|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :پنج شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۴ | کد خبر : 71247
  • پرینت

    آذرقلم: استراتژی جذب حداکثری و دفع حداقلیسیاستی است که اگر هر مجموعه‌ایدر موقعیت‌هایچالشی و رقابتی بتواند این خط مشی را بکار گیرد، به احتمال زیاد در رسیدن به هدف‌گذاری‌های خود موفق خواهد شد. به نظر می‌رسد این استراتژی بسیار می تواند برای وضعیت فعلی تراکتور مفید باشد اگرچه تا الان وضعیت عکسی حاکم بوده است یعنی جذب حداقلی و دفع حداکثری.

    یادداشت ورزشی: ساسان سعیدی

    آذرقلم: استراتژی جذب حداکثری و دفع حداقلیسیاستی است که اگر هر مجموعه‌ایدر موقعیت‌هایچالشی و رقابتی بتواند این خط مشی را بکار گیرد، به احتمال زیاد  در رسیدن به هدف‌گذاری‌های خود موفق خواهد شد. به نظر می‌رسد این استراتژی بسیار می تواند برای وضعیت فعلی تراکتور مفید باشد اگرچه تا الان وضعیت عکسی حاکم بوده است یعنی جذب حداقلی و دفع حداکثری.

    تراکتورسازی تیمی است که از پشتوانه قوی مردمی به طور مشخص در مناطق عمدتا ترک‌نشین برخوردار است. پایگاه قومیتی و مردمی این تیم یکی از امتیازات اصلی اقتدار این تیم‌ می‌‌باشد. با این حال از این مزیت به‌دلیل عملکرد نامطلوب – عمدتا از سمت رسانه‌های هواداری- استفاده صحیحی نمی‌شود و همین مزیت به یکی از چالش‌های این تیم تبدیل شده است. به نظر می‌رسد دلایل عدم موفقیت مطلوب تراکتورسازی در جذب بازیکن و در واقع در بکارگیری استراتژی جذب حداکثری و دفع حداقلی را می‌توان بدین صورت مورد توجه قرار داد:

    موضع‌دفع‌کننده نسبت به بازیکن‌های غیربومی؛ در دنیای حرفه‌ای فوتبال بسیار امر طبیعی و به رسمیت شناخته شده‌ای است که بازیکن‌های بسیاری از نقاط مختلف در تیم‌های مختلف جذب شوند، چرا که تنها منافع حداکثری تیم مهم است. در تراکتورسازی قدری سخت است که بازیکنی غیربومی باشد و با اقبال عمومی مواجه شود اگرچه در این بین بازیکن‌هایی هم بوده‌اند-که البته با فداکاری زیاد- نماد تعصب تراکتورسازی شده‌اند از جمله مهدی کیانی. با این حال در بسیاری موارد بازیکن‌های غیربومی با یک اشتباه با اتهامات بسیاری مواجه شده‌اند که همین امر زمینه را برای دوری این بازیکن از تراکتور فراهم آورده  و در یک گسترهکلی‌تر سایر بازیکن‌های غیربومی را برای ادامه فوتبال یا حضور در تراکتورسازی دلسرد کرده است. غیر از محمد ایرانپوریان، نمونه بسیار بحث برانگیز امید عالیشاه است، حضور عالیشاه در تراکتور چالش‌های بسیاری داشت. بعد از بازی پرسپولیس و بدون هیچ دلیل منطقی، کارشناسی شده و عمدتا براساس واکنش‌های عجولانه هواداری به دلیل ذهنیت مشوشی که بیشتر توسط رسانه‌های هواداری ایجادشده بود، به شدت مورد فحاشی و توهین قرار گرفت. مواردی همچون عالیشاه نه تنها باعث ایجاد تصور بد برای بازیکن‌های غیربومی می‌شود بلکه مانع سود بردن تیم از حضور آنان نیز می‌شود. نمونه عالیشاه شاید زیاد باشد و ما هم بنا نداریم همه موارد را بررسی کنیم.

    منکرقصور و کوتاهی حرفه‌ای عالیشاه در بعضی موارد از جمله به دلیل حضور در ویژهبرنامهدربی شبکه سه نیستیم ولی آنچه در همه این موارد مبرهن و آشکار است، واکنش عجولانه هواداری است. پیشرفت تکنولوژیک ارتباطات و افزایش دسترسی به اینترنت و گسترش شبکه‌های اجتماعی اگرچه فرایند آگاهی افراد نسبت به موضوعات و مسائل پیرامون را ارتقا بخشیده است، با این حال اگر در استفاده از شبکه‌های اجتماعی که امروزه در هدایت افکار عمومی نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند، تمهیدات جدی ایجاد نشود، بسیار می‌تواند مضر و پیامدهای نامطلوبی به‌دنبال داشته باشد.

    به نظر می‌رسد این خسارت در رابطه با تراکتورسازی مشهود است. متاسفانه برخی رسانه‌ها، پیج‌ها و کانال‌های هواداری با موضع‌گیریهای خصمانه نسبت به بازیکن‌های غیر بومی مانع توسعهفوتبالی تراکتور شده‌اند. وارد کردن ریشه‌های قومیتی و در واقع «اصل ترک بودن» به معیاری برای نحوهموضع‌گیری، یکی از علت‌های اصلی تقابل‌های هواداران با بازیکن‌های غیربومی یا غیرترک بوده است. نباید فراموش کرد که استفادهغیرکارشناسی و استراتژی جذب حداقلی و دفع حداکثری، فاجعه حضور آسانسورگونه تیم محبوب ماشین‌سازی را رقم زد، اگرچه رسانه‌های هواداری این فاجعه را تعمدا ریشه‌یابی نکردند. همچنین تهییج هواداران برای جذب مربی از کشور ترکیه بدون کار کارشناسی نه تنها باعث ایجاد یک تجربه بد شد بلکه تراکتور‌ را نیز از بسیاری منافع از جمله پرداخت مبلغ گزافی به ساغلام بدون هیچ بازدهی دور کرد. به باور بسیاری از کارشناسان اگر هجمه‌ها و فشار‌های هواداری نبود و «گل‌محمدی» به کار خود در تراکتور ادامه می‌داد وضعیت برای تراکتور می‌توانست متفاوت باشد. برکناری گل‌محمدی نمونه خوبی است تا ما وارد دلیل دوم شویم، چرا که او «ترک» بود ولی باز هم دفع شد! چون این ذهنیت برای هواداران ایجاد شد که او پرسپولیسی است. نباید فراموش کرد که «گل‌محمدی» در دوران سختی سرمربی‌گری تراکتورسازی را پذیرفت و با همهسختی‌های آن ساخت ولی با رسیدن بهار! با بی‌مهری تمام و با ادعاهای کذایی از تراکتورسازی کنار رفت.

    موضع دفع‌کننده نسبت به بازیکن‌های بومی یا ترک؛ شاید در ابتدای امر دلیل دوم در تضاد با دلیل نخست باشد ولی ذکر چند نکته این تضاد را برطرف می‌کند. باید پذیرفت که در فوتبال ایران رسانه ملی، روزنامه‌های سراسری و هر ارگان تاثیرگذاری به نحوی عمل می‌کنند که گویی بنگاهی برای تبلیغ باشگاه‌های پرسپولیس و استقلال هستند. لذا در چنین شرایطی و با این هجمهرسانه‌ای گسترده بسیار اتفاق معمولی است که یک بومی به این دو تیم تمایل پیدا کند. در چنین شرایطی وظیفههودار حملات اینستاگرامی یا شعار استادیومی! نیست که روند دوری او را تسهیل بخشد، بلکه اتخاذ استراتژی جذب حداکثری و دفع حداقلی توسط رسانه‌ها و پیج‌های هواداری باعث خواهد شد که نه تنها یک بومی یا یک ترک جذب تیم تراکتور شود بلکه در بسیاری موارد مانع دوری همیشگی او نیز خواهد شد. البته نگارنده به هیچ وجه منکر اشتباهات بومی‌ها و تحریک‌های آن‌ها نیست ولی اعتقاد قوی دارد که اگر درست مدیریت شود، منافع حداکثری برای تراکتور بدنبال خواهد داشت. یک نمونه «فرشاد احمدزاده» است که با داشتن قراردادی سه ساله با پرسپولیس برای گذراندن دوران سربازی روانه تراکتور سازی شد. احمدزاده یکی از بهترین‌های تراکتور بود و محبوبیت بالایی در بین هواداران داشت. بعد از اتمام سربازی او مجبور بود که علیرغم خواست خود به تیم پرسپولیس ملحق شود، حتی طولانی شدن فرایند توافق او با باشگاه پرسپولیس باعث عصبانیت او شد؛  این گفته صریح احمدزاده است «من نمی دانم این چه وضعی است. نه به من رضایت نامه می دهند تا تکلیفم را مشخص کنم نه اینکه با من توافق می کنند. من می خواهم در صورتی که رضایت نامه ام را بگیرم، به تراکتورسازی برگردم». بعد از حل شدن مشکل قرارداد احمدزاده با پرسپولیس برخی از هواداران بدون هیچ علتی الفاظ رکیکی را علیه او در شبکه‌های اجتماعی بکار بردند، که در میان تحریک‌های رسانه‌های هواداری بسیار موثر بود، به نحوی که احمدزاده از لجاجت با هواداران تراکتور هم که شده، خودش را به عنوان یک پرسپولیسی دو آتیشه معرفی کرد، در حالی که اگر واقعا  مدیریت صحیحی نسبت به این جدایی اعمال می‌شد، فاصله او با تراکتورسازی به هزاران فرسنگ‌ نمی‌رسید!

    دلایل ذکر شده به نظر بخشی از موانع موفقیت‌ها و توسعه تراکتور بوده است که متاسفانه در روز‌های اخیر نیز باز شاهد چنین رخداد‌هایی هستیم. تقابل عده‌ای با محسن فروزان، نگاه رادیکالی و افراطی به جذب محسن مسلمان، سروش رفیعی و …

    نگارنده اعتقاد دارد تا زمانی که رسانه‌های هواداری و به طور مشخص خود هواداران مانع جذب حداکثری تراکتور شوند، رسیدن به موفقیت‌ها نه غیرممکن ولی قطعا مشکل خواهد بود. هوادار باید بداند که هرگز نباید در موضعگیری‌های خود پرسپولیسی بودن، استقلالی بودن، ترک یا غیر ترک بودن را دخیل نکند. تنها یک چیز مهم است و آن منافع حداکثری تراکتورسازی است.

  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "جذب حداکثری و دفع حداقلی؛ استراتژی فراموش شده تراکتورسازی"
    ۲۴ نظر برای “جذب حداکثری و دفع حداقلی؛ استراتژی فراموش شده تراکتورسازی”
    1. ناشناس گفت:

      چوخ گوزالیدی الرینه ساغلیغ

    2. وحید تراختورچی گفت:

      متسفانه بعضی از طرفدارن یا بعضی ها که اسمشونو گذاشتن نویسنده تعصب کور دارند
      و خیلی احساسی عمل میکنند، منافع تیم بر هر چیزی تقدم داره وقتی بازیکنی به درد تیم میخوره و کیفیت داره باید جذب بشه

    3. سعید گفت:

      با ۸۰درصد مطلب موافقم

    4. جواد گفت:

      واقعا واقع بینانه مطلب را ادا کرده اید عده ای یه معیارهایی برای انتخاب بازیکن دارند که زمان این جور تفکرات کهنه وارتجاعی گذشته وعده ای هم که متاسفانه تعداد انها کم نیست هم در رسانه هم در استادیوم به کوچکترین بهانه ای شروع به گفتن الفاظ رکیک وفحش های ناموسی میکنند که این عمل درکم شدن تعداد تماشاگر دراستادیوم تاثیر به سزایی دارد چرا که اکثر هواداران به خاطر نشنیدن فحش وندیدن ان جو مملو از بی فرهنگی ترجیح میدهند بازیهای تراکتور را از تلویزیون ببینند خواهشا شما بعنوان یک رسانه روی این موضوع متمرکز شوید تا این جو فحش وبی فرهنگی در استادیو کاسته شود

    5. اورمیه تیراختورچیسی گفت:

      در این چند سال اخیر تحلیلی بدین بدی ندیده بودم. داداش چرا میگوید غیر بومیها در این تیم جایی ندارند! بفرمایید اینها اهل کجای آذربایجانند؟ محمد ایرانپوریان- ۲ محمد ابراهیمی-۳ احسان حاجسفی۴- سید مهدی سید صالحی آقای گل-۴ کیانی ۵- محمدرضا اخباری ۶- فرید بهزادی کریمی- فلاویو لپز-
      غیر بومیها در این تیم اینقدر راحت هستند و موثر که شبهه وجود باند شیرازی در تیم بود. تحلیل کننده ۶۰ ۷۰ سال هست فوتبال ندیده. ظاهراً ادینیو چون بومی بود اینقدر محبوب شد. یا مثلاً گوجای رومانیایی.
      برادر بازیکنی که مثل مسلمان بعد گل ادای خر را برای هواداران دربیاره فقط نزد بیتعصبهایی چون شما ارزش داره. پیش ما کسی که به ما بگوید ترک خر اگه رونالدو هم باشد ارزش ندارد.

      • shahin گفت:

        آفرین.من نمیدونم چرا این مطالب تازگیا بیشتر شده.درواقع این مطالب اصولا بوی خیانتی میده که ریشه مکتب تیراختور را میسوزاند.مکتب غیرت تعصب وعشق.سه عنصری که بوفون تو یوونتوس.پویول توبارسلون و و و…خیلیا هستند که میشه مثال زد که در تمام دنیا یک ارزش و اصل ومحبوبیت محسوب میشه و بی شک این نفراتی که این مطالب رو مینویسن و یه سری در نهایت نادانی و حماقت تایید میکنن حکمش فقط خیانته.این افراد دارن به ریشه تراختور ومسلکش ضربه میزنن

    6. اورمیه تیراختورچیسی گفت:

      آقایان انتظار دارند کسی به ما فحش قومیتی بده بعد بگوییم حالا که اتفاق خاصی نیافتاده، بازیکن خوبیه بذار بیاد. اصلاً چون بازیکن خوبیه کار خوبی کرده برا ما ادای خر درآورده.

    7. مرتضی گفت:

      من موافق مطالب شما هستم . فقط یه نقطه رو باید در نظر بگیریم بازیکنی که تمام فکر و ذهنش همراه تیم نیست به درد تیم نمی خورد . مسلمان میگه من پرسپولیس ام بعدش میاد میگه تو ایران بعد از پرسپولیس اولویتم ذوب آهنه چجوری ازش حمایت بکنیم . به نظر من تراکتور خیلی بزرگتر از اینجور بازیکنانه .

    8. حسن گفت:

      سلام دوستان

      شما زمانی که به بازیکنی مثل حاتمی بگین ستاره معلومه که باید واسه

      نیفتادن بجنگی ..شما زمانی که توی نوک حملتون بازیکنی مثل کرپیچ

      و بیرون بکشی به امید جایگزین بهتر که جاگزینش از خودش بدتره

      باید فقط برای نیوفتادن بجنگی .ولی امیدوارم امسال دیگه اون مشکلات حل بشه

      این درسته اگر بازیکن بومی باشه بهتره ولی اول باید ساختار تیمهای پایه درست بشه بعد یواش یواش به بدنه تیم تزریق کنی

      ولی در حال حاضر تراکتور به بازیکنانی بزرگ نیاز داره تا بتونه بزرگی کنه

    9. حسین گفت:

      مطالب شما حداقل در باب مسلمان درست نیست چون این شخص درای خصومت قومیتی است و اصلا هم دلش نمی توانست با تراکتور باشد

    10. تراختور کبیر آذربایجان گفت:

      انشالله که اینطوری باشه

    11. علی گفت:

      یوخ ائله شوورلو سوز یازمامیشدین.

    12. یاشار گفت:

      در برخی موارد خیلی احساسی عمل میکنیم و در نهایت هم دودش به چشم خودمون میره

    13. shahin گفت:

      اگه دقت کنیم میبینیم به مرور یه سری اصلها و ارزشهارو بی اهمیت و بی ارزش جلوه میدیم ونمونه بارزش شبکه استانی شبکه سهند که اگه دقت کرده باشیم دیگه دارن ترکی حرف نمیزنن همش فارسی.وقتی این موارد برامون ارزش حساب میشه پس تعجب نمیکنم که شماها و امثال خاینتون بیاید و تعصب و غیرت و عشق بازیکنهارو به سخره بگیرید و اسمشرو بزارید حرفه ای.در اصل این مطالب نابود کننده این عنصرهای با ارزشیه که تیمها ی پایتخت و دیگر شهرستانها ازش بیگانه بودن.یادتون باشه وقتی محسن فروزان با قراردادی که میبنده تا برا تراختور بازی کنه قبلش همه پستهای اینستاگرامیشو حذف میکنه!!!!!میدونید چرا؟؟؟ چون میدونه تراختور خیلی فرق داره با تیمها دیگه.و اینهم حاصل حرفها و رنجها و خون دلهایی بود که اتفاقا سر همین مسایل براشون درس دادیم.حالا شماها میخواید همه این زحمات ماهارو با این مطالب که بوی فقط نابودی و خیانت میده از بین ببرین؟؟؟؟

    14. Toraj Traktorchi گفت:

      تیم بزرگ نباید قائم به شخص باشد. هر بازیکنی که موثر در پیشرفت و افتخارآفرینی تیم باشد ، هوادار خواهان اوست ، لیکن در زمان افول نباید به هر بهانه ای که شده ، اصرار در ادامه حضور داشته باشد. اف۱۴ زمانی خوب بمباران می کرد ولی افت کرده بود و هوادار نباید برای ابقاء پافشاری می کرد چرا که در فوتبال حرفه ای جایی برای احساسات و تعصبات کورکورانه وجود ندارد. ولی بازیکن خوبی که ارزش ها و خط قرمزهای تراکتور و هواداران را لگد مال کند جایی در تراکتور ندارد ، هوادار بازیکنی می خواهد که هم از نظر فنی قابل قبول باشد و هم از نظر اخلاق حرفه ای در سطح بالایی باشد. بحث بومی هم زمانی اعتبار دارد که اثرگذار باشد ، فرزاد حاتمی ها هر اندازه بومی و تعصب داشته باشند چون بار فنی ندارند به درد تراکتور نمی خورند.
      ما هواداران بازیکن اثرگذار می خواهیم که با جان و دل کار کند. بومی یا غیر بومی هیچ فرقی ندارد.

    15. هاشم از تهران گفت:

      مشکل نویسنده محترم اینه که تعادل در مثال زدن و حساسیت بعضى از موارد را رعایت نمیکنه، در مورد ایران پوریان کاملا عکس العمل احساسى برخى از هواداران پس از هدر دادن پنالتى توسط این بازیکن اشتباه بود، اما مثلاً مثال آوردن محسن مسلمان بازیکنى که نه براى ما بازى کرده و نه اصلاً شخصیت متعادلى در تیم سابقش خودش نشان نداده و هم اینکه اهانت قومیتى مستقیم منجر به معذرت خواهى سرمربى و باشگاهش داشته ، نهایت بى تعادلى نویسنده محترم هست، بنده فرض را بر خیرخواهى ایشان میگذارم، با اینهمه با عرض معذرت از ایشان، جمع کردن یک سرى مطالب کاملاً صحیح و چپاندن تعدادى مثال نادرست در کنار آن مطالب صحیح را پوپولیسم و در فلسفه سفسطه میگویند، بهتر بود جاى محسن مسلمان(که ابداً حتى ارزش نوشتن اسم ایشان هم در کنار تراختور را نفى میکنم) از على کریمى به عنوان یک نمونه مثبت نام میبردند، ضمناً یحیى پسر خوب و مربى باهوشى از نظر من بود اما در قضیه بازى با پرسپولیس و مصاحبه اش اشتباه بزرگى مرتکب شد زیرا تراختور حتى اگر هر سال هم تیم دهم لیگ شود از دید ما هواداران هیچ کم و کسرى از هیچ باشگاهى در ایران نداشته و ندارد و ما تراختور را بخاطر کسب جام دوست نداریم بلکه عشق این تیم درون قلب ماست همانند مثلاً تیم اسپانیول در بارسلون که با وجود بارسلونا و عدم بهرمانى این تیم در هیچ دوره اى از لالیگا، هوادارانش عاشقش هستند و دیدید که امسال چگونه در مقابل بى احترامى بازیکنانى چون پیکه ایستادند و حتى اولین شکست بارسلونا را (در بازى رفت حذفى) به این تیم وارد کردند

    16. احمدیان گفت:

      سلام.
      مخالفم،
      اول از همه اینکه هوادار نقشی در جذب یا حفظ بازیکن ندارد! و هر بازیکن بنجلی هم که جذب شده باشد، مورد حمایت هوادار بوده است.
      هوادار شاید به نحوه بازی بازیکنی که میلیاردی قرارداد می بندند و کوچکترین تأثیری در تیم ندارد، اعتراض بکند، نمونش همین بازیکنان فصل گذشته که از ابراهیمی بگیر تا مطهری و حاتمی وگروسیان و…
      این دفع حداکثری بحث بیهوده ای است، ما بهترین بازیکنانمان که مورد تشویق هوادار بوده اند، بومی نبودند. علی کریمی با آن کنتاکتی که قبلا داشتیم، با استقبال بی نظیر و حمایت هوادار آمد و سال موفقی در تراکتور گذراند!
      احسان حاج صفی، مهدی شریفی، و کلی بازیکن دیگر.
      تنها دلیلی که شاید هوادار نسبت به یک بازیکن ( بومی یا غیر بومی ) واکنش نشان دهد، بازیکنانی هستند که تراکتور را به هوای شهرت و ثروت رها کرده و راهی تیم های تهرانی می شوند که ۹۹ درصدشان نادم و پشیمان می شوند.
      تا به امروز بازیکنی نمی تواند ادعا بکند که از سوی هواداران تیم دفع شده است ( بومی یا غیر بومی ) یا شعار حیا کن رها کن شنیده باشد.
      فقط در جریان فصل گذشته، برخی از هواداران برحسب انتظاری که از بازیکنان میلیاردی داشتند و عملکرد شعیفی که داشتند مخصوصا ایرانپوریان و آن پنالتی معروف جام حذفی، دلخور بودند. ایرانپوریان می توانست این فصل هم بماند و شاید در لیست ( بازیکن جذب کنها ) نبود که به راحتی از دست دادند.
      در مورد یحیی و اینکه بومی حساب کردید ایشان را عرض کنم که، تا زمانی که به تراکتور نیامده بود، احد الناسی از ترک بودنش خبر نداشت. وقتی قرارداد بست، این عنصر ترک بودن را چماقی بر سر اعتراض هواداری کردند که سرمربی صاحب سبک خارجی می خواست!
      بازیکنان بومی با هوادار مشکلی نداشتند، با مدیریت باشگاه به مشکل برخوردند یا حداقل چنین وانمود کردند که مشکلی با مدیریت دارند که جلای تیم کردند.
      دقت کنیم که اختلافات بین مدیر و بازیکن را گردن هوادار نیاندازیم. هوادار فقط بازی می خواهد، پیروزی می خواهد. و عرض کردم بر حسب انتظاری که از بازیکنان میلیاردی دارد، شاید اعتراضی هم بکند که حق طبیعی اوست!

      • ساسان گفت:

        سلام و عرض ادب جناب احمدیان
        سپاسگزارم که نگاه متفاوت خودتان را به صورت مبسوط بیان کردید.
        قبلا از اینکه در پی پاسخ به ایرادهای شما باشم لازم است نکاتی را راجع به قصد و در واقع پیام این یادداشت بیان کنم؛
        یکی از پیام‌هایی که این یادداشت در پی بیان آن هست، مسئله افراطی گری و نگاه رادیکال در کلیت رسانه های هواداری است که بالتبع طرفداران هم تحت تاثیر این موج قرار میگیرد، بدیهی است که افراطی گری و تندرو بودن الزاما اقداماتی همچون کشت و کشتار داعشی نیست، بلکه عدم تحمل دیدگاه و نظر دیگران هم خود یک نگاه افراطی و تندروی است. افراط گر از تفکر عاجز است و همیشه بهترین راهکار را حذف طرف مقابل می داند. نمونه هایی از این نگاه را می شود در برخی از کامنت ها مشاهده کرد که با نگاهی رادیکالی بدون اینکه به نقد مطلب بپردازنند…ضمن استفاده از عبارت پردازی توهین آمیز حکم داده اند که سریع مطالب پاک شود، مشکل چنین نگاه‌هایی هستند اینها اساسا با نقد بیگانه هستند وقتی در مقابل مطلبی، سخنی، پاسخی ندارند یا در چارچوب داده های فکری آن ها نیست… سریع فرافکنی کرده و بدنبال حذف منبع مخالفت از اساس می باشند. افراط گر عاجز است که در مورد نحوه ی ورود و خروج ساغلام اظهار نظر کند، آیا اینکار کارشناسی شده بود؟ آیا بازدهی داشت؟ تراکتور در این جذب چه نفعی برد؟ آیا اساسا نفعی داشت؟ یا سراسر خسارت بود؟ آیا یک تجربه بد بود یا خوب؟ تندرو هرگز نمی تواند علت ورود و خروج ماشین سازی به لیگ برتر را ریشه یابی کند، چون هرگز نمی تواند بپذیرد که پرشدن بومی های بی کیفیت در ماشین سازی اشتباه بوده است. افراط گر نمی تواند درک کند که با حضور ماشن سازی در لیگ برتر و ماندگاری این تیم در لیگ برتر چه مزایای اقتصادی برای تبریز فراهم می شد؟ از هتلداری گرفته تا سایر فعالیت های اقتصادی دیگر…. افراط گر نمی تواند درک کند اگر تراکتور با جذب بازیکن های باکیفیت و حضور مرتب در آسیا فارغ از مزایای اقتصادی هم برای شهر تبریز و هم برای خود تیم… چقدر می تواند در معرفی آذربایجان به دنیا نقش آفرینی کند… پس آنچه باعث نگارش این مطالب شده… صرفا توجه به منافع آذربایجان به طور کلی و منافع حداکثری تراکتورسازی به طور مشخص است. ما با جذب بازیکن های باکیفیت هست که می توانیم به چنین منافع حداکثری برسیم… نه اینکه به یکی بگم شما فلان روز گفتی استقلالی هستم… پرسپولیسی هستم… ترک نیستم… این مسائل یکی از موانع اساسی است که امروز تراکتور درگیر آن است… ما الان چند روز کلی انرژی و زمانمان را اختصاص دادیم به چنین مسائلی… درحالی که سپاهان، ذوب آهن و استقلال یکی تیم عالی را برای مسابقات آماده کرده اند….
        و اما پاسخ انتقادهای شما؛
        شما به طور کلی و البته با توضیحات بعدی فرموده اید که هوادار نقشی در جذب یا حفظ بازیکن ندارد و همواره حامی هر بازیکنی که جذب شده بوده است. من اصلا نمی توانم موافق این نظر شما باشم. سه مورد مثال می زنم دو مورد راجع به «جذب» و یک مورد راجع به «حفظ» فلش بکی بزنید به سالهای حضور تراکتور در لیگ برتر، مصادیقی که این ادعای شما را نقض می کند زیاد است. بازیکن ارمنی که جذب شد، خاطرتان هست؟ بعد از دستور تندروها مبنی بر کنار رفتن این مدافع… باشگاه در یک اقدامی غیر حرفه ای و مغایر با اصول حرفه ای فوتبال رفت سراغ بنگر ۳۷ ساله و او را جذب کرد… بنگر هم با سوتی های خود فاجعه آفرید… اگرچه افراط گر ها او را متهم به خیانت کردند و باعث شدن امیر قلعه نویی از پذیرفتن مسوولیت باخت شانه خالی کند… ولی من اعتقاد راسخ دارم یک شخص ۳۷ ساله بضاعتش نمی توانست بیشتر از بنگر باشد… او اساسا نباید جذب می شد… همه ی ما دیدیم که بنگر بعد از خروج از تراکتور هم بازیکن موثری نشد… فوتبال او اساسا تمام شده بود…بنگر یکی از دلایل ناکامی پرسپولیس در واگذار کردن قهرمانی به استقلال خوزستان در سه فصل پیش بود و اساسا هیچ بازدهی نداشت.. که برانکو او را به درهای خروجی هدایت کرد… و دست آخر هم آقای قلعه نویی با بی حرمتی تمام به هواداران فرمودند که بنگر را براساس توصیه ی یکی از دوستان خریدیم… ولی تندورها بدون توجه به این موارد او را به خیانت متهم کردند….
        محسن مسلمان هم موردی است که باید اخیرا به این لیست اضافه کرد. اینکه دلایل چه بوده است، مسئله ای جداست … هجمه های رسانه ای شدید علیه او باعث شد او حتی برای بدست آوردن دل هواداران تراکتور اقدامی نکند… ما باید توجه آنچه که منافع حداکثری تراکتور هست انجام بدیم… همه ی کارشناسان واقف هستند که او یک بازیکن باکیفیت است… وقطعا مدیران تراکتورسازی هم ابزار لازم برای مجازات بازیکن های همچون مسلمان در اختیار دارند که در صورت اثبات قصور او… بشدت اورا مجازات مالی کنند….و اما در مورد «حفظ» یکی از دلایل اصلی رفتن امسال ایرانپوریان از تیم توهین های هواداران افراطی تیم بود. به نظرم این حرف قدری بی انصافی است که شما می فرمایید در لیست بازیکن «جذب کنها» نبود… بلکه اگه واقعا ایرانپوریان از توهین ها دلخور نبود می توانست مثل کیانی منتظر تمدید باشد نه اینکه در اولین فرصت جدا شود. مراد از این مثال ها نشان دادن تاثیر وافر هوداران در جذب یا حفظ بازیکن هستش، خواه منفی خواه مثبت. امکان پذیر نیست که با نام بردن از چند بازیکن غیربومی جذب شده، بحث دفع حداکثری را بی اعتبار کنید. ما اینها را جذب کردیم ولی در شمار بالای هم دفع کردیم.
        از همه ی دوستان می خواهم و در واقع انتظار می رود یادداشت بنده را آنچنانکه هست ببینید، نه آنچنانکه دوست دارید ببینید. این نوشتار بنا ندارد همه ی دلایل ناکامی تراکتورسازی را منحصر در این یادداشت بداند. اما اعتقاد دارد افراطی گری یکی از دلایل عمده ی ناکامی تراکتور می باشد.

        • احمدیان گفت:

          سلام . ممنون.
          بارها نوشتیم و توضیح دادیم که حضور سه تیم از آذربایجان در لیگ برتر چه مزایایی دارد، منتها گوشی بدهکار نبود و بی کفایتی مربی و بازیکن تراکتور را در سالهای گذشته گردن باخت یا مساوی شان مقابل تراکتور می انداختند که باید ماشین یا گسترش به تراکتور می باخت!
          این نگاه و دیدگاه ها پسندیده نیست.
          در مورد جذب بازیکنانف برادر من وقتی بازیکنی ارمنی از کشور همسایه به تیمی مثل تراکتور می آید که کشورش ۲۰ سال است با کلیتی به نام اذربایجان درگیر جنگ هستند و عمده شعار استادیوم نیز یاشاسین آذربایجان خواهد بود، مطمئنا کارایی لازم را برای تیم نخواهد داشت. خوب ما آندو را هم داشتیم، بازیکن استقلال هم بود ولی بازیکنی حرفه ای بود که مورد حمایت طرفداران هم قرار گرفت. عرضم اینجاست که جذب بازیکن خارجی ارمنی، بیش از همه به ضرر تیم بود. من خودم نیز مخالف حضور او بودم. آجورلو هم عوامفریبی کرد که گفت به خواست هوادار ردش کردیم رفت. اما اگر جذب می شد، مطمئنا هوادار حمایت می کرد.
          محسن بنگر قضیه اش معلوم بود، نوشتیم پا به سن گذاشته است، نوشتیم اتوبان خواهیم شد، همین حرفهای امروزی را زدند که حرفه ای باشید، دوران تعصب به پیراهن گذشته است و… آخر سر هم معلوم شد رفاقتی جذب شده است.
          برادر من نمی شود که وسط فصل تیمی را که در کورس قهرمانی دارد، بکوبیم که چرا بنگر را رفاقتی جذب کردی!
          محسن مسلمان علی رغم ان حرکت نژادپرستانه اش، معتقدم اگر جذب می شد و اراده ای بر جذب او بود، مطمئنا هواداران حمایت می کردند.
          اینکه برخی از هوادار مایه می گذارند و دلیلی برای ضعف مدیریت و فنی خود می تراشند، قابل قبول نیست.
          بحث بازیکن سرخابی نیست بالا عرض کردم، علی کریمی را با آن کنتاکتی که قبلا داشت با آغوش باز پذیرفتیم.امروز اگر حسینی استقلال هم جذب شود، باز می پذیریم. فرشاد احمدزاده هم بیاید می پذیریم.
          ایرانپوریان در لیست نبودف که اگر اینطور بود، بعد متنی که گذاشته بود، سراغش را می گرفتند و دردش را درمان می کردند! حالا باید بدوویم دنبال دفاع راست.
          ووریا با استقلال به مشکل خورده، چرا خبری از جذبش نیست؟!
          هوادار حق دارد معترض باشد، بازیکن و مدیر بایستی سعه صدر داشته باشند.

    17. روقییه تیراختورچی گفت:

      درمورد عالیشاه هم خیلی اشتباه نوشتید عالیشاه همه میدانند که توبازی با پرسپولیس عمدا خودش را به زمین زد تا مصدوم شود مقابل تیم محبوبش بازی نکند،بازیکنی که دلش با تراکتور نیست نباید به تراکتور بیاید والسلام

    18. یداله گفت:

      اوزون اوتور فیکیرلش گور نه یازیبسان!!!!! فیکیرلشسن تز بولاری سیلرسن

    19. اورمیه تیراختورچیسیاورمیه تیراختورچیسی گفت:

      آی نویسنده، یازماخ باشارمیسان، یازماماخ کی باشاریسان، یازما دا مجبورسااااان؟

    20. نادر گفت:

      دوستان عزیز با سلام. بالاخره قول جناب زنوزی برای انتخاب یه مربی بزرگ تحقق پیدا کرد و جان توشاک سرمربی تراکتور شد. انشاا… که این انتخاب سرآغاز روزهای خوبی برای تراکتور و هواداران دوست داشتنی اون باشه.
      کاشف گرت بیل، سرمربی تراکتورسازی شد
      سرمربی ولزی سابق رئال مادرید هدایت تراکتورسازی را برعهده گرفت.
      به گزارش “ورزش سه”، جان توشاک سرمربی ۶۹ ساله اهل ولز با مسئولان باشگاه تراکتورسازی به توافق نهایی رسید و قرارداد ۳ ساله را به امضا رساند تا رسما هدایت باشگاه تبریزی را بر عهده بگیرد.
      توشاک که سابقه سرمربیگری رئال مادرید را در اوایل دهه ۹۰ میلادی دارد و روی نیمکت لیورپول نیز نشسته از شب گذشته با محمدرضا زنوزی مالک باشگاه تراکتورسازی و هوشنگ نصیرزاده نماینده وی مذاکراتی را انجام داد و در نهایت امشب توافق نهایی حاصل شد تا او با عقد قراردادی ۳ ساله هدایت سرخپوشان را برعهده بگیرد.
      این مربی ۶۹ ساله در تیم ملی ولز نیز کار کرده که اولین بار گرت بیل را از تیم های پایه این کشور پیدا کرد و به نوعی کاشف او نیز محسوب می شود.

    21. نادر گفت:

      قرارداد ۳ ساله جان توشاک با باشگاه تبریزی
      کاشف گرت بیل، سرمربی تراکتورسازی شد
      سرمربی ولزی سابق رئال مادرید هدایت تراکتورسازی را برعهده گرفت.
      به گزارش “ورزش سه”، جان توشاک سرمربی ۶۹ ساله اهل ولز با مسئولان باشگاه تراکتورسازی به توافق نهایی رسید و قرارداد ۳ ساله را به امضا رساند تا رسما هدایت باشگاه تبریزی را بر عهده بگیرد.
      توشاک که سابقه سرمربیگری رئال مادرید را در اوایل دهه ۹۰ میلادی دارد و روی نیمکت لیورپول نیز نشسته از شب گذشته با محمدرضا زنوزی مالک باشگاه تراکتورسازی و هوشنگ نصیرزاده نماینده وی مذاکراتی را انجام داد و در نهایت امشب توافق نهایی حاصل شد تا او با عقد قراردادی ۳ ساله هدایت سرخپوشان را برعهده بگیرد.
      این مربی ۶۹ ساله در تیم ملی ولز نیز کار کرده که اولین بار گرت بیل را از تیم های پایه این کشور پیدا کرد و به نوعی کاشف او نیز محسوب می شود.
      در سوابق مربیگری جان توشاک نشستن روی نیمکت تیم هایی مثل اسپورتینگ لیسبون، لاکرونیا، بشیکتاش، تیم ملی مقدونیه، رئال سوسیداد و … نیز دیده می شود. توشاک در دوران مربیگری در تیم رئال سوسیداد اسپانیا موفق به کسب مقام قهرمانی در کوپا دل ری در سال ۱۹۸۶–۸۷ شد و سپس در رئال مادرید موفق به کسب مقام قهرمانی در لالیگا اسپانیا در فصل ۱۹۸۹– ۱۹۹۰ شد و همچنین در دیگر تیم اسپانیایی یعنی دیپورتیوو لاکرونیا در سوپر جام فوتبال اسپانیا در سال ۱۹۹۵ به مقام قهرمانی رسید.
      قهرمانی در بشیکتاش ترکیه در جام حذفی فوتبال ترکیه در سال ۱۹۹۷–۹۸ یکی دیگر از افتخارات این مربی صاحب‌نام می‌باشد.
      قهرمانی در خزر لنکران جمهوری آذربایجان در سوپر جام فوتبال جمهوری آذربایجان در سال ۲۰۱۳ نشان داد که این مربی در هر کشوری می‌تواند موفق باشد. در نهایت در تیم الوداد کازابلانکا مراکش در لیگ دسته اول فوتبال مراکش در فصل ۲۰۱۴–۲۰۱۵ ویترین قهرمانی‌های این مربی را در قاره آفریقا تکمیل کرد.
      او همچنین سال گذشته یکی از گزینه های هدایت سپاهان بود اما در نهایت حضورش در ایران میسر نشد. حالا توشاک با سابقه ای بسیار خوب در ترکیه با مسئولان تراکتور به توافق رسید و هدایت این تیم را برعهده گرفت.
      گفتنی است؛ از زمان در اختیار گرفتن مالکیت باشگاه تراکتورسازی توسط محمدرضا زنوزی او به هواداران قول حضور یک مربی بزرگ خارجی را داده بود که حالا با جذب جان توشاک به وعده خود عمل کرد.
      توشاک طی دو سه روز آینده به ایران سفر می کند تا رسما کارش را شروع کند و هدایت سرخپوشان تبریزی را برعهده بگیرد.


    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.