|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۸:۲۶ | کد خبر : 71382
  • پرینت

    یادداشت وارده: محمدرضا ایازی آقابابا  آذرقلم: ۲۶ اردیبشهت یکصدویکمین سالروز شهادت ،سرتیپ حاج موسی خان هوجقانی پدر بزرگ مادرم (مرتضی جوادی) مرحومه هوجقانی را گرامی می داریم.مردی بسیار خیر و نیکوکاری بود. به گزارش آذرقلم به نقل از آریا، در سال قحطی[۱] (پنج تومن) که حدود سال ۱۲۹۵ ه.ش می باشد، ایشان بزرگان مرند را به مسجد […]

    جسارت و بی حرمتی به امیرارشد حاجعلیلو برای کسب قدرت یا ارتقاء شغلی !!!

    یادداشت وارده: محمدرضا ایازی آقابابا 

    آذرقلم: ۲۶ اردیبشهت یکصدویکمین سالروز شهادت ،سرتیپ حاج موسی خان هوجقانی پدر بزرگ مادرم (مرتضی جوادی) مرحومه هوجقانی را گرامی می داریم.مردی بسیار خیر و نیکوکاری بود.
    به گزارش آذرقلم به نقل از آریا، در سال قحطی[۱] (پنج تومن) که حدود سال ۱۲۹۵ ه.ش می باشد، ایشان بزرگان مرند را به مسجد بازار دعوت می کند و از آنان می خواهد که هر کدام به سهم خود کمکی کنند تا مردم از گرسنگی نمیرند ولی کسی قدم جلو نمی گذارد وحاج موسی خان خود مجبور می شود به تنهایی و به هزینه شخصی خودش سه عدد نانوایی در سطح شهر مرند احداث کند.
    ایشان گندم را از شهرهای همجوار و به ویژه خوی تهیه می کرد و به کمک سه آسیابی که در هوجقان داشت آن ها را آرد می کرد.
    ایشان برگه هایی به مردم مرند داده بود که هر خانواده روزانه سهمی به رایگان از این نانوایی ها سنگک دریافت می کرد.
    از اقدامات بسیار مهم حاجی موسی خان ساخت نخستین_مدرسه در شهرستان مرند بود.
    ایجاد مدرسه در روستای هوجقان در سال ۱۲۷۵ ه.ش بود که در آن حروف الفبا و علوم قرآنی توسط اساتیدی از نخجوان و مرند تدریس می شد که از جمله آن اساتید می توان به آقای حاج شیخ سعید از اهالی دیزج مرند اشاره نمود.
    او هم چنین مدرسه ای در مرند بنا می کند وهزینه آن را نیز به کمک آقایان مکافات و جلیلی از خیرین مرند تقبل می نماید.
    او هم چنین حمام بسیار زیبایی در زمان محمد علی شاه در هوجقان بنا کرد که دارای معماری با آجر به سبک دوره قاجاری بود که تا بیست الی بیست و پنج سال قبل هنوز پابرجا بود. ولی در اثر بی توجهی اهالی، سقف و قسمت های بیرونی بنا از بین رفته است.
    از دیگر اقدامات حاجی موسی خان ساخت حمام یالدور مرند و ساخت حسنیه و مسجد جامع در مرند و روستای هوجقان بود.
    هم چنین دو قنات علی خندان و تازه کهریز به وسیله او در هوجقان احداث گردید.
    همچنین به گفته ی اهالی هوجقان ، هر سال از اول محرم تا آخر صفر دیگ های پر از غذای او در اختیار مردم فقیر هوجقان و روستاهای اطراف بوده و هنوز هم از عایدات زمین های مزروعی که وقف گردیده امر فوق ادامه دارد.
    آقای فیروز یاوری نویسنده کتاب “مرند شهر نوح پیامبر” در قسمتی از کتاب خود می نویسد. «بدون شک یکی از مردان بنام و خیّر مرند را می توان حاجی موسی خان هوجقانی دانست. این مرد خیّر نخستین بار املاک خود را جهت عمران و ایجاد مدرسه و باشگاه برای مردم تخصیص و عایدات حاصله از آن را نیز به مصرف امور خیّریه و ایجاد حسنیه اختصاص داد.
    هوجقانی نخستین کسی بود که در قریه هوجقان و مرند به هزینه شخصی خود نخستین مدرسه را بنا کرد و بدین ترتیب نام خود را در ردیف فرهنگ دوستان کشور ثبت و ضبط کرد.»
    پایان کارحاجی موسی خان
    قبل از پیوستن امیر ارشد به نیروهای مرند او منطقه ی ارسباران را در اختیار داشت و چندین مرحله جهت چپاولگری با سواران خود به منطقه مرند حمله کرده بود حاجی موسی خان در مراحل اولیه با آنان وارد مذاکره شده، نیاز های آذوقه آن ها را برآورده و روانه دیارشان کرده بود. در مرحله بعدی که سواران امیر ارشد به مرند حمله کردند سواران حاجی موسی خان شکست سختی به آنان می دهند و آنان مجبور می شوند به سمت قره داغ عقب نشینی کنند.
    بعد از پیوستن امیر ارشد به حکومت مشروطه او به اتفاق حاجی موسی خان از طرف حکومت مشروطه مامور سرکوب شورش ارامنه در شمال غرب کشور می شوند، که در این جنگ ها حاجی موسی خان  دلاوری های بسیاری از خود نشان می دهد. هم چنین روحیه خیر خواهی و انسان دوستانه او شامل حال مردم این نواحی، حتی نواحی مرزی تحت سلطه حکومت عثمانی که آنان نیز از دست ارامنه در امان نبودند می شود.
    چنان که یکی از اهالی روستای هوجقان روایت می کرد۱ که او در سال ۱۳۳۹ ه.ش در تهران در مسافرخانه ای با دو نفر فرد مسن از اهالی ترکیه آشنا می شود. و صحبتی که بین آن ها می شود آن ها اشاره می کنند که خود آن ها که در آن دوره در اثر هجوم ارامنه دچار قحطی و گرسنگی بودند از حاجی موسی خان کمک های غذایی از جمله آرد و گندم دریافت کرده اند.

    امیر ارشد دشمنی دیرینه ای با حاجی موسی خان  داشت. هم چنین رشادت های او در جنگ با ارامنه مورد حسد امیر ارشد قرار می گیرد ، و موقعی که هر دو جهت جنگ با ارامنه به مناطق جنگی می رفتند در منطقه گونئی (شبستر کنونی)، امیر ارشد شخصاً از پشت سر حاجی موسی خان را هدف گلوله قرار می دهد و او را می کشد.
    او به قرآن سوگند یاد می کند که او را غیر عمد کشته است ولی یاران حاجی موسی خان یک سال بعد در همان محل انتقام فرمانده خودشان را از او می گیرند و او را می کشند.
    روحشان_شاد_یادشان_گرامیباد
    تهیه_تنظیم:  حسین ابراهیم پور هوجقان

    و اما جوابیه مطلب آقای حسین ابراهیم پور هوجقان ؛
    «گیرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل»

    مطلب سراسرکذب توسط یکی ازدبیران دبیرستان فردوسی تبریز، که خود را ظاهرا ازنوادگان حاج موسی خان هوجقانی معرفی کرده است به قلم آقای حسین ابراهیمی در فضای مجازی منتشر شده که حقیر را بر آن داشت پرده ابهام آفرینی و بذر اختلاف افکنی را کنار بزنم.
    پس از تحقیق و پرس و جو از صاحب نظران و با کمک استاد بسیار توانمندم آقای صفریان عزیز، امیدواریم به این داستانسرایی، پاسخی درخور درحد وسع ارائه کنیم .

    مقدمه: به قول یکی از بزرگان واساتید ؛برخوردانتقادی نسبت به پدیده های اجتماعی و فکری، بقای اصل روشنگری و زیبایی دیالوگها یا گفتمانهای سیاسی و فلسفی است، اما از دید علمی، انتقاد زمانی معتبر و سازنده است که با بی طرفی کامل، ارزشها و واقعیتهای نهفته دردیدگاه مورد انتقاد را تبلور دهد. یا به عبارت دیگر، این کاستیها و گسست های نهفته در افکارمورد نقد است که درنتیجه انتقاد آشکار شوند، نه دیدگاههای شخصی و باور فرد منتقد از پدیده های اجتماعی پیرامونی اش.
    هرگاه منتقد برای اثبات تز مورد نظرش به انتقاد یک مفکوره بپردازد، ناچار با جانب داری غیرعلمی، به تحریف محتوای آن مفکوره تکیه میکند.
    اینجاست که از بروز واقعیتها به طور عمدی و یا هم ناخودآگاه چشمپوشی صورت می گیرد و بدینگونه برایند چنین نقدی از دید علمی و منطقی بی اعتبار می باشد.

    هر ملتی که تاریخ می خواند و تاریخ می داند، خردسالان به اندازه ی بزرگسالان می اندیشند و هر ملتی که تاریخ نمی خواند و تاریخ نمی داند، بزرگسالان به اندازه ی خردسالان می اندیشند. آنانکه تاریخ نخوانده اند محکومند که تاریخ را تکرار کنند.
    در هرقول یا نقدی قدم زدن در حریم انصاف و خارج نشدن از دایره عدالت نشان از مناعت طبع و آراستگی به فضایل اخلاقی محقق یا منتقد دارد و همین آراستگی به شرافت انسانی و پیراستگی از هجو و غلو ها و بی طرفی ها بسترساز جوابگویی به کاستی ها و گسست های پیدا و پنهان در موضوع مورد نقد را موجب می شود.
    از زاویه دیگر هر نقد، اعتراضی و یا بیان واقعیت ها حاصل دیالوگ بین دویا چند دیدگاه و تفکر است که در مباحث تاریخی و اجتماعی بدون وارد شدن از دریچه درست و عدم تطبیق منابع موجود که کنکاش را حاصل و منتج به رد ناصواب و قبول اعتبار می شود،
    اعتبار موضع تازه را زیر سؤال برده و اهمیت آن را در حد بالا می کاهد.ایضاً از بروز واقعیت ها بطور عمدی و یا ناخودآگاه چشم پوشی می شود.
    در باب موضوع منتشره در فضای مجازی و برخی کانال های تلگرام این هفته نامه به قلم حقیر معروض است:
    در مطلب نگارنده مواردی دیده می شود که دارای تناقض با منابع معتبر تاریخی است که به چند مورد ذیلاً اشاره می شود.
    ۱-  شهر مرند بنا به شواهد منایع معتبر در دست شجاع نظام و حاکم دولت وقت بوده است و مانع رسیدن مهمات و غذا به
    انقلابیون بود و در آن زمان سام خان امیر ارشد مستقل نبوده و زیر نظر رحیم خان چلبیانلو عمل می کرده است.

    ۲-  موسی خان هوجقانی که در خیری ، نیکنامی والایش و خدمات شایسته و شایانش هیچ شک و شبهه ای نیست در اطراف شهر می زیسته است که ساکنان اطراف از مخالفان حاکم مرند بوده اند و این چندان منطقی نیست که دو مخالف حاکم شهر با یکدیگر جنگیده باشند.حتی قهرمانی ناعادلانه به چپاول مردم متهم شود.

    ۳-  کشته شدن موسی خان بزرگ از روی حسادت و دشمنی دیرینه امیر ارشد تنها از زبان نگارنده که نسبت نسبی با مرحوم دارد بیان می شود و در هیچ منبع معتبر و نامعتبر تاریخی به آن اشاره نشده است. از کجا معلوم این دسیسه و شایعه از طرف دشمنان مشترک آن دو بزرگ مرد آذربایجان و مشروطه برای اختلاف افکنی و کنار زدن آنها نباشد که بر اساس شواهدمعتبر چنین هم بوده است.

    ۴-  سردار ارشد بنا به نقل راویان منطقه ای و به استناد کتب تاریخی همچون؛ تاریخ ارسباران، ارسباران در گذر حماسه و تاریخ، سرزمین زردشت، تاریخ خوی و… انسانی شجاع، مردم دوست، مقید به احکام شرعیه، دارای حساسیت خاص به حجاب و عفت و عصمت بانوان، حب شدید به میهن، بغض شدید به اجنبی و….بود.

    تصویر ازعمارت امیر ارشد دردهستان سینا- روستای اوخارای واقع در شهرستان ورزقان


    چنین شخصی چگونه می تواند عامل شهادت همرزم،هم پیمان و همسنگرش باشد!؟ کسی که بارها طعم تلخ زندان و تبعید را برای حب وطن و آزادیخواهی چشیده است. بزرگان زیادی در وصف رشادت ها و آزادگی هایش نوشته ، همایش ها و کنگره ها به پاس خدمات بینظریش برپا داشته اند.متهم کردن قهرمانان یک ملت به قتل همدیگر خارج از شمول انصاف و مروت و عقلانیت است.

    ۵-  در نوشته نگارنده محل شهادت امیر ارشد منطقه شبستر قید شده است.در حالیکه به گواهی تمام اسناد معتبر تاریخی این اتفاق درکوه شکریازی از توابع  سلماس افتاده است.چنین قضاوتی سطحی بودن نوشته و یا در سطح داستانواره های شب های دوران کودکی را تداعی می کند.
    نقطه اوج میهن دوستی و جانبازی سردار ارشد در سرکوب شرارت های اسماعیل آقا ( سمیتقو) بود. سمیتقو سال ها بود که مناطق شمالغرب و غرب ایران را مورد تاخت و تاز سواران خود قرار داده و با قتل و کشتار و آتش زدن، هزاران نفر را کشته و یا از زندگی آواره ساخته بود. سردار ارشد به فرماندهی لشگری برگزیده می شود و شجاعانه شهرها و روستاها را از وجود نیروهای جنایتکار سمیتقو پاکسازی کرده، زندگی دوباره به مردم می بخشد. شاعران در وصف شجاعت های وی شعرها سروده بودند که در دیوان اشعار معجز شبستری ابیات فراوانی درسپاس از رشادت های سردارارشد ضبط شده است.

    اسناد و مدارک تاریخی و شاهدان نظر دارند سام خان امیر ارشد با توطئه سیاسیون با دیگر مبارز شهید آذربایجان شیخ خیابانی دچار درگیری شدند و با مذاکرات میرزا جلیل محمد قلیزاده –مدیر روزنامه سیاسی ملانصیر الدین – و حاج اسماعیل امیرخیزی منشی ستارخان سردار ملی این اختلاف حل می شود.
    مع الوصف امیرارشد با توطئه مخبرالسلطنه و انگلیسی ها به شهادت رسید و جنگ نه تنها برای قطع  شرارت های اسماعیل سیمیتقو که برای دفع سام خان طراحی شده بود.همانطور که قبل او دیگر مبارزان آذربایجان را دفع کرده بودند.
    طبق نوشته های امین شرع خویی که خود آن زمان در بطن مسایل بوده ،می نویسد در این جنگ  قرار بوده لشکر ماکو نیز به کمک قوای امیر ارشد بشتابد ولی انها علاوه بر عدم درگیری حتی یک گلوله نیز شلیک نکردند ودرحقیقت هدفشان اجرای نقشه قوام السلطنه ومخبر السلطنه بوده است .اما از انجا که سردارشجاع قره داغی از خود لیاقت وفوری داشته با یاران خود تا مرز شکست نهایی اسماعیل سمیتقو پیش می تازند که ناگهان در این هنگام  امیر ارشد توسط نیروهای خودی از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفته وجانش را فدا مینماید.

    افسوس ای ایرانیان آن مرد دانا کشته شد       سردار ارشد نامور در خون خود آغشته شد
    باهمت ومردانگی پا در رکاب آورده بود             برجوی امید وطن یکباره آب آورده بود
    بردشمنان آن شیر دل قهروعتاب آورده بود        افسوس با تیر قضا آن مرغ عنقا کشته شد
    مخبرالسلطنه در خاطرات خویش می گوید: سردار ارشد در فکر کودتاست و خیال حکومت در سر دارد و شاید علت قتل وی درگرماگرم جنگ با سمیتقو نیز ریشه در توطئه های مخبرالسلطنه (حاکم قاجاری آذربایجان ) داشته باشد؟!

    شکستن و بدنام کردن قهرمانان یک ملت، کار منصفانه ای نیست. بدون مطالعه تاریخ قدم گذاشتن در این وادی بیان حقایق بصورت تحریف شده و تنزل آن در حد داستان ها و افسانه های قبل خواب است.

    شاید کسانی که بعد از یک قرن به فکر تخریب قهرمانان قره داغ هستند منطقشان با این طرز نوشتاری از دو حالت خالی نیست، یا با دقت و بیطرفی تاریخ را مطالعه نکردهاند و یا با مفاهیم و مصطلحات مطروحه درآن نا آشناهستند و یا شاید هم درتوهم و گمراهی مطلق قرار دارند.

    ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست     عرض خود می بری و زحمت ما می داری

  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "نقدی بر یک مطلب: بی حرمتی به امیرارشد حاج علیلو با کدام هدف؟!"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.