|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :پنج شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۴ | کد خبر : 71247
  • پرینت

    آذرقلم: استراتژی جذب حداکثری و دفع حداقلیسیاستی است که اگر هر مجموعه‌ایدر موقعیت‌هایچالشی و رقابتی بتواند این خط مشی را بکار گیرد، به احتمال زیاد در رسیدن به هدف‌گذاری‌های خود موفق خواهد شد. به نظر می‌رسد این استراتژی بسیار می تواند برای وضعیت فعلی تراکتور مفید باشد اگرچه تا الان وضعیت عکسی حاکم بوده است یعنی جذب حداقلی و دفع حداکثری.

    یادداشت ورزشی: ساسان سعیدی

    آذرقلم: استراتژی جذب حداکثری و دفع حداقلیسیاستی است که اگر هر مجموعه‌ایدر موقعیت‌هایچالشی و رقابتی بتواند این خط مشی را بکار گیرد، به احتمال زیاد  در رسیدن به هدف‌گذاری‌های خود موفق خواهد شد. به نظر می‌رسد این استراتژی بسیار می تواند برای وضعیت فعلی تراکتور مفید باشد اگرچه تا الان وضعیت عکسی حاکم بوده است یعنی جذب حداقلی و دفع حداکثری.

    تراکتورسازی تیمی است که از پشتوانه قوی مردمی به طور مشخص در مناطق عمدتا ترک‌نشین برخوردار است. پایگاه قومیتی و مردمی این تیم یکی از امتیازات اصلی اقتدار این تیم‌ می‌‌باشد. با این حال از این مزیت به‌دلیل عملکرد نامطلوب – عمدتا از سمت رسانه‌های هواداری- استفاده صحیحی نمی‌شود و همین مزیت به یکی از چالش‌های این تیم تبدیل شده است. به نظر می‌رسد دلایل عدم موفقیت مطلوب تراکتورسازی در جذب بازیکن و در واقع در بکارگیری استراتژی جذب حداکثری و دفع حداقلی را می‌توان بدین صورت مورد توجه قرار داد:

    موضع‌دفع‌کننده نسبت به بازیکن‌های غیربومی؛ در دنیای حرفه‌ای فوتبال بسیار امر طبیعی و به رسمیت شناخته شده‌ای است که بازیکن‌های بسیاری از نقاط مختلف در تیم‌های مختلف جذب شوند، چرا که تنها منافع حداکثری تیم مهم است. در تراکتورسازی قدری سخت است که بازیکنی غیربومی باشد و با اقبال عمومی مواجه شود اگرچه در این بین بازیکن‌هایی هم بوده‌اند-که البته با فداکاری زیاد- نماد تعصب تراکتورسازی شده‌اند از جمله مهدی کیانی. با این حال در بسیاری موارد بازیکن‌های غیربومی با یک اشتباه با اتهامات بسیاری مواجه شده‌اند که همین امر زمینه را برای دوری این بازیکن از تراکتور فراهم آورده  و در یک گسترهکلی‌تر سایر بازیکن‌های غیربومی را برای ادامه فوتبال یا حضور در تراکتورسازی دلسرد کرده است. غیر از محمد ایرانپوریان، نمونه بسیار بحث برانگیز امید عالیشاه است، حضور عالیشاه در تراکتور چالش‌های بسیاری داشت. بعد از بازی پرسپولیس و بدون هیچ دلیل منطقی، کارشناسی شده و عمدتا براساس واکنش‌های عجولانه هواداری به دلیل ذهنیت مشوشی که بیشتر توسط رسانه‌های هواداری ایجادشده بود، به شدت مورد فحاشی و توهین قرار گرفت. مواردی همچون عالیشاه نه تنها باعث ایجاد تصور بد برای بازیکن‌های غیربومی می‌شود بلکه مانع سود بردن تیم از حضور آنان نیز می‌شود. نمونه عالیشاه شاید زیاد باشد و ما هم بنا نداریم همه موارد را بررسی کنیم.

    منکرقصور و کوتاهی حرفه‌ای عالیشاه در بعضی موارد از جمله به دلیل حضور در ویژهبرنامهدربی شبکه سه نیستیم ولی آنچه در همه این موارد مبرهن و آشکار است، واکنش عجولانه هواداری است. پیشرفت تکنولوژیک ارتباطات و افزایش دسترسی به اینترنت و گسترش شبکه‌های اجتماعی اگرچه فرایند آگاهی افراد نسبت به موضوعات و مسائل پیرامون را ارتقا بخشیده است، با این حال اگر در استفاده از شبکه‌های اجتماعی که امروزه در هدایت افکار عمومی نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند، تمهیدات جدی ایجاد نشود، بسیار می‌تواند مضر و پیامدهای نامطلوبی به‌دنبال داشته باشد.

    به نظر می‌رسد این خسارت در رابطه با تراکتورسازی مشهود است. متاسفانه برخی رسانه‌ها، پیج‌ها و کانال‌های هواداری با موضع‌گیریهای خصمانه نسبت به بازیکن‌های غیر بومی مانع توسعهفوتبالی تراکتور شده‌اند. وارد کردن ریشه‌های قومیتی و در واقع «اصل ترک بودن» به معیاری برای نحوهموضع‌گیری، یکی از علت‌های اصلی تقابل‌های هواداران با بازیکن‌های غیربومی یا غیرترک بوده است. نباید فراموش کرد که استفادهغیرکارشناسی و استراتژی جذب حداقلی و دفع حداکثری، فاجعه حضور آسانسورگونه تیم محبوب ماشین‌سازی را رقم زد، اگرچه رسانه‌های هواداری این فاجعه را تعمدا ریشه‌یابی نکردند. همچنین تهییج هواداران برای جذب مربی از کشور ترکیه بدون کار کارشناسی نه تنها باعث ایجاد یک تجربه بد شد بلکه تراکتور‌ را نیز از بسیاری منافع از جمله پرداخت مبلغ گزافی به ساغلام بدون هیچ بازدهی دور کرد. به باور بسیاری از کارشناسان اگر هجمه‌ها و فشار‌های هواداری نبود و «گل‌محمدی» به کار خود در تراکتور ادامه می‌داد وضعیت برای تراکتور می‌توانست متفاوت باشد. برکناری گل‌محمدی نمونه خوبی است تا ما وارد دلیل دوم شویم، چرا که او «ترک» بود ولی باز هم دفع شد! چون این ذهنیت برای هواداران ایجاد شد که او پرسپولیسی است. نباید فراموش کرد که «گل‌محمدی» در دوران سختی سرمربی‌گری تراکتورسازی را پذیرفت و با همهسختی‌های آن ساخت ولی با رسیدن بهار! با بی‌مهری تمام و با ادعاهای کذایی از تراکتورسازی کنار رفت.

    موضع دفع‌کننده نسبت به بازیکن‌های بومی یا ترک؛ شاید در ابتدای امر دلیل دوم در تضاد با دلیل نخست باشد ولی ذکر چند نکته این تضاد را برطرف می‌کند. باید پذیرفت که در فوتبال ایران رسانه ملی، روزنامه‌های سراسری و هر ارگان تاثیرگذاری به نحوی عمل می‌کنند که گویی بنگاهی برای تبلیغ باشگاه‌های پرسپولیس و استقلال هستند. لذا در چنین شرایطی و با این هجمهرسانه‌ای گسترده بسیار اتفاق معمولی است که یک بومی به این دو تیم تمایل پیدا کند. در چنین شرایطی وظیفههودار حملات اینستاگرامی یا شعار استادیومی! نیست که روند دوری او را تسهیل بخشد، بلکه اتخاذ استراتژی جذب حداکثری و دفع حداقلی توسط رسانه‌ها و پیج‌های هواداری باعث خواهد شد که نه تنها یک بومی یا یک ترک جذب تیم تراکتور شود بلکه در بسیاری موارد مانع دوری همیشگی او نیز خواهد شد. البته نگارنده به هیچ وجه منکر اشتباهات بومی‌ها و تحریک‌های آن‌ها نیست ولی اعتقاد قوی دارد که اگر درست مدیریت شود، منافع حداکثری برای تراکتور بدنبال خواهد داشت. یک نمونه «فرشاد احمدزاده» است که با داشتن قراردادی سه ساله با پرسپولیس برای گذراندن دوران سربازی روانه تراکتور سازی شد. احمدزاده یکی از بهترین‌های تراکتور بود و محبوبیت بالایی در بین هواداران داشت. بعد از اتمام سربازی او مجبور بود که علیرغم خواست خود به تیم پرسپولیس ملحق شود، حتی طولانی شدن فرایند توافق او با باشگاه پرسپولیس باعث عصبانیت او شد؛  این گفته صریح احمدزاده است «من نمی دانم این چه وضعی است. نه به من رضایت نامه می دهند تا تکلیفم را مشخص کنم نه اینکه با من توافق می کنند. من می خواهم در صورتی که رضایت نامه ام را بگیرم، به تراکتورسازی برگردم». بعد از حل شدن مشکل قرارداد احمدزاده با پرسپولیس برخی از هواداران بدون هیچ علتی الفاظ رکیکی را علیه او در شبکه‌های اجتماعی بکار بردند، که در میان تحریک‌های رسانه‌های هواداری بسیار موثر بود، به نحوی که احمدزاده از لجاجت با هواداران تراکتور هم که شده، خودش را به عنوان یک پرسپولیسی دو آتیشه معرفی کرد، در حالی که اگر واقعا  مدیریت صحیحی نسبت به این جدایی اعمال می‌شد، فاصله او با تراکتورسازی به هزاران فرسنگ‌ نمی‌رسید!

    دلایل ذکر شده به نظر بخشی از موانع موفقیت‌ها و توسعه تراکتور بوده است که متاسفانه در روز‌های اخیر نیز باز شاهد چنین رخداد‌هایی هستیم. تقابل عده‌ای با محسن فروزان، نگاه رادیکالی و افراطی به جذب محسن مسلمان، سروش رفیعی و …

    نگارنده اعتقاد دارد تا زمانی که رسانه‌های هواداری و به طور مشخص خود هواداران مانع جذب حداکثری تراکتور شوند، رسیدن به موفقیت‌ها نه غیرممکن ولی قطعا مشکل خواهد بود. هوادار باید بداند که هرگز نباید در موضعگیری‌های خود پرسپولیسی بودن، استقلالی بودن، ترک یا غیر ترک بودن را دخیل نکند. تنها یک چیز مهم است و آن منافع حداکثری تراکتورسازی است.

  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "جذب حداکثری و دفع حداقلی؛ استراتژی فراموش شده تراکتورسازی"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.