|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۴ | کد خبر : 70348
  • پرینت

    به مناسبت روز سیاه فوتبال آذربایجان/ وحید ارضی

    تراکتورسازی؛ تیمی که خیلی یتیم است

    آذرقلم: مسئولین ورزش تبریز یا خواب هستند یا بلد نیستند که چگونه از حقوق بحق موکلان خود که تیم یتیم تراکتورسازی و طرفدارانش هستند دفاع کنند. اگر این موضوع و جریانات سر سپاهان یا سایر تیمها می آمد آیا مسئولان آن تیمها مثل مسئولین تبریزی از حقوق تیمشان دفاع می نمودند؟

    یادداشت ورزشی: وحید ارضی
    آذرقلم: تا وقتی من یادم می‌آید همیشه حق تیمهای تبریز در این فوتبال بی در و پیکر پایمال شده وتابحال هیچ یک ازمسولین آذربایجانی و بومی درصدی تلاش جهت احقاق حقوق تیمهای تبریزی نکرده اند ویا اگر تلاش مختصری هم بوده در همان ده روز اول عقیم مانده است.در اوایل دهه هفتاد لیگ اول ایران با نام جام آزادگان یک سال در دو گروه برگزار گردید ودر یک گروه تراکتورسازی تبریز با امتیاز بالا نسبت به تیم دوم یعنی کشاورزتهران اول شد و با تیم دوم گروه دیگر یعنی پاس بازی ضربدری انجام داد بازی رفت در تبریز با گل کاملا آفساید محسن گروسی به پایان رسید و تمام بازیکنان و طرفداران به این نکته واقف بودند که حق تیم خورده شده اما مسئولین امر وعده دادند که با شکایت و فلان حقمان را خواهیم گرفت ولی هیچ یک از مسئولین ما را به فدراسیون فوتبال راه هم ندادند چه برسد که فریادمان را به گوش مسولان رده بالای فوتبال کشوربرسانند و در جواب طرفداران گفتند که در بازی برگشت تراکتور جبران خواهد نمود. اما در بازی برگشت پاس تهران با یک بازی کاملا تدافعی و با درخشش بهزاد غلامپور تمامی حملات تراکتور را خنثی نمود وبازی صفربرصفر پایان یافت تا پاس در فینال و در ضربات پنالتی پیروزی تهران را شکست داد و قهرمان لیگ آزادگان شد.
    نیمه اول دهه هفتاد تراکتور با هزار زحمت فینالیست جام حذفی شد و بهمن تهران را در باغشمال باشوت از راه دورحسندخت که وارد دروازه سجادی شد شکست داد. اما در بازی برگشت داستان جور دیگری نوشته شد ابتدا کاظم نور محمدی هافک خلاق تراکتور اخراج شد ودر ادامه نیز گل بسیار زیبای حسن دخت باز از سوی داوران مردود اعلام گردید معلوم نشد ضربه کاشته از چهل متری چطور آفساید اعلام گردید. دوباره مسولین وعده دادند که حق تراکتور برآورده خواهد شد اما وعده سر خرمن در هندستان و در جام میلز محقق شد و دست طرفداران تراکتور یکبار دیگر در حنا ماند.
    چند سال بعد با حضور شهرداری تبریز در لیگ آزادگان و ظهور تیم سایپا از تهران یک بار دیگر و در ورزشگاه باغشمال حق یک تیم تبریزی پایمال گردید.شهرداری درآن سال با بازیهای درخشان سری بلند کرده بود و در انتهای لیگ با تیم سایپا جدالی نفس گیر داشت و بازی یک بر صفر به نفع تیم تیریزی می‌رفت که پایان یابد اما شاهکار حسین عسگری داورمسابقه امتیاز کامل را از شهرداری گرفت.ماجرا بدین شکل بود که نود دقیقه پایان یافته بود اما داور از اعلام اتمام بازی صرف نظر می‌کرد ودر دقیقه نهم از وقتهای تلف شده هافبک میانی تیم سایپا تدارک یک حمله را دید و با ارسال توپ بلند میخواست هافبک کناری تیمش را صاحب توپ کند که توپ مستقیما چند متر مانده به نقطه کرنر به اوت رفت و داور کناری اوت را بنفع شهرداری اعلام نمود و دفاع چپ تیم تبریز توپ را برداشت که پرتاپ کند داور وسط با سوت و سپس با اشاره از مدافع شهرداری خواست که توپ را به حریف بدهد و مدافع و بازیکنان شهرداری هاج واج به دور وبر و داورنگاه می کردند که این چه صیغه ایست در همین اثنا بازیکنان تیم سایپا با زیرکی خاص توپ را وارد دروازه نمودند و بلافاصله هم داور سوت پایان بازی را بصدا درآورد وبازی یک بر یک خاتمه یافت.
    طرفداران بیشماری که بعلت حساسیت بازی به استادیوم آمده بودند شروع به اعتراض کردند و مانع از خروج داوران و بازیکنان سایپا شدند و هرچه دستشان بود پرتاپ نمودند و مسولین هیات فوتبال تبریزچندین بار از بلند گوی ورزشگاه با خواهش و تمنا از تماشاگران خواستند تا استادیوم را ترک نمایند اما هواداران اصلا توجهی نکرده و میگفتند این سومین بار است که حقمان خورده میشود. با آمدن نیروهای یگان ویژه مردم آهسته ورزشگاه را ترک کردند و اعتراضها با شکستن شیشه های تربیت بدنی واقع در حیاط باغشمال همراه شد. صحبتهای مرحوم گهرخانی مبنی بر ایفای حقوق از دست رفته ، کاری از پیش نبرد و نه تنها دردی دوا نشد بلکه دامنه اعتراضهای مردم خشمگین ابتدا به چهارراه باغشمال و در ادامه میدان ساعت و بانک ملی کشیده شد.
    آری به راحتی آب خوردن در طول پنج سال با بی کفایتی مسولان تبریزی و زیرکی مسولان تهرانی حریفان سه بار مانع از قهرمانی تیمهای تبریزی در سطح اول فوتبال کشور شدند. درآن سالها خبری از تیمهای اصفهانی در سطح قهرمانی لیگ نبود و آنها تنها برای سقوط نکردن به لیگ پایین‌تر پا به مسابقات میگذاشتند.
    جولان تیمهای ماشین سازی- تراکتورسازی و شهرداری در لیگ آزادگان رفته رفته کم رنگتر شد و وبا آغازلیگ به ظاهر حرفه ای و ناکارآمدی مدیران ورزشی ، تیمهای فوتبال تبریز یکی پس از دیگری به دسته پایین‌تر تنزل کردند. بازی تیمهای شهرداری و پلی اکریل که در آن بازی نیز حق شهرداری با هدایت سرمربی اسبق ملی که از تیم ملی تازه اخراج شده بود باهم پایمال گردید. بنده در پایان آن بازی کنار رختکن تیم شهرداری بودم و آقای مایلی کهن با صدای بلند و صراحتا به بازیکنان تیمش می گفت: “اصلا ناراحت نباشید من از حقوق پایمال شده تیم دفاع خواهم کرد و صددرصد مانع از سقوط تیم به دسته پایین خواهم شد”.
    بیش از دودهه از سقوط شهرداری گذشته اما حقوقی ایفا نشد که نشد. در سالهای بعدی با هجوم بازیکنان درجه چندم غیر بومی و مربیان درجه سوم به تبریز ابتدا فیروزکریمی سپس محمود یاوری و در ادامه علی دوستی- ندیمیمان- میدن دروپ- پیوس- وطنخواه و مربیان دیگر نتواستند تا تیمهای اول تبریز یعنی ماشین و تراکتور را به سطح اول فوتبال برگردانند و هر سال بدلایلی در آستانه صعود به لیگ برتراز این مهم باز می ماندند. جریان بازی با هما خاطرتان هست که در آن سال تراکتور با امتیاز برابر ولی با تفاضل گل بهتر نسبت به هما قرار داشت اگر بازی مستقیم را نیز مد نظر قرار می دادند این تراکتور بود که به پلی اف صعود به لیگ برترقرار میگرفت اما مسولین فوتبال ایران درآن سال یعنی سال۸۵ تصمیم گرفتند یک بازی بین این دو تیم برگزار شود و این بازی که قرار بود در تبریز انجام شود بدلایلی ابتدا به زنجان سپس به تهران و نهایتا در ماه خرداد همان سال و ساعت چهار بعد از ظهر در اصفهان برگزار گردید و در ضربات پنالتی تراکتوریها بازی را به هما واگذار کردند و اشکهای طرفداران و پیوس سرمربی با هم جاری شد.
    اما سال بعد تراکتور با همین سرمربی دوست داشتنی پا به عرصه لیگ دسته یک گذاشت و با بازی های خوب دوباره در آستانه صعود به لیگ برترقرار گرفت اما بازی با شیرین فراز هنوز که هنوز است از یادها نمی رود که چگونه با حضور شصت هزار تماشاگراین بار با هنرنمایی داور مسابقه و صد البته حاشیه سازی کاملا حرفه ای موذیانه فراز کمالوند و دوباره عدم کفایت مسولین استانی در کشاندن بازی به استادیوم مجموعه یادگار امام در دو بازی رفت و برگشت مانع از حضور سرخ جامگان آذربایجان در بالاترین سطح فوتبال کشور شدند.
    دوسال بعد اما تصمیم گرفته شد که تراکتور حتما در لیگ برتر حضور یابد و در آستانه انتخابات سال ۸۸ تراکتور موفق شد جشن حضور در لیگ برتر را برگزار نماید.حضور تراکتور که تابوی پر طرفدار بودن تیمهای قرمز و آبی پایتخت را شکسته بود جریانی تازه در لیگ برتر ایجاد نمود.یعنی حضور بیش از پنجاه هزار تماشاگر دراستادیوم سهند مجموعه ورزشی یادگار امام در هر بازی.
    این بدان معناست که تراکتورسازی تبریز متعلق به شهر تبریز نیست بلکه تیم محبوب تمام ترکهای ایران میباشد و حتی در رسانه های کشورهای همسایه حضور طرفداران بیشمار و محبوبیت تیم بزرگ تراکتورسازی این موضوع انعکاس یافت وتا جایی این موضوع باعث شد که مسولین تیم گالاتاسارای ترکیه در تدارک بازی دوستانه با تراکتور شدند که به سرانجامی نیانجامید. در کرج-تهران-انزلی-شیراز-مشهد-اصفهان-اهواز و سایر شهرها طرفداران تراکتور حضور می یافتند تا از تیم خودشان حمایت کنند.تراکتور در اولین حضور خود توانست در بین ده تیم رده بندی قرار گیرد و درسال بعد پنجم شد. اما در سومین سال حضور در لیگ برتر تراکتور سودای حضور در آسیا را داشت که این بار نیز بازیگری در نقش قاضی ایفای نقش نمود. «داور جهانبازی» حاکم میدان دربازی با صبا باطری بود که وقتی بازیکن صبا ( محسن مسلمان) گل تیمش را به ثمر رساند و با حرکت دستش تماشاگران را به رگبار بست نه تنها کارتی نشان نداد بلکه از سوی ناظر و کمیته انظباطی نیز مجازات هم نشد. بازی دو بر یک به نفع صبا در جریان بود که جهانبازی با سوت خود خطای مدافع صبا روی بازیکن تراکتور را پنالتی اعلام کرد و کمک داور هم ضمن تایید تصمیم داور کنار دروازه صبا ایستاد تا ضربه پنالتی زده شود. نصرتی توپ را برداشت که خودش زننده ضربه پنالتی باشد و دروازه بان صبا درون دروازه قرار گرفت در این حال ما که پشت دروازه صبا منتظر شکار لحظه پنالتی بودیم ناگهان دیدیم که کلیه عوامل صبای قم بر سر داوری ریختند و یکی دو لباس شخصی که معلوم بود مدیرعامل یا سرپرستآن تیم هستندف چنان داور را تطمیع یا تهدید کردند که داور مانع از زدن ضربه شد و دستور ادامه بازی را داد. بازیکنان هرچه اعتراض نمودند که قضیه چیست داور نه تنها جوابی نداد بلکه کارتهایی هم به بازیکنان معترض نشان داد. تماشا گران که میخواستند تراکتور در آسیا جولان بدهد، شروع به اعتراض و شکستن صندلی هایی نمودند که تازه در ورزشگاه نصب شده بودند و چندین خودروی پارک شده در محوطه توسط تماشاگرانی داغون شد که برای چندمین بار حقشان بنا بدلایلی نادیده گرفته میشد. دوباره مسولین وعده هایی دادند اما تا به حال نیز معلوم نشد که چه کسی به داور دستور داد تا مانع از ضربه ای شود که از سوی خود او اعلام گردیده بود. سال بعد با هزار و یک دب دبه و کب کبه امیر قلعه نوعی که معروف است به پرافتخارترین فوتبال ایران که هم قدرت مالی زیاد دارد وهم دار و دسته چاله میدانی در اطرافش پرسه میزنند شد مربی تراکتورسازی.
    جماعت ساده زیادی به استقبال وی رفتند و بازیکنانی مثل صادقی- اکبرپور- آشوبی – فروزان و غیره که یار دیرین سرمربی بودند به تبریز تشریف آوردند. در یک بازی جنجالی این بار، دوباره محسن ترکی با سوت طلایی بازی را بنفع تیم سابق سرمربی درآورد ابتدا یک پنالتی و اخراج حاج صفی و در ادامه پنالتی دوم و باخت تراکتور.
    این بازی نیز پایان یافت و تراکتور نایب قهرمان لیگ شد اما سرمربی تیم که با تراکتور سفید و با تماشاگران قرارداد معنوی امضا کرده بود در آخرین لحظه تراکتور و طرفدارانش را قال گذاشت و با اولین اشاره بسوی تهران پرواز نمود و بازیکنان عقدی خود را به تیم محبوبش برد و حتی «توزی» بازیکن برزیلی که نسبت به او میگفت: “زیاد آش دهن سوزی نیست” را به استقلال برد.
    تراکتور مدل تونی خیلی زود با شکل و شمایل خاصی در لیگ بعدی شکل گرفت و با فوتبالی هجومی و صد البته با برنامه شخصیت قهرمانی به خود گرفت اما در پنج مسابقه آخر معلوم نشد که چه بر سر تیم آمد و این بار تونی اخراج و تیم در آستانه قهرمانی به حاشیه مدیریتی رفت و دوباره نایب قهرمان شد. سال بعد مجید جلالی مربی خوشنام سکان هدایت تیم اول آذربایجان را بر دست گرفت و با بازیهای خوب توانست تیم را در سطح بالا نگه دارد اما دوباره حاشیه های مدیریتی و نامعلوم باعث شدند که مربی بااخلاق را مجبور به استعفا کنند و تونی مربی اخراج شده در سال قبل را سر مربی تیم نمایند تا تماشاگران از این بی ثباتی مدیریتی ناراحت نشوند و تراکتور با چاشنی شانس توانست جام حذفی کشور را فتح کند. لیگ بعدی تراکتور با سرمربی بومی و جوان و البته بازیکنان نه چندان مطرح بومی و دسته یکی آغاز به کار کرد و با بازیهای درخشان نیم فصل اول با بیشترین گل زده قهرمان شد. درآغاز نیم فصل دوم بازیهای ضعیف و عمدی دروازه بان لک زیاد به چشم آمد ونهایتا حامد لک باعث و بانی اخراج رسول خطیبی از روی نیمکت تراکتور شد و فاتح دلها یعنی اولیویرا برای بار سوم سرمربی تراکتور گردید. تونی خیلی زود تیم را جمع و جور کرد و با بردهای پشت سرهم به صدر جدول چسبید.
    بیرحمی فوتبال و ناداوریهای مهندسی شده باعث شد که آقای فغانی داور بازی سپاهان – تراکتور شود و تراکتور با شاهکار همین داور بازی برده را با اعلام پنالتی بی مورد در اصفهان ببازد. به اعتقاد بنده اگر مسولین درآن بازی نسبت به داوری اعتراض درست و حسابی و حرفه ای میکردند بازی آخر آنطور مفتضحانه – تمسخرانگیز و تحقیرآمیز پایان نمی یافت. چرا که برنامه های نا جوانمردانه تیم سپاهان در سالهای گذشته از جمله مساله مربوط به آبهای آلوده – عبور دادن حریفان از استیج و تونل مغناطیسی که بر اعصاب بازیکنان تاثیر می گذارد و فوتبالیستها را کاملا منگ میکند- غش کردن داور به نفع سپاهان- قراردادن سنسورهای هدایت کننده درون توپها و هدایت الکتریکی مغناطیسی توپها از بیرون زمین به سوی دروازه حریف و خیلی از کارهای دیگر که شاید برای بعضی ها غیر منطقی و نا معقول باشد.
    تنها درسال ۹۴ دوازده بازی با اشتباهات داوری که چهارتا از این قضاوتها بر عهده همین فغانی بود بنفع تیم سپاهان پایان یافت. بطور مثال بازی رفت در اصفهان با نفت مسجدسلیمان که خلتعتبری در موقعیت آفساید دروازه را باز نمود و با تعجب در برنامه نود هم اشاره کرد که “بله چرا دروغ بگم گلم آفساد بود دیدم داور اعلام نکرد و منهم توپ را گل کردم” و بخاطر همین اعتراف مورد غضب مدیریت باشگاه سپاهان قرار گرفت. در بازی دور رفت نیز با تراکتور هم باز گل همین بازیکن از موقعیت آفساید وارد دروازه لک شد. در بازی دور برگشت سپاهان با پرسپولیس نیز فغانی خوش خدمتی خود را نسبت به تیم سپاهان انجام داد و نه تنها بازیکن خطاکار را اخراج نکرد بلکه از اعلام پنالتی نیز بنفع تیم تهرانی صرف نظر کرد و سپاهان را در پایان بازی برنده از زمین خارج نمود. فینال به بازی آخر کشیده شد و قرار شد که فقط استیج اصلی جشن قهرمانی به تبریزآورده شود و همه غافل از دستهای آلوده که بازی سایپا- سپاهان را برگزار کردند. کسی نپرسید که دفاع آخر سایپا چرا آفساید دهه شصتی آنهم از نوع محلات به سپاهان کادو می دهد. فوتبالیستهای قدیمی میدانند که منظور من چیست ودر صحنه گل دوم سپاهان چرا مدافعین سایپا مانع از گلزنی شریفی کوتاه قد نشدند. اما سپاهان به هر نوعی این بازی را برد تا منتظر سوت پایان مامور خود در تبریزباشند. بله فغانی با اشباهات عمدی نه سهوی بازی را طوری پیش برد تا تیم دلخواه خود را قهرمان کند. ابتدا آندو را اخراج نمود سپس پنالتی روی کریمی را اعلام نکرد و سوت پایان را زودتر از موعد مقرر بصدا درآورد . آخر بازی هم که شایعه کثیف و مرموز باعث شد تا فغانی گم شود.
    اما نحوه توضیحات و دفاع مسولین امر باعث رنجش بیش از حد اهالی فوتبال در آذربایجان گردید .حق مردمی که از چهار گوشه ایران برای تماشای بازی از شب قبل در تبریز حضور یافته بودند چه شد و چه خواهد شد.ایکاش شب قبل بازی در پارک زیبا وتازه افتتاح شده یادگار امام می بودید و می دید طرفدارانی که از شهرهای مختلف برای دیدن بازی و جشن قهرمانی تراکتور آمده بودند، برای قهرمانی تراکتور چه برنامه هایی تدارک دیده بودند.
    تراکتور با ارایه بازی تهاجمی و زیبا میرفت که نفت تهران را به سرنوشت دیگر همشهری خود یعنی استقلال دچار کند که مانع سخت و لجوجی به نام ناداور «فغانی» مانع از این فعل شد. حتی نفت تهران نیز در این قضیه متضرر شد چون اگر آنها اگر سه بر یک جلو می افتادند چه بسا داور فغانی با اخراج مبعلی و یا بیرانوند بازی را به تساوی بکشد اما چون تیم آنها سه بر یک عقب بود و اگر آندو اخراج نمی شد و یا داور از اعلام پنالتی چشم پوشی نمی کرد آتش بازی تراکتور ادامه می یافت و با باخت پر گل بازی را واگذار میکردند.اما آنها بازی باخته را به تساوی کشیدند آنهم در مقابل صد هزار نفر و از این بابت زیاد سر و صدا و اعتراض نکردند و داوری هم که طبیعتا بنفع انها بود.اما کارشناسان نا کارشناس از همه بدتر آقای فنایی که سابقه بسیاری در ماستمالی کردن این جور قضاوتها را دارد کارشناسی برنامه نود را بر عهده داشت دوباره نمک بر زخمهای تراختوریها ریخت چرا که نباید از یک کمک داور نسبت به قضاوت کار داور وسط استفاده کرد مگر آقای فنایی داور وسط بودند که کار آقای فغانی را نقد کردند؟ چطور میشود فنایی قضاوت فغانی را با آن اشتباهات پشت سر هم در بازی با تراکتور-سپاهان و پرسپولیس – سپاهان ونفت-تراکتور که همگی بنفع تیم سپاهان بوده و البته تاثیر گذار در سرنوشت قهرمانی را نقد نمی کند و یا برنامه نود این ۱۲ بازی سپاهان را که داوری ها به نفع سپاهان بوده را به چالش نمیکشد. مگر گناه طرفدار بودن تراکتورچیست؟دانش آموزانی که تا الان هم نتوانسته اند بازی ۲۵ اردیبهشت را فراموش کنند و رغبتی در فصل امتحانات ندارند و شاید اگر بعد از خردادماه نتایج دروس دانش آموزان آذربایجانی را مرور کنیم بیشترین مردودی را خدای ناکرده در آذربایجان شاهد خواهیم بود.
    مسئولین ورزش تبریز یا خواب هستند یا بلد نیستند که چگونه از حقوق بحق موکلان خود که تیم یتیم تراکتورسازی و طرفدارانش هستند دفاع کنند. اگر این موضوع و جریانات سر سپاهان یا سایر تیمها می آمد آیا مسئولان آن تیمها مثل مسئولین تبریزی از حقوق تیمشان دفاع می نمودند؟ قطعا آنها کاری میکردند که صددرصد حقوق ضایع شده زنده می شد. صحبت از یک تکه فلز بی اهمیت به نام جام قهرمانی نیست غرور و سر افکندگی ما را چه کسی پاسخگو خواهد بود؟تا وقتی من بیاد دارم حق تیمهای تبریزی در این فوتبال نه بکبار نه دو بار نه سه بار بلکه ده ها بار پایمال و نادیده گرفته شده و در آخر هم تیمهای تبریزی بدهکار و جریمه نیز شده اند. در قانون فیفا اگر یک تیم در لیگی بیش از دوبار از اشتباهات داوری آنهم سهوی منتفع شود بازیهای آن تیم و قضاوت داوران آن دو مسابقه قابل بررسی است و اگر بیش از سه بار تیمی از اشتباهات داوری سود ببرد یقینا کاسه ای زیر نیم کاسه بوده و حتما تیمهای سود برده را محروم و از امتیازشان کسر می کنند.آیا مسولین امر اعم از استاندار-فرماندار-تربیت بدنی و از همه مهمتر مدیران باشگاه تراکتور سازی از این حق خوری آشکار شکایت کرده و چه نوع دفاعیه و شکایتی نموده اند؟ گناه آن افرادی که در آن شب نزدیک بود جان خودشان را از دست بدهند چه بود؟ آیا خون شهروندان اصفهانی از خون سایر هموطنان رنگینتر است؟ گناه آن چهل وسه نفر مامور نیروی انتظامی چه بوده که مجروح شده اند؟ شاید فقط فوتبال است که حق ما خورده میشود! ان شاءالله در سایر زمینه های اجتماعی-فرهنگی-اقتصادی و غیره حق آذربایجان که سر ایران است خورده نشود. در طول سی سال من احساس کرده ام همیشه حق تیمهای تبریزی ضایع شده است. در این میان تیم تراختور خیلی یتیم بوده و والدینی نداشته که از حقوق فرزند خود دفاع کنند. گذر زمان همه چیز را بیشتر از روز روشن خواهد نمود. همانگونه که داور استرالیایی بازیکن مشمول خدمت تیم ملی ایران را اخراج نمود همین فنایی و فغانی بودند که اذعان نمودند که داور ویلییامز اشتباه کرده و نباید فولادی را اخراج می کرد! خطاهای فولادی کجا و خطاهای آندو کجا؟ نتیجه این که مسولین نباید به این راحتی از حقوق ضایع شده همشهریان خود بگذرند و با درایت و کفایت خداپسند و در داخل کشورمان مساله را حل و فصل نمایند چطور که در سال گذشته شهرداری را با اتهام تبانی به لیگ پایین هدایت کردند و یا در لیگ کالچیوی ایتالیا یونتوس را بخاطر تخلف های داوری و تبانی به دسته پایین جریمه نمودند. مدیران باشگاه تراکتورسازی و مسولین استانی و نماینده ها دست در دست هم نهاده و با بکارگیری وکیل باکفایت و در شأن مردم آذربایجان آب رفته را به جوی بازگردانند و اگر نتیجه ای حاصل نشد به ای.اف.سی شکایت کنند. عملکرد مسولین در این آزمون سخت سنجیده خواهد شد. به امید احقاق حقوق از دست رفته در این سالها که اگر این بار نیز کاری از پیش برده نشود دیگر هیچ زمان اعتماد مردم بدست نخواهد آمد.

    وحید ارضی

  • برچسب ها : , ,
  • نظرات کاربران در "تراکتورسازی؛ تیمی که خیلی یتیم است"
    ۱۲ نظر برای “تراکتورسازی؛ تیمی که خیلی یتیم است”
    1. فرهاد مرندی گفت:

      خدا لعنتش کنه اون فغانی و

    2. تراختور کبیر آذربایجان گفت:

      مسئول بی لیاقت
      از قدیم گفتند حق گرفتی هست…. امیدوارم با تغییران عمده در باشگاه تراختور به حقش برسه و اینقدر راحت ا حق تراختور خورده نشه… تیم دست اهلش و دلسوزان باشه

    3. تراختورچیلار گفت:

      نوشته زیبا و روشنگرانه ای بود مرسی
      ولی نمیدونم در مورد بی کفایتی مسئولان چه باید کرد
      ولی اگر باشگاه واقعا درست و حرفه ای اداره بشه جلوی خیلی از مسائل و میشه گرفت

    4. تی تی گفت:

      یاد سعیدی نماینده مجلس افتادم که اتفاقا از کنار تراختور به مجلس راه یافته اند که در انتخابات مجلس دوره گذشته گفتند که پرونده بازی تراختور- نفت همچنان باز هست و در حال رسیدگی و اگر در داخل به نتیجه نرسد به فیفا و دادگاه لاهه شکایت خواهیم کرد این عین جمله شان هست. الان آقای سعیدی و سایر نمایندگان کجا هستند و پیگیرشان در مورد این بازی و جمعه سیاه به کجا رسید؟

      • حمید گفت:

        آقای سعیدی تا انتخابات بعدی سکوت کردند دم انتخابات بعدی ایشون و خیلی های دیگه پیدا میشه و با شال تراختور شروع خواهند کرد به وعده و وعید

    5. تراختورچی گفت:

      سپاهان یه تیم مافیایی هست که با پول های باد اورده و بیت المال بادش کردند اصفهان اصلا فوتبال نداره
      و نوشته های نویسنده در مورد این تیم کاملا درست هست
      ولی بنظر من در بازی نفت هدف اول ممانعت از قهرمانی تراختور بود و نفت منصوریان و هم شما دستم کم نگیرید که با داوری های مشکوک در کورس قهرمانی بود نمونه اش در بازی ماقبل تراختور که با یک پنالتی مشکوک صبارو برود و تا در کورس قهرمانی بمانند! و سپاهان هم از اونطرف مثل همیشه با مافیا و داوری دنبال اهدافش بود! در اون جمعه سیاه هدف اول ممانعت از قهرمانی تراختور و بعدش قهرمانی نفت منصوریان بود! ولی اون اتفاقات رقم خورد شرایط طوری پیش رفت که جام به اصفهان رفت

    6. تراختـــور گفت:

      امیدوارم با مدیریت زنوزی و ساختار حرفه ای که در باشگاه ایجاد خواهد شد مانع از پایمال شدن حق تراختور کبیرمان شود و مسئولان و نمایندگان هم با عبرت گرفتن از گذشته بیش از پیش پشتیبان حقوق تیم باشند و تراختور کبیرمان به جایگاهی که لایقش هست برسد
      این فوتبال بی در و پیکر هست قدرت نداشته باشی محکوم به فنا هستی تراختور قویترین پشتوانه که هوادار و پایگاه مردمی هست داره بقیه مونده به درایت مسئولانی که باید دلسوز باشند

    7. فرزاد گفت:

      لعنت به فوتبال مافیایی لعنت به ف…..

    8. میانالی گفت:

      لعنت بر بدخواهان تراختور کبیر
      یاشاسین آذربایجان یاشاسین تراختور

    9. حبیب گفت:

      تورک دیلینده مدرسه اولمالیدی هر کسه

    10. سالار گفت:

      یاد جبارزاده استاندار خنثی وقت هم بخیر! که کوچکترین تلاشی برای احقاق حق نکرد!
      اینجور جاهاست که باید عبرت بشه و مردم حساسیت داشته باشند نسبت به مسئولانی که انتصاب میشوند و یا انتخاب نمایندگان مجلس و….
      هیچ موقع به وعده ها دلخوش نباشیم و همیشه عمل را از مسئولین بطلبیم

    11. ناشناس گفت:

      نکته مشترک مسئولان استان ما شیرشدن برای استان و….. شدن برای دیگران است . بیشترین مالیات کشوررادر سالهای اخیراستان ماداده تا با آن پولها امثال ………ها و…….و…خریداری شده وحق تراکتورراپایمال کنند . درموردتمام مسائلی که نویسنده محترم ذکرکرده اند حتی حالا هم می شود به فیفا شکایت کرد . خدا به ش….. هم لعنت کند که به خاطرحفظ منافع خود حق تراکتوررا فروخت


    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.