آذرقلم: همسر اول و دختر محمد علی نجفی روز چهارشنبه در دادسرای امور جنایی تهران اطلاعاتی از یکسال گذشته وی و میترا استاد ارایه دادند.
به گزارش آذرقلم به نقل از رکنا، همسر اول نجفی که از دستگیری شوهرش خیلی ناراحت بود با تاکید بر اینکه آنها از هم طلاق نگرفته و هنوز هم عاشقانه شوهرش را دوست دارد گفت: «من و همسرم 42 سال با هم زندگی کرده ایم و هیچ مردی به مؤدبی ایشان ندیدهام».
وی افزود: «شوهرم همیشه به من احترام می گذاشت حتی برای سوار شدن به آسانسور ابتدا با احترام کناری میایستاد تا من داخل بروم و بعد خودش می آمد».
این زن با ناراحتی ادامه داد: «شوهرم ناگهان عوض شد باور ندارم این اتفاق افتاده باشد آرام تر از شوهرم کسی را سراغ ندارم. او از وقتی با میترا استاد ازدواج کرد دیگر مرد سابق نبود. دیگر اجازه نداشت به من و دخترش سر بزند. تحت فشار بود. حتی یکبار گفت شاید برای خلاصی از رفتارهای میترا مجبور به طلاق بشویم اما دلش به این کار نبود. میترا بارها شوهرم را تهدید کرده بود به ما که خانواده اش هستیم اسید بپاشد و ضربه بزند و شوهرم برای اینکه ما در امان باشیم و حساسیتی وجود نداشته باشد رابطه مان را قطع کرده بود».
وی افزود: «در نامه هایی که به دخترم داده نوشته که مراقب مادرت باش. او مرد خوبی است و می دانم الان تحت چه فشار عصبی ای است. میترا یکسال فقط شوهرم را تهدید میکرد. هنوز دلیلش را نمیدانم، اما از وضعیت شوهرم خیلی نگرانم. او حقش این نبود؛ مردی بزرگ با اخلاق که ناگهان عوض شد و به خودش لطمه بزرگی زد».
میترا استاد با ارگانهای خاصی رابطه داشت و از همین طریق به پدرم تسلط پیدا کرده بود و او را تحت فشار قرار میداد.
دختر نجفی میگوید: میترا استاد خیانت نکرده اما پدرم را مرتب تهدید میکرد خیانت میکند و همین باعث شده بود پدرم در تنگنا قرار گیرد.
به گزارش آذرقلم به نقل از رکنا، دختر محمدعلی نجفی در دادسرای امور جنایی تهران با ابراز تسلیت به خانواده میترا استاد گفت: «میترا استاد با ارگانهای خاصی رابطه داشت و از همین طریق به پدرم تسلط پیدا کرده بود و او را تحت فشار قرار می داد».
این دختر گفت: «پیش از ظهر دیروز (سه شنبه 7 خرداد) که قتل رخ داد راننده پدرم نزدم آمد. او یک نامه ۳ برگی پشت و رو از پدرم به من داد که در آن نوشته بود میترا را کشته و دلایلش را هم نوشته بود».
«سراسیمه به موبایلش زنگ زدم خاموش بود. راننده پدرم چون بتازگی اسباب کشی کرده بودند کلید خانه را داشت سریع آنجا رفتیم و با ورود به خانه جسد را دیدیم. ما در خانه بودیم که پسر میترا آمد. من کیفش را گرفتم و در گوشهای گذاشتم و بعد فهمید چه اتفاقی افتاده است».
وی ادامه داد: «مهیار (پسر میترا استاد) دروغ میگوید دستش را پدرم شکسته، او دستش در مدرسه شکسته بود و همه این را میدانند».
این دختر با نگرانی ادامه داد: «میترا استاد از وقتی با پدرم ازدواج کرد مسیر اشتباهی را پیش گرفت. او به پدرم اجازه نمیداد با ما رفت و آمد کند. حتی تماس با ما ممنوع بود. آخرین بار یکماه پیش بود که پدرم به من زنگ زد آن هم بخاطر اینکه میخواست ماشین لکسوس را که به نام من بود بفروشد. رفتم امضا دادم و برگشتم. هیچ چیزی به نام ندارم. مادرم هرچه دارد به نام خودش است و منم جز همان لکسوس که فروخته شد چیزی به نام ندارم».
دختر نجفی گفت: «خیلی ناراحتیم این اتفاق افتاده است؛ اما میترا بیتقصیر نیست او از همان یکسال پیش پدرم را تهدید به خیانت میکرد حتی ما را تهدید به اسیدپاشی کرده بود و پدرم برای اینکه ما در امان باشیم با ما قطع رابطه کرده بود».