- پایگاه خبری آذرقلم - https://azargalam.ir -

خالق شاهکار «عصر عاشورا» به ابدیت پیوست

آذرقلم: استاد محمود فرشچیان، هنرمند مطرح نگارگری کشور، صبح امروز، ۱۸ مردادماه ۱۴۰۴ دار فانی را وداع گفت.

به گزارش آذرقلم، طی تماس تلفنی صورت گرفته با برادرزاده استاد محمود فرشچیان، خبر درگذشت استاد محمود فرشچیان، ساعت 8 صبح امروز، 18 مردادماه 1404 تأیید شد.

استاد محمود فرشچیان هنرمند اصفهانی، در 4 بهمن 1308 دیده به جهان گشود. وی یکی از تأثیرگذارترین و نوآورترین نگارگران ایرانی در یک قرن اخیر شناخته شده که تحصیلات خود را در مدرسه هنرهای زیبای اصفهان آغاز کرد و سپس در اروپا به تکمیل دانش هنری خود پرداخت. فرشچیان با تلفیق مکتب سنتی نگارگری ایرانی و سبک‌های نوین، آثاری خلق کرده که در موزه‌های معتبر جهانی و کشور همچون حرم امام رضا (ع) به نمایش گذاشته شده است.
محمود فرشچیان را می‌توان به نوعی بنیان‌گذار سبکی متفاوت در عرصه نقاشی و مینیاتور ایرانی نامید. آثار این هنرمند همواره از ویژگی‌هایی خاص و منحصر به فرد برخوردار هستند که او را از دیگر هنرمندان عرصه نقاشی و مینیاتور ایران جدا می‌ سازد.

در بین آثار محمود فرشچیان سه تابلوی او که درباره واقعه عاشورا خلق شده، بسیار مورد استقبال هنردوستان ایرانی و غیر ایرانی قرار گرفته است. “عصر عاشورا” که به عقیده بسیاری مهم‌ترین تابلوی این هنرمند به شمار می‌آید، به نمادی برای نقاشی عاشورایی در دوره معاصر تبدیل شده است.

فرشچیان این تابلو را در سال 1355 به تصویر کشیده و هنوز هم بعد از 39 سال از خلق آن دیدن این تابلو حسی عجیب در بیننده ایجاد می‌کند.

محمود فرشچیان در مورد چگونگی خلق این اثر آورده است: “سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا، مادرم گفت “برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی”. گفتم، من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت. رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلوی “عصر عاشورا” را شروع کردم. قلم را که برداشتم همین تابلو شد که الان هست، بدون هیچ تغییری. الان که بعد از 30 سال به این تابلو نگاه می‌کنم، می‌بینم اگر می‌خواستم این کار را امروز بکشم، باز هم همین تابلو به وجود می‌آمد، بدون هیچ تغییری. یک چیزی دارد این تابلو که خود من هم گریه‌ام می‌گیرد… تفکر حاکم بر تابلو هم‌‌ همان اصل حاکم بر تابلوی ضامن آهو است، یعنی تمام خطوط مدور بوده و به وجود مبارک حضرت زینب (س) ختم می‌شد.در این تابلو مایه اصلی تصویر گرایی، مرکز تصویر دیده نمی‌شود. جایش خالی است. امام حسین (ع) که محور اصلی این تابلوست در اثر دیده نمی‌شوند.

در مورد محتوای تابلوی عصر عاشورا باید بگویم، شاید جذابیت این تابلو به علت غیبت شخصیت اصلی یعنی امام حسین(ع) در آن است و باعث می‌شود که انسان با دیدن این تابلو به دنبال شخصیت اصلی که این واقعه را شکل داده است، بگردد. اشکی که بر چشم اسب حلقه زده و آن سرافکندگی او برای آوردن خبر ناگوار و کبوترانی که خود را به خون شهید آغشته کرده‌اند، به نوعی پیام‌آور فاجعه هستند. در عین حال وجود حضرت زینب (س) و آن چند نفر در وسط تابلو می‌توانند از عواملی باشند که باعث ایجاد جذابیت هرچه بیشتر در این تابلو می‌شوند. به لحاظ تکنیکی اگر این تابلو بیشتر از این شلوغ بود، احتمالاً این غربت در تابلو این چنین نمایان نمی‌شد.”

اما تابلوی “عصر عاشورا” علاوه بر حس معنوی که به هر بیننده‌ای می‌دهد، دارای ویژگی‌های هنری بسیاری نیز است. استفاده از کادر افقی، یکی از ویژگی‌های مهم این اثر است و برخلاف دیگر آثار استاد فرشچیان که دارای کادر عمودی هستند، بیانگر نوعی ایستایی و از نفس افتادگی است.

همچنین ترکیب بندی مدور درون کادر افقی، نشانه بی‌تابی و چرخش افراد به حول محوری، برای بیان سوگواری به شمار می‌رود. هنرمند با قرار دادن اسب در مرکز تابلو، توجه مخاطب را جلب می‌کند و با کشیدن پرده خیمه در بالای تابلو در سمت راست که تا آسمان نیز رسیده، گویی تلاش دارد تا پرده‌ای از یک فاجعه را در عالم نمایان سازد است. استفاده از رنگ‌های ملایم در زمینه تابلو بیان کننده خشکی بیابان کربلاست و نشان از تشنگی‌ دارد و بهره بردن از رنگ‌های تیره نیز نشان از غم و اندوه بازماندگان است.