آذرقلم: برنامه جنجالی، بی محتوا و آشفته جشن قهرمانی تراکتور، آنقدر هزینه های مادی و جانی و معنوی برای آذربایجان و تیم محبوب و مردمی تراکتور تراشیده که فضای رسانه ای ایران و آذربایجان چند روزی است که درگیر آن شده است. برای اینکه برگزار کنندگان این جشن، بدون توجه به الزامات یک جشن مردمی بزرگ یا آن حجم جمعیت، و بدون اشرافیت و اطلاع از مختصات و ملاحظات این تجمع چند ده هزار نفری، صرفا بر روی تبلیغات فردی و گروهی خویش هدف گزاری کرده بودند و تنها از یک بعد به مسئله می نگریستند. فارغ از آنکه یک مهمانی و جشن به آن بزرگی، باید متولی و مسئول ! به معنای واقعی باید داشته باشد.
اکنون که کام بسیاری از هواداران و خانواده ها، رسانه ها و هواداران از آن جشن تلخ شده همگان توپ کم کاری خود را به زمین دیگری می اندازند. راست گفته اند که: پیروزی هزاران پدر دارد و شکست همواره یتیم زاده می شود!
نه هیات فوتبال زیر بار این مسئولیت می رود و نه ورزش و جوانان! نه کانون هواداران و نه حتی خود باشگاه تراکتور! پس حتما یا خواجه حافظ شیراز مقصر است یا من خبرنگار از همه جا بی خبر! مخصوصا که اکنون پای جان دو شهروند و هوادار بی گناه و مظلوم در میان است!
مسئول فوت دختربچه پنج ساله و یک شهروند جوان دیگر در سانحه تصادف دیروز، بی شک مسئولان باشگاه تراکتور، کانون هواداران، زنوزی و روابط عمومی آن است که با تبلیغات گسترده در طی یک هفته گذشته و ایجاد هیجان کاذب در بین کودکان و نوجوانان، همه آنها را به محلی کشاندند که ظرفیت واقعی آن حداکثر ۶۰ هزار نفر بود. پس چرا بر آتش التهاب دمیدند و بدون توجه به اصول مدیریت بحران و بدون ذره ای آشنایی با الفبای «پدافند غیرعامل»، ده ها هزار دختر و پسر و کودک را به ورزشگاهی کشاندید که همگان بر غیر استاندارد بودن امکانات آن از راه های دسترسی گرفته تا سرویس های بهداشتی، سکوها، صندلی ها، روشنایی و ایمنی و امنیت پیرامونی اذعان دارند؟!
این همه تبلیغات برای کشاندن این جمعیت عظیم به تپه ها، سکوها، صندلی ها و… آن هم برای یک برنامه توخالی و صرفا سخنرانی، برای چه بود؟!
آیا آقای زنوزی که دم از غیرت و شعر و شعور می زنند و روابط عمومی شان که کمترین اشرافیتی نسبت به مسایل اجتماعی و هیجانات دوران بحران و عواقب آن ندارند مسئولیت مرگ دو هوادار مظلوم را بر عهده می گیرند؟!
آنها باید یک بار دیگر فیلم ها و عکس های مراسم، تصاویر نشتن هواداران بر روی سکوهای بالای ورزشگاه را ببینند و باید صدها بار خدا را شکر کنند که حادثه مرگبار دیگری رخ نداد! و خطر بزرگی از بیخ گوش آنها و برخی هواداران رد شد!
آقایان مسئول!
اگر کمی از پیله غرور و نخوت خودبزرگ بینی به در آیید و دیگران و بنده را به دشمنی متهم نکنید خواهید دید که کار اشتباهی کردید.
اگر نمی توانستید برنامه ای امن و پرمحتوا و منطقی برای این جشن بریزید باید از اجرای آن اجتناب می کردید.
« دوستی با پیلبانان یا مکن، یا طلب کن خانهای در خورد پیل»
عکس: ملیسا آهنگ، دختر بچه صوفیانی و سید مرتضی سیدحسینی ، هوادار جوانی که بر اثر تصادف در مسیر ورزشگاه جان خود را از دست دادند.