|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۳ | کد خبر : 89066
  • پرینت

    یادداشت روز: محمدامین خوش نیت

    آذرقلم: همه مسئولان در همه آن ۷۲ ساعت برزخی مدام بر این اصل اصرار و ابرام داشتند که مردم باید و حتما! اخبار مربوط به حادثه را صرفا از رسانه های رسمی ( منظورشان رادیو و تلویزیون و چند خبرگزاری وابسته به دولت و نهادها) دریافت کنند سبب شد تا نوعی با موج بی اعتمادی فزاینده در آینده نسبت به این رسانه ها و حتی همه رسانه های داخلی باشیم.

    یادداشت: محمدامین خوش نیت (کارشناس ارشد رسانه)*

    آذرقلم: یک رویداد تروریستی ناجوانمردانه از سوی امریکا و بسیج عمومی از چپ و راست برای محکومیت حرکت ددمنشانه نسبت به یکی از سرداران مردمی و نظامی ایران، انسجام دوباره وآشتی و وحدت ملی را کلید زد. حضور گسترده مردم در تشییع پیکرهای شهدا و بدرقه «سردار قاسم سلیمانی» تا خانه ابدی در طی چند روز، امیدها را برای تحقق آرمان مهمتر یعنی وحدت، دوری از تفرقه و شور و نشاط سیاسی آماده کرد. رکود و خمودگی که در سپهر سیاسی کشور حاکم بود دوباره با خون سردار به غلیان آمد و وحدت ملی دوباره رنگ واقعیت گرفت. رویدادی که سالها بود چنین آشتی ملی و طعم شیرین همراهی و همقدمی را نچشیده بودیم. هر چند در این بین نیز برخی رفتارهای نسنجیده، افراطی و نابخردانه از سوی برخی افراد، نهادها و سازمان ها، برخی موضع گیری های تند از سوی برخی استراتژیست های ارائه دهنده دکترین های تفرقه و بهانه و  نفرت پراکن! سبب شد تا کام برخی از شهروندان تلخ شود. همچنانکه عدم تدبیر مناسب در برگزاری ایمن و مطمئن مراسم تشییع جنازه در کرمان منجر به شهادت دهها نفر از مردم مظلوم کرمان گردید. اما در حالی که این بسیج عمومی می رفت تا به یک پارادایم سیاسی الهام بخش مبدل شود دو اتفاق دیگر به آن پیوست خورد.

    اول: شلیک چندین موشک به پایگاه های نظامی امریکا در عراق و انتقام سخت

    دوم: سقوط مشکوک یک هواپیمای مسافربری در تهران و مرگ تلخ دهها مسافر بیگناه

    متاسفانه در رابطه با رویداد نخست نیز، مردم نامحرم دانسته شده و هرگز آمار و اطلاعات دقیقی از حجم عملیات، تعداد موشک های پرتاب شده، تعداد تلفات دشمن به مردم داده نشد. آمارها بسیار متناقض بودند. از ۳۵ موشکی که در اول صبح خبرش از رادیو پخش شد تا ۲۲ موشکی که منابع عراقی اعلام کردند و در نهایت مسئولان ما به همین تعداد بسنده کردند تا ۱۵ موشک و ..! در حالی که امریکا این پایگاه ها را متروکه و خالی از سرباز اعلام کرد حدس و گمان مقام های ما بر روی چند ده تا چند صد کشته بود. اینجا هم رسانه های رسمی و ملی مدام و ۲۴ ساعته از عظمت عملیات سخن می گفتند و در نقطه مقابل، امریکایی ها، ریلکس و بی خیال از بی تاثیر بودن عملیات سخن گفتند و این مردم، مخاطبان و خود رسانه های آزاد و غیررسمی! بودند که در پارادوکسی از تائید و تکذیب ماندند و ناتوان از تصمیم درست در انعکاس اخبار یک رویداد جهانی با تمام شاخص های آن، یعنی: صحت، دقت و سرعت!

    در حادثه دوم اما بی خبر نگه داشتن افکار عمومی و رسانه ها و کتمان واقعیت ها رنگ دیگری به خود گرفت و در نهایت خروجی نامناسبی داشت. بیش از سه روز خبر اشتباه و خطای انسانی در سقوط هواپیما از مردم کتمان می شود. همه سعی در لاپوشانی آن دارند و اگر نبود تدبیر رهبری چه بسا این رویداد هم در زیر برگ های تاریخ مخفی می ماند. اکنون موضوع سقوط هواپیمای مسافربری بوئینگ ابعاد تازه ای به خود گرفته است. حادثه ای که گمان نمی شود نمونه ای برای آن در طول تاریخ پیدا کرد. اینکه برخی رسانه ها و افراد منتسب به جناح های مختلف برای آن نمونه سازی می کنند و با آوردن مصداق های تاریخی سعی در تطهیر کار خود دارند ره به بیراهه می برند. این حادثه و تصمیمات بعد از آن با هیچ یک از مختصات رویداد های سقوط هواپیما همخوانی و تشابه ندارد. نه با سقوط ایرباس ایرانی در خلیج فارس، نه با سقوط هواپیمایی مالزی در آسمان اوکراین و نه سقوط هواپیماهای مسافربری لیبی و کره! این اتفاق منحصر به فرد است. از هر لحاظ. بنابراین مشابهت سازی و نمونه خوانی حادثه، کاری عبث و به حاشیه راندن اصل موضوع و پاک کردن صورت مساله است.

    نکته مهم دیگری که این روزها به شدت بر روی آن مانور رسانه ای داده می شود و برخی از رسانه ها نیز مدعی آن شده اند اصل غفلت از اطلاع رسانی به هنگام، صریح و صحیح است. اکنون فضای مجازی پر شده از این ادعای بر حق که چرا اصل ماجرا زودتر از اینها به اطلاع عموم نرسیده و به نوعی مردم و رسانه های آزاد و غیررسمی از منظر برخی نامحرم شمرده شده اند. خدشه ای که در این حادثه بر اعتبار و حیثیت رسانه های کشور وارد شد به این زودی ها ترمیم نمی شود. اینکه همه مسئولان در همه آن ۷۲ ساعت برزخی مدام بر این اصل اصرار و ابرام داشتند که مردم باید و حتما! اخبار مربوط به حادثه را صرفا از رسانه های رسمی ( منظورشان رادیو و تلویزیون و چند خبرگزاری وابسته به دولت و نهادها) دریافت کنند سبب شد تا نوعی با موج بی اعتمادی فزاینده در آینده نسبت به این رسانه ها و حتی همه رسانه های داخلی باشیم. آتش که گرفت خشک و تر با هم می سوزد. اینجا هم مردم عادی قطعا فرقی بین رسانه رسمی و غیر رسمی قائل نبوده و دوست ندارد تفکیکی بین آنها قائل شود. او همه را با یک چوب می زند. اما در این همهمه و آوار شایعه، آنکه ماهی های سرخ و بزرگ برای خود صید کرد بنگاه های بزرگ خبرپراکنی غرب بود و شبکه های ماهواره ای آنسوی مرزها! در حوزه خبر و رسانه، عبارتی است که می گوید: باران خبر که نبارد، بهمن شایعه فرو می ریزد و ویران می کند همه دار و ندار را! اینجا هم برخی سکوت کردند و اعلام نتیجه را به بررسی های کارشناسی بیشتر! ارجاع دادند و در خلا ایجاد شده ی خبری در داخل کشور، رسانه های خارجی میدان داری کردند و خنجر را بر قلب رسانه های داخلی فرو کردند. واقعیت این است که همراه با سوختن هواپیما، اعتبار رسانه های رسمی هم دچار سوختگی شد. مثل همه موارد دیگر نمی گوئیم که دنبال مقصر نمی گردیم. از قضا این بار هستیم! برای اینکه اعتبار، سکه ای نیست که به این راحتی ضرب شود و در بازار مکاره رسانه های بزرگ دنیا حراج شود. اعتبار، اسکناسی است که به سادگی به دست نمی آید و با کوچکترین خبط و خطایی پاره و سوخته می شود. چه کسانی در این رویداد چوب حراج بر اعتبار رسانه زدند؟ از سخنگوی دولت تا سخنگوی هواپیمایی و کمیسیون بررسی سانحه و یگان های عمل کننده عملیات در این بی اعتباری رسانه که در آینده ضربات مهلک و مرگ آفرینی را بر پیکر جامعه وارد خواهد کرد مقصر هستند. ای کاش حداقل اظهار بی اطلاعی می کردند و نه تکذیب اخبار و شایعات، که در این صورت سنگین و تر و متین تر و قابل دفاع تر بودند. شاید اندک اعتباری برای حفظ اعتبار رسانه و حیثیت حوزه خبر باقی می ماند و اعتمادی که در بین مخاطب صیانت می شد. اکنون رسانه ها با چه رویی چشم در چشم مردم نگاه کنند و خبر دهند؟ آیا مخاطبان دیگر اعتمادی به رسانه های رسمی و غیررسمی (تقسیم بندی ناموزون آقایان) دارند؟ آیا کانال تلویزیون را عوض نمی کنند و سر دیش ها را به سوی رسانه های خارجی که ماهیت و فلسفه کاری آنها کاملا مشخص است برنمی گردانند؟

    آیا استعفا، کناره گیری و حتی برکناری عوامل و مسئولان ارتباط با رسانه های مرتبط با این حادثه توقع زیادی است؟

    چه کسی باید از حیثیت و اعتبار از دست رفته رسانه ها دفاع کند؟!

    *سردبیر آذرقلم و فعال رسانه ای

  • برچسب ها : , , ,
  • نظرات کاربران در "حراج سکه اعتبار رسانه های کشور در بحران سقوط هواپیما"