|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۳:۵۰ | کد خبر : 71392
  • پرینت

    یادداشت ورزشی : جهانبخش احمدیان

    تراکتورسالاری با حفظ شاکله اصلی تیم

    آذرقلم : “تراکتورسالاری” تز جدید محمدرضا زنوزی در باشگاه جدیدش است که خط بطلانی بر تمامی سالارهای قبلی اعم از هوادارسالار، بازیکن سالار، مربی سالار، مدیرسالار و حتی مالک سالار کشیده است. البته هوادار سالاری را می توان مقوله ای عوامفریبانه و در راستای استتار ضعف های مدیریتی باشگاه به کار برد.

    یادداشت ورزشی:جهانبخش احمدیان

    آذرقلم : “تراکتورسالاری” تز جدید محمدرضا زنوزی در باشگاه جدیدش است که خط بطلانی بر تمامی سالارهای قبلی اعم از هوادارسالار، بازیکن سالار، مربی سالار، مدیرسالار و حتی مالک سالار کشیده است. البته هوادار سالاری را می توان مقوله ای عوامفریبانه و در راستای استتار ضعف های مدیریتی باشگاه به کار برد. بازیکنی را دیپورت کرد، یا وعده عمل به خواست های هوادار را داد و…
    وقتی یک پست اینستاگرامی بازیکن، ولوله ای در تیم به راه می اندازد، یعنی بازیکن سالاری رواج دارد، یا وقتی مربی یک تیم هوچی گری می کند و زمین و زمان را به هم می دوزد که از زیر بار ضعف فنی خود فرار کند، یعنی مربی سالاری در تیم جریان دارد.
    اما باشگاه سالاری و یا بهتر بگوییم تراکتورسالاری، تنها یک هدف دارد و آن اعتلای نام و جایگاه باشگاه بزرگ تراکتور است. باشگاهی که به ناحق در این سالها، به لطف همین سالارها درجا زده است. مربی، بازیکن، هوادار و مدیر کارنابلد و غیر متخصصی که تنها جیبشان را پر کرده و رفتند. البته منکر وجود برخی از افرادی که به صورت حرفه ای در این باشگاه فعالیت کرده اند، نیستیم و قدردان زحمات آنها هستیم.
    از این موارد که بگذریم، بایستی توجه داشته باشیم که تراکتورسالاری نیازمند ابزاری است که ماندگار باشد. وقتی صحبت از سالاری تراکتور می کنیم بایستی حواسمان باشد که با یک لفظ خشک و خالی و جذب چند بازیکن درجه دو، نمی توان سالاری تراکتور را حفظ کرد. تراکتور در صورتی سالار باقی خواهند که نگاهمان به فوتبال حرفه ای باشد، بازیکنی اگر جذب می کنیم بایستی در حد و نام تراکتور باشد.
    نمی توانیم و حق نداریم پر و بال چند ساله تیم را قیچی کرده و به اسم تراکتورسالاری تیشه به ریشه تیم بزنیم که می خواهیم بازیکن سالاری و یا بقیه سالاربازیها را از بین ببریم. باشگاه ما سرخابی های تهران نیستند که دو تیم یکدست داشته باشند، یکی داخل زمین و دیگری روی نیمکت و هر بازیکنی اگر ناز کرد، یک بفرما بگوییم و خلاص. مسلمان و احمدزاده اگر به راحتی از پرسپولیس جدا می شوند، جایگزین مطمئنی در تیم دارند. یا بازیکنان استقلال به همین منوال!

    این خانه تکانی راهکار دارد، و راهکارش جذب بازیکن جوان و بازی دادن به آنها در کنار بزرگان تیم است تا اگر روزی به هر دلیلی این بازیکنان بزرگ تیم را از دست دادیم، یا نخواستیم همکاری داشته باشیم، آن بازیکن جوان بتواند جایگاهش را در تیم پر کند. به امید کدام بازیکن در خط میانی، می خواهیم نسخه مهدی کیانی را بپیچیم؟! سربازهایی که یک سال مهمان تیم هستند؟ یا جوانانی که میدان ندیده اند؟
    تراکتور ما به زور یک تیم ۱۱ نفره با یکی دو جوان روی نیمکت برای بازیها آماده می کند. در همین شرایط هم روز به روز بازیکن از دست می دهیم و آنهایی را هم که جذب می کنیم، صادقانه بگوییم، در حد قهرمانی تراکتور نیستند.
    مدیر فنی تیم مصاحبه کرده و می گوید که به مهدی کیانی احتیاج داریم و طی صحبتی که با این بازیکن داشته ایم، قرار بر این شده است که فصل آینده نیز کاپیتان تراکتور باشد. حال یکی این وسط پیدا شده که معلوم نیست چه سمتی در باشگاه دارد و به قولی تکلیف خودش مشخص نیست، می گوید من هم دوست دارم مهدی کیانی در تیم بماند و بعد فایل صوتی رد و بدل می کند و…
    حال اگر ما به عنوان رسانه اظهار نظری بکنیم، تریبون مجازی شان هوار می کشد که آقا حاشیه سازی نکنید، حاشیه خود شما هستید برادر من که معلوم نیست بر چه اساسی در باشگاه حضور دارید.
    باشگاه مدیر فنی دارد و این مدیر فنی تصمیم به بقای مهدی کیانی گرفته است. علاوه بر این تصمیم به چند دلیل مشخص بایستی مهدی کیانی برای فصل آینده در ترکیب تیم حضور داشته باشد.
    نخست اینکه، به گواه تمامی کارشناسان ورزشی و حتی هواداران، تأثیرگذارترین بازیکن چند سال اخیر تراکتورسازی، مهدی کیانی بوده است. مخصوصا فصل قبل که در هماهنگی و روحیه دهی به جوانان تیم نقش مؤثری داشت.
    دوم اینکه، مهدی کیانی با تجربه بالای خود به عنوان میداندار و رهبر تیم عمل می کند و علاوه بر شرکت در سیستم هجومی سرمربیان وقت، نقش مهمی به عنوان تخریبچی تاکتیک تیمی حریف دارد

    سوم اینکه، با از دست دادن مهدی کیانی، ما عملا تیم را به قهقرا می بریم. از طرفی یک بازیکن بزرگسال با تجربه را از دست می دهیم که بایستی برای جایگزینی او، یک سهمیه لیگ برتری نیز خرج کنیم. از آن طرف سهمیه ای برای تکمیل دیگر خطوط تیم نخواهیم داشت و لنگ بازیکن خواهیم بود.
    و نهایتا، تقریبا ۴۰ روز به آغاز مسابقات لیگ برتر باقی مانده است و ما هنوز اندر خم کوچه خانه تکانی هستیم. در حالی که تیم های مطرح کشور از تهران تا اصفهان بازیکنان اصلی خود را حفظ کرده و با جذب نفرات جدید تقریبا تیم کاملی بسته اند. باید در کنار حفظ شاکله اصلی تیم، بازیکنان جدیدی در پست های مختلف و با قراردادهای بلند مدت جذب کرده و با میدان دادن به آنها سالهای آتی را بیمه کنیم.
    دست آخر، هر مجموعه ای که انتقادپذیر نباشد، همچون آبی راکد روزی تبدیل به گنداب خواهد شد. بایستی انتقاد های سازنده همچون امواج متلاطمی مجموعه مدیریتی را به حرکت در بیاورند تا نتیجه مطلوب همگان از آن حاصل گردد.
    رسانه های پایتخت چند روزی است که بی رحمانه ترین حواشی را برای تراکتور ایجاد کرده اند، از تغییر مالکیت تا ابهام در قرارداد سرمربی جدید و…، اما کوچکترین صدایی از تبریز برای پاسخ به آنان بلند نشده است. اما در برابر کوچکترین انتقاد ما، فریاد وامصیبتا سر می دهند که تیم به حاشیه رفت.
    من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم، تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال!

  • برچسب ها : ,
  • نظرات کاربران در "تراکتورسالاری با حفظ شاکله اصلی تیم"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.