- پایگاه خبری آذرقلم - https://azargalam.ir -

نگارنده: دکتر اسماعیل خلفازاده

آذرقلم: این نگینِ آبیِ کویرِ تاریخ، نه تنها گنجینه‌ای از نفت و گاز را در سینه دارد بلکه راوی نبردهای بی‌شمار ایرانیان برای حفظ آن است. ایران، به‌مثابه وارث تمدن دیرپای پارسی، همواره نام «فارس» را بر این آبراه حکاکی کرده، لیکن همسایگان عرب با تیغِ تحریف، نامی جعلی را بر پیشانی آن می‌کشند.

به گزارش آذرقلم به نقل از سایت بهار، این نبرد نانوشته، در کنار زخم‌های کهنه تحریم و ناتوانی‌های درون‌زا، دست ایران را در چنگ‌اندازی بر این دریای پرگوهر، ناتوان ساخته است.
الف) تحریم‌ها: زنجیرهای آهنین بر پای صنعت
تحریم‌ها چون تازیانه‌های آتشین بر پیکر اقتصاد ایران فرود آمده‌اند. خروج آمریکا از پیمان برجام، حلقه این زنجیر را تنگ‌تر ساخت. دانش فنی حفاری در ژرفای آب‌ها، سرمایه‌های فرامرزی، و حتی مبادله ابزارهای حیاتی، همه در کام این اژدهای تحریم بلعیده شدند. میدان گازی پارس جنوبی، که چون الماسی میان ایران و قطر می‌درخشد، در سمت ایرانی خود به خوابی سنگین فرو رفته، حال آنکه قطر با بال‌های سرمایه و فناوری به اوج رسیده و تاج بزرگترین صادرکننده گاز را بر سر نهاده است. رقم‌های تلخ اوپک گواه است: فروش نفت ایران از اوج ۲.۵ میلیون بشکه در سپیده‌دم برجام، به حضیض ۴۰۰ هزار بشکه در تاریکی تحریم‌ها سقوط کرده است. این در حالی است که عربستان و امارات، سیل نقره را از دریای نفت به خزانه‌های خویش سرازیر می‌کنند.

ب) مرزهای خونین و جنگ آیینه‌های شکسته
جنگ روایت‌ها بر سر نام خلیج فارس، نبردی است بر سر هویت و حافظه تاریخی. ایران، با طومارهای کهن و نقشه‌های زرد شده تاریخ، فریاد می‌زند که «فارس» تنها نام راستین این آبراه است. اما فریادهای پان‌عربیسم از دهه ۶۰ میلادی، نامی بی‌ریشه را بر زبان‌ها انداخته است. هرچند سازمان ملل در کوچه‌های رسمی، نام فارس را به رسمیت می‌شناسد، اما در پس‌کوچه‌های دیجیتال، غول‌های فناوری گاه خنجر خیانت بر پیکر تاریخ می‌زنند. این نبرد روایت‌ها با اختلافات مرزی درهم تنیده است. ادعاهای امارات بر جزایر سه‌گانه، و طمع کویت به میدان گازی دره، نمونه‌هایی از این کشمکش‌های بی‌پایان است. همسایگان عرب، در سایه این مناقشات، هم گنج می‌ربایند و هم تاریخ را.چالش‌های ایران در بهره‌گیری از گنجینه‌های استراتژیک خلیج فارسج) میدان‌های مشترک: آینه شکست و پیروزی
میدان‌های مشترک، صحنه نمایش نابرابری‌های شگفت شده‌اند. قطر در میدان پارس جنوبی، با تولید ۸۰ میلیارد مترمکعب گاز، سهم خود را به تمامی برداشته، اما سهم ایران در مه گرفتگی فناوری و فقر سرمایه، به زحمت به ۲۰ میلیارد می‌رسد. میدان الوند نیز، که چون پلی میان ایران و عربستان می‌توانست باشد، در باتلاق سیاست گم شده است.
د) اژدهایان چندملیتی و غول‌های فناوری
کشورهای عربی با دامن گستراندن برای شرکت‌هایی چون آرامکو و ادناک، از اسبان تکنولوژی سوار شده‌اند. این غول‌های انرژی نه تنها دانش، که بازارهای جهان را نیز به بازی گرفته‌اند. ایران اما، در حصار تحریم، دست به دامان شرکای محلی شده است. حتی همکاری با اژدهای شرق (چین) در میدان آزادگان، زیر سایه شمشیر تحریم‌های ثانویه آمریکا رنگ می‌بازد.
ه) پیوندهای استراتژیک و بازی قدرت‌ها
شورای همکاری خلیج فارس (GCC) چون سپری از الماس، کشورهای عربی را در آغوش غرب نگه داشته است. پایگاه‌های نظامی آمریکا در بحرین و قطر، امنیت آنان را تضمین می‌کند. اما ایران، در انزوای خودخواسته، با گرز تحریم‌های حداکثری آمریکا روبروست. سیاست «فشار تا مرز فروپاشی» نه تنها سرمایه‌گذاران، که حتی خریداران نفت ایران را نیز رمیده است.
و) زخم‌های درونی: موریانه‌های فساد و ناکارآمدی
درون‌پیکر ایران نیز زخم‌هایی است که می‌گندد. دیوان سالاری پیچیده، فسادی که چون موریانه به جان صنعت انرژی افتاده، و نبود چشم انداز بلندمدت، پروژه‌ها را ناتمام گذاشته است. پروژه‌های نفت و گاز، قربانی نوسان‌های سیاسی و کشمکش‌های جناحی شده‌اند. حتی دیپلماسی انرژی ایران نیز، در دام ایدئولوژی گرفتار آمده است.
ز) زخم بر پیکر نیلگون خلیج فارس
فعالیت‌های سیری‌ناپذیر استخراج نفت، خلیج فارس را به آیینه‌ای شکسته از طبیعت بدل ساخته است. نشت نفت، مرجان‌های سرخ را به سوگ نشانده، و فناوری‌های فرسوده ایران، سهمی افزون در این ماتم دارد. تحریم‌ها، حتی راه درمان این زخم‌ها را نیز بسته است.
ح) راه برون‌رفت: از دیپلماسی تا نوسازی درون
گشایش این گره کور، نیازمند تیغی دو لبه است:
– تیغ دیپلماسی: بازگشت به میز مذاکره با غرب، پاسداری از نام خلیج فارس در نهادهای جهانی، و حل مناقشات مرزی از مجرای حقوق بین‌الملل.
– تیغ اصلاحات: پیکار بی‌امان با فساد، چابک‌سازی ساختارهای اداری، و جذب نخبگان برای رهبری پروژه‌های کلان.
پیوندهای نوین: هم‌آغوشی با قدرت‌های شرقی در قالب قراردادهای سخت‌پیمان.
بی‌گمان، اگر ایران نتواند از این گرداب رهایی یابد، نه تنها گوی سبقت را به رقیبان خواهد باخت، که هویت تاریخی خلیج فارس را نیز در مه فراموشی رها خواهد کرد. این دریای افسانه‌ها، امروز بیش از هر زمان، نیازمند خرد جمعی و احترام به میراث مشترک کهن است.

منبع: بهارنیوز