- پایگاه خبری آذرقلم - https://azargalam.ir -

زردنگاری خبر ورزشی علیه تراکتورسازی

 

یادداشت ورزشی: جهانبخش احمدیان

آذرقلم: قبول تراکتور به عنوان قطب جدید فوتبال کشور برای خیلی از پایتخت نشینان و اردوگاه رسانه ای آنها خیلی مشکل است. قطبی که تمامی معادلات فوتبال دو قطبی را برهم زده است و فراتر تیم های کلیشه ای استقلال و پرسپولیس ایران شمول شده است.

از همان آغاز ورود دوباره تراکتور به سطح اول فوتبال کشور، انگار مأموریتی به رسانه های پایتخت داده باشند که به نوبت، تراکتور و رکن اصلی آن  یعنی هوادارانش را با اتهامات و ایرادات بنی اسرائیلی به باد تخریب بگیرند. اتهام نژادپرستی زده و قلم فرسایی کنند یا حکم گازانبری بدهند و خواستار دستگیری هواداران در برنامه ای باشند که از پول همین هواداران تراکتور ارتزاق می کند!

 تراکتور و هوادارانش در این سالها تمام این ناملایمتی ها را تنها به عشق تیم به جان خریدند و دم نزدند. حتی مدیران عامل غیر بومی و تهران نشین نیز تمامی این موارد را به عینه می دیدند و به خاطر آنچه که به زعم خودشان منافع ملی می نامند، دم نمی زدند.

از وقتی پروسه انتقال مالکیت تراکتور به ملک خصوصی کلید خورده است، حجم این زردنگاری ها در رسانه های سراسر عمده فروششان استانهایی به جز تهران است، افزایش یافته است. روزی نیست که سایت معلوم الحال و یا روزنامه ای زردنگار، قلمش را به سمت تراکتور و با هدف تخریب نشانه نرفته باشد.

کسانی که دستشان به واسطه پروژه تراکتورسالاری از تراکتور کوتاه شده و دیگر نمی توانند بازیکنی را به تیم تحمیل کنند، امروز در کسوت روزنامه نگار، ورزشی نویس، سلاح برداشته اند که تراکتور زنوزی را زمین بزنند.

جدیدترین مورد، نوشته بی سر و ته روزنامه خبر ورزشی است که مالکیت تیم های تحت مدیریت زنوزی را هدف قرار داده و تأیید کار قانونی فدراسیون و سازمان لیگ فوتبال را دهن کجی به قوانین این سازمان ها دانسته است.

قبل از هر چیز باید بگوییم که رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسی، مؤلفه ای مهم به نام اخلاق دارد که آن رسانه را در برابر ماوقع جامعه متعهد و مسئول می سازد. متأسفانه خیلی از زردنگاران پایتخت به واسطه پشت گرمی خود به برخی افراد و نهادها، بی اخلاقی در رسانه هایشان را شجاعت می پندارند، در حالیکه این خودسانسورهای بی اخلاق، اگر بخواهند بنویسند، دو روزه بایستی درب سرخابی های پایتخت را گل گرفت!

دو تیم همشهری و یا هم استانی نمی توانند مالک یکسانی داشته اند، به جز استقلال و پرسپولیس که مستثنی هستند و نورچشمی فدراسیون و وزارت ورزشی که پول بی زبان بیت المال را صرف ماست مالی سهل انگاری های مدیران بی کفایت خود در این باشگاه ها صرف می کند.

این دوستان خبرنگار در روزنامه خبر ورزشی چرا تا به امروز از همشهری بودن سرخابی های تهران و مالکیت مشترک آنها توسط وزارت ورزش ننوشته اند؟

چرا باشگاه های تحت حمایت شرکت ملی نفت ایران اعم از نفت تهران، نفت آبادان و نفت مسجد سلیمان، با مالکی مشترک، می توانند در لیگ فعالیت کنند؟!

فولاد مبارکه سپاهان، فولاد خوزستان و… مالک مشترکی چون سازمان توسعه  و نوسازی معادن و صنایع معدنی دارند اما کک کسی در این فوتبال نمی گزد!

صنایع مس کشور که خود زیر مجموعه سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی است، زیر مجموعه های زیادی دارد که سه شرکت آن یعنی مس سرچشمه و مس کرمان و مس رفسنجان، به طور همزمان در لیگ برتر و لیگ آزادگان نماینده دارند.

مهمترین و شاخص ترین بحث مالکیتی در فوتبال لیگ برتر، همان سرخابی ها تهران هستند که تحت مالکیت وزارت ورزش قرار دارند. نه بازرسی می شود، نه تفحصی، نه حساب و کتابی، مدیری را انتخاب می کنند و کوله باری از بدهی داخلی و خارجی را انباشت می کند و بعد مدیر دیگری جای او را می گیرد و این بدهی انباشت ها را از بودجه ورزشی کل کشور پرداخت می کنند.!

یعنی بودجه ای که وزارت ورزش قرار است بین تمامی استانها تقسیم و هزینه کند، سهم عمده اش را سرخابی های تهران می برند.

انصاف و اخلاق رسانه ای حکم می کند که به عنوان روزنامه نگار و فعال رسانه ای و فارغ از هر گونه رنگ و نام، واقعیات فوتبال کشور را انعکاس دهید. نعل وارونه ای که برخی از رسانه های پایتخت بر ورزش و فوتبال کشور می زنند، تنها خیانت به این ورزش است.