|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۵:۳۰ | کد خبر : 69546
  • پرینت

    تراکتور نیازمند مدیریت و برنامه ریزی از حوزه ساختار تا سکو و رسانه است تا تیمی یک دست روانه مسابقات کنند. این مهم محقق نخواهد شد تا زمانی که هوادار و دلسوزان این تیم در جایگاه های متفاوت دولتی و خصوصی، کمک حال وضعیت بغرنج تیم باشند.

    یادداشت ورزشی: جهانبخش احمدیان
    آذرقلم: همزمان با بسته شدن پرونده مصطفی آجورلو در باشگاه تراکتورسازی و عزل او توسط هیئت مدیره باشگاه، برخی از رسانه های محلی و پایتخت، نسخه های جدیدی برای تیم پیچیده و افرادی را به عنوان گزینه های احتمالی مدیریت تراکتور معرفی کرده اند که در حد و اندازه تراکتور نیستند و یا قبلا مدیر این تیم بوده اند و بدهی انباشته ای از خود بر جای گذاشته و بدون کوچکترین احساس مسئولیتی رفته اند.
    بحث مدیریت در تراکتور، فعلا تبدیل به مهمترین موضوع تیم برای هواداران گشته است، تا مسائل دیگر همچون مطالب کذب قائم مقام تراکتور در برنامه تلویزیونی درباره امید عالیشاه و عدم استعفای اعوان و انصار آجورلو در باشگاه، و خیلی مسائل دیگر همچنان مسکوت بماند. چرا این دوستان اجرایی اعم از سرپرست تیم و قائم مقام و… که از نزدیکان آجورلو در باشگاه به حساب می آیند، میانه ای با استعفا ندارند؟ شاید این دوستان هم می خواهند مفتخر به شعار حیاکن رها کن بشوند.
    تاریخ نزدیک به یک دهه ای تراکتور در لیگ برتر را که نگاه کنیم، اگرچه ضعف مدیریت در این باشگاه اظهر من الشمس است، ولی تنها علت روزهای ناخوشی تراکتور نیست. شاید تنها بخشی از مسائل و مشکلات تراکتور مربوط به ضعف مدیران عاملی باشد که بدون تخصص فوتبالی و به عنوان مدیر به این نهاد ورزشی صادر شده اند. همین عدم تخصص موجب ناکامی تراکتور در رقابتهای داخلی و خارجی و افزون بر آن، بدهی انباشته چند ده میلیاردی شده است.
    ساختار تراکتور به عنوان تیمی شبه دولتی از عوامل دیگر ناکامی این باشگاه است. سال ۸۹ به هر دلیل ممکن، تیم در اختیار سپاه قرار گرفت و پای مدیران غیر متخصص و کسانی که شاید در عمرشان توپی به پایشان نخورده است، به تیم باز شد. بنیاد تعاون سپاه به عنوان متولی اصلی تیم، می توانست حرفه ای تر از دیگر تیم های نظامی، به مقوله فوتبال حرفه ای وارد شود و با استخدام مدیران متخصص و نظارت و بازخواست به موقع، مانع از سرخوردگی هوادار از باشگاه و متولیان ان باشد. امروز اگر هوادار تراکتور شعارهایی علیه تیم نظامی سر می دهند، ماحصل همان نگاه غیر فوتبالی به باشگاه است. البته در این یکی دو سال اخیر موضوع واگذاری سهام تراکتور به اشخاص حقیقی و مؤسسات غیر دولتی مطرح بوده است و حتی با وجود اعلام آمادگی چندین نفر برای خرید سهام تراکتور و پرداخت بدهی انباشته، این واگذاری صورت نگرفت. اولین گام در راه کامیابی تراکتور واگذاری سهام آن به بخش خصوصی اعم از افراد و مؤسسات غیر دولتی است، چرا که بنیاد تعاون سپاه، نمی تواند همانند دیگر تیم های دولتی از عهده مخارج تیم بیر بیاید. نگاه کنید استقلال و پرسپولیس هم دولتی هستند، سالانه ۴۰ میلیارد خالص بودجه دولتی دارند و علاوه بر اسپانسر و تبلیغات و… کلی هم بدهی انباشته بار آورده اند که دولت به عنوان متولی تیم آنها را پرداخت کرد. در این سو برای تراکتور طبق اعلام تلویزیونی آجورلو بودجه ای از سوی بنیاد تعاون اختصاص نیافته و بدهی انباشته مدیران نظامی سابق نیز از طریق درآمدزایی اقتصادی باشگاه پرداخت شد تا تیم به دلیل شکایات متعدد راهی دسته یک نشود.


    رسانه ها، سکوهای خاص و دلالان فوتبال، هر کدام نقش خود را در ناکامی تراکتور ایفا می کنند و کلهم اجمعین این عوامل دست در دست هم می دهند تا هواداری که روزی برای قهرمانی تیم سر از پا نمی شناخت، دست بر دعا بردارد که تیم اول تبریز و آذربایجان راهی دسته یک نشود.
    امروز رسانه ای، مدیر مورد علاقه خود را برای مدیرعاملی تیم معرفی می کند و سکویی خاص به دنبال بازپرداخت دین خود به مدیر و بازیکن دیگری است و دلالان فوتبال که پای ثابت هر تیمی، از جمله تیم های شهرستانی هستند.
    در نهایت، هوادار نبایستی به این فکر بیافتد که با تغییر یک مدیرعامل و چند مدیر اجرایی، وضعیت تیم بهبود خواهد یافت، وضعیت تراکتور با همین ساختار و با نگاه های سهم خواهانه از سوی رسانه و سکو و دلال، به همین منوال خواهد بود. چرا که اگر قرار بر بهبودی وضع تیم بود، تغییرات قبلی جواب داده بود و حداقل عنوانی در خور نام تراکتور به دست آمده بود. به عبارتی دیگر هیچ کدام از این عوامل به تنهایی عامل ناکامی و وضعیت وخیم فعلی در باشگاه تراکتور نیست و هر کدام به نوبه سهمی در این آشفته بازار دارند. شاید ساختار تیم تغییر یابد، و تیم خصوصی شود، ولی عوامل بعدی ذکر شده، همچنان نقش خود را در ناکامی تراکتور ایفا خواهند کرد. یا شاید بتوان سکو و رسانه را مدیریت کرد، ولی حضور مدیری غیر متخصص سد راه موفقیت تیم خواهد شد.
    تراکتور نیازمند مدیریت و برنامه ریزی از حوزه ساختار تا سکو و رسانه است تا تیمی یک دست روانه مسابقات کنند. این مهم محقق نخواهد شد تا زمانی که هوادار و دلسوزان این تیم در جایگاه های متفاوت دولتی و خصوصی، کمک حال وضعیت بغرنج تیم باشند.

  • برچسب ها : , ,
  • نظرات کاربران در "مدیریت باشگاه تراکتورسازی؛ اصلاح ساختار یا سهم خواهی؟!"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.