افکار عمومی، تحلیل گفتمان رسانه‌ای و مطالعه روندهای هویتی ابزارهایی‌اند که به سیاست‌گذاران کمک می‌کنند روایت‌هایی متناسب با واقعیت‌های جامعه طراحی کنند. پیوند میان دانش و سیاست فرهنگی، مانع از آن می‌شود که اقدامات فرهنگی به واکنش‌های مقطعی و کوتاه‌مدت تقلیل یابد.
یکی از چالش‌های اساسی در جنگ روایت‌ها، فاصله میان روایت‌های رسمی و تجربه زیسته شهروندان است. هرگاه روایت‌های ارائه‌شده با واقعیت‌های ملموس زندگی مردم همخوان نباشد، اعتماد عمومی کاهش می‌یابد. بنابراین، موفقیت نهادهایی مانند وزارت فرهنگ در گرو توجه به مسائل عینی جامعه و بازتاب صادقانه پیچیدگی‌های آن است. روایت‌های مؤثر، نه شعاری و انتزاعی، بلکه واقع‌بینانه و در عین حال امیدآفرین‌اند.
در نهایت، آینده تنها محصول روندهای ساختاری نیست، بلکه تا حدی نتیجه روایت‌هایی است که جامعه درباره خود می‌پذیرد. روایت‌های تقویت‌کننده سرمایه اجتماعی می‌توانند انگیزه مشارکت و اعتماد عمومی را افزایش دهند، در حالی که روایت‌های ناامیدکننده به انفعال و بی‌اعتمادی می‌انجامند. از این رو، جنگ روایت‌ها درباره آینده ایران صرفاً بحثی نظری نیست، بلکه بخشی از فرآیند واقعی شکل‌گیری آینده کشور است. در این مسیر، نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای با رویکردی هوشمند، مشارکتی و مسئله‌محور می‌توانند به تولید و سامان‌دهی روایت‌های ملی و آینده‌ساز یاری رسانند.

* پژوهشگر حوزه فرهنگ و دانشجوی دکتری تخصصی مدیریت و برنامه‌ریزی فرهنگی