- سایت خبری آذرقلم - http://azargalam.ir -

عروج سردار دلها; عشق به شهادت، راه نجات ملت

یادداشت از: یونس یوسفی

آذرقلم؛ سردارشهید سپهبد قاسم سلیمانی عاشق شهادت بود و شاید این عشق زیباترین گلی بود که در باغ وجودی ایشان عطر افشانی می کرد و تهدیدها را فرصت و آسیب ها را سکوی موفقیت می نمود.

به گزارش آذرقلم، عشق به شهادت در نگاه اول، بزرگترین خطری است که حیات ظاهری انسان را تهدید می کند اما جالب اینجاست که پذیرش و عشق به بزرگترین خطرِ حیات ظاهری، آرامشی در نهاد ما به وجود می آورد که خطرات روزمره ای را که حال خوب ما را تهدید می کند نادیده انگاشته و از کنار آنها به آسانی رد می شویم.
انسانها همواره در محاصره ترس های حیات طبیعی خویش به سر می برند، ترس هایی مانند ترس از طردشدن و ترس از تغییر و شکست گرفته تا ترس از آسیب دیدن و حوادث ناگوار و مرگ. عشق به شهادت ترس های حیات طبیعی انسان را متزلزل و بی معنا می کند و انسان را به وادی مقدسی وارد می کند که ترس و اضطراب و تشویش خاطر در آن راه ندارد.
عشق به شهادت به انسان دل و جراتی می دهد که دیگر نگران تغییرات و اتفاقات روزمره نیست، که دیگر ترس از آسیب دیدن و حوادث ناگوار در برابر اراده اش رنگ می بازد، که دیگر خمودی و افسردگی در روح و روان وی جایی نخواهد داشت و با رسیدن به این وادی مقدس، استعدادها و توانایی های انسان شکوفا می شود و زندگی اش رنگ و بوی متعالی بخود می گیرد و انسان درروز و شب خویش، اهدافی را پیش روی خود می بیند که دیگر خستگی وکم کاری و تزلزل و شک و تردید را بر وی راهی نخواهد بود.
و اینها همه دستاوردهایی هستند که روان شناسان فردی و اجتماعی دنیا، با چنگ و دندان به دنبال حصول این دستاوردها هستند، همان میراثی که حسین بن علی(ع) و رهپویانش در این ساحلِ مقصود، به آرامی قدم می زنند.
عشق سردار دلها به شهادت چنان شخصیت والایی به او بخشید که از جنگ تحمیلی گرفته تا کاروزار با صهیونیست ها در لبنان و فلسطین تا نبرد با دل سیاهان داعش و جبهه النصره نه تنها تیغ تیز اراده اش را کُند نکرد، بلکه اراده آهنینش را سِتَبرتَر نمود وحتی وی را از حصار دین و مذهب و قومیت و نژاد بالاتر برد و کُرد و سنی و شیعه و مسیحی را در پناهگاه امن ارده اش جای داد و امدادرسانی نمود واین چنین شد که سردار دلها لقب گرفت…