آذرقلم: در بسیاری از شهرها، کیفیت حکمرانی و مدیریت شهری تنها از دلِ پروژههای عمرانی یا حجم فعالیتها سنجیده نمیشود؛ بلکه در میزان شفافیت، نظارت و پاسخگویی بر عملکرد دستگاههای اجرایی است که خود را نشان میدهد. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته، نقش نهادهای نظارتیِ شهری همچون شورای اسلامی شهر در هدایت، پایش و تصحیح روندهایی است که بهطور مستقیم بر کیفیت زندگی ساکنان اثر میگذارند.
یکی از چالشهای مهم مدیریت شهری، سرنوشت داراییهای عمومی است؛ سرمایههایی که باید در خدمت شهروندان باشند اما گاهی بهدلایل مختلف، نیمهفعال یا استفادهنشده باقی میمانند. اماکن و سالنهای فرهنگی و ورزشی ، ساختمانها، فضاهای جمعی و مجموعههای خدماتی، بهجای آنکه گرهی از نیازهای محلات باز کنند، در برخی دورهها به داراییهای خاموش شهر تبدیل میشوند؛ داراییهایی که هر روز خاموشتر شدنشان هزینهای مستقیم بر دوش منابع عمومی میگذارد.
در کنار این موضوع، وضعیت پروژههای مشارکتی و بلاتکلیفی آنها نیز یکی از دغدغههای قابلتوجه در مدیریت سرمایههای شهری است. پروژههایی که قراردادهایشان به پایان رسیده اما تعیین تکلیف نشدهاند، نهتنها روند توسعه را کند میکنند، بلکه میتوانند به خسارت منابع و توقف فرصتهای اقتصادی و اجتماعی بینجامند. رهاشدگی این پروژهها، در عمل نوعی قفلشدگی سرمایه را رقم میزند؛ سرمایههایی که از جیب شهروندان هزینه شده اما بازدهی لازم را ندارند.
در چنین شرایطی، نقش نظارت دقیق، فعال و هدفمند نهاد مردمی «شورای اسلامی شهر»، از یک «وظیفه اداری» فراتر رفته و به بخشی از حقوق شهروندی تبدیل میشود. نظارتی که:
وضعیت بهرهبرداری از داراییهای عمومی را پایش کند
عملکرد پروژهها را با معیارهای عدالت فضایی و توزیع متوازن بررسی نماید
در برابر تأخیرها، ابهامها و کمکاریها پاسخخواه باشد
و بستر استفاده بهینه از امکانات شهری را فراهم آورد
سنجش موفقیت مدیریت شهری تنها در افتتاح پروژهها خلاصه نمیشود؛ بلکه در میزان رضایتمندی مردم، عدالت در دسترسی به خدمات و بهرهوری واقعی از سرمایههای موجود معنا پیدا میکند. هرجا این سرمایهها نیمهفعال یا بلاتکلیف باقی بمانند، نتیجه آن کاهش کیفیت زندگی، افزایش نابرابری و افت اعتماد عمومی خواهد بود.
در این میان، علاوه بر از شورای اسلامی شهر، رسانه ها، فعالان اجتماعی، کارشناسان شهری و نهادهای مدنی نیز میتوانند نقش مؤثری ایفا کنند؛ از مطالبهگری شفاف تا ارائه تحلیلهای مبتنی بر داده و کمک به شکلگیری گفتوگوی سازنده درباره آینده شهر. تجربه نشان داده است که حضور آگاهانه و نقادانه جامعه، خود به یکی از مؤثرترین ابزارهای بهبود نظارت و مدیریت شهری تبدیل میشود.
در نهایت، شهری که داراییهایش فعال، پروژههایش شفاف و نظارتش کارآمد باشد، نهتنها توسعهیافتهتر خواهد بود، بلکه رضایتمندتر، انسانیتر و برابرتر نیز خواهد بود. آینده شهرها به همین انتخابها و حساسیتها بستگی دارد؛ انتخاب میان سکوت سرمایههای خاموش یا بیداری نظارتی که آنها را دوباره به خدمت مردم برگرداند.