|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۱ | کد خبر : 69390
  • پرینت

    آذرقلم: دخالت های نظامیان در سیاست یکی از جلوه های گسترده در جوامع توسعه نیافته به شمار می آید که عبارت است از سیاست زدگی همه نیروها و نهادهای اجتماعی. فقدان و یا ضعف نهادهای سیاسی کارآمد که باعث دخالت نظامیان در سیاست می گردد.

    یادداشت سیاسی: اسماعیل خلفازاده

    دانشجوی دکترای مدیریت توسعه

    مقدمه: با اینکه قانون دخالت نظامیان را در سیاست منع کرده و توصیه بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی به پرهیز از ورود به مسائل سیاسی بوده است اما در تاریخ انتخاباتی ریاست جمهوری ایران، نظامیان در چندین دوره ‌ ی متوالی با برجسته‌ترین شخصیت‌های خود یعنی محسن رضایی، محمدباقر قالیباف و علی شمخانی خود را در معرض رای مردم قراردادند و در هر دوره ‌ی مورد استقبال مردم قرار نگرفتند، درحقیقت مردم به رییس جمهور نظامی «نه» گفتند. (هر چند شرکت آنان به شکل قانونی بود و جنبه دخالت نداشت).

    در واقع هر گاه سخن از رییس جمهور نظامی در این کشور شود، ناخودآگاه تصور کودتا به ضمیر ملت ایران منعکس می شود. چندی است که برخی از تئوریسین های اصولگرا از ضرورت استقرار یک رئیس جمهور نظامی سخن می رانند. ابراهیم فیاض‌، تحلیلگر اصولگرا نوشته: « آینده، یا فروپاشی ایران و تبدیل شدن به لیبی است یا دیکتاتوری. مردم کدام را انتخاب می‌کنند؟ دیکتاتوری را انتخاب می‌کنند.» همچنین حسین الله‌کرم، رئیس شورای هماهنگی حزب‌الله در مصاحبه‌ای گفته: «با توجه به شرایط منطقه ایران تصمیم جدی داردکه وظیفه منطقه‌ای خود را اجرا کند چون می‌داند اگر اجرا نکند تجزیه می‌شود. دریک چنین وضعیتی به نظر من مردم به این سمت گرایش پیدا می‌کنند که فردی با تخصص لازم در این جایگاه قرار بگیرد.» در اینکه دخالت و نفوذ نظامیان در سیاست تا چه اندازه باعث دموکراسی  و توسعه در جامعه ای می گردد، متفاوت آرا بسیار زیاد است. دخالت نظامیان در سیاست هم می تواند به انگیزه کسب منافع اقتصادی و سیاسی یا مذهبی صورت گیرد.

    معمولا سمت و سوی دخالت نظامیان در سیاست علیه دموکراسی است. در کشورهای جهان سوم نظامیان زمانی وارد عرصه سیاست شدند که در اکثر کشورهای دیگر قدرت را رها کرده و به پادگان ها بر گشتند، دخالت نظامیان در سیاست، در اکثر کشورها سد راه اصلاحات و تحولات دموکراتیک است. آنان در مقابل نیروهای مدرن و دموکراتیک جامعه ایستاده و فعالین سیاسی، فرهنگی، دانشجویی، زنان و کارگری را سرکوب می کنند. جایگاه نظامیان در شکاف میان سنت و مدرنیته در کنار نیروهای سنتی، در شکاف بین استبداد مذهبی و دموکراسی در جانب استبداد مذهبی و در شکاف طبقاتی مدافع منافع اقتصادی سیاسی و بورژوازی نظامی – امنیتی است .

    دخالت های نظامیان در سیاست یکی از جلوه های گسترده در جوامع توسعه نیافته به شمار می آید که عبارت است از سیاست زدگی همه نیروها و نهادهای اجتماعی. فقدان و یا ضعف نهادهای سیاسی کارآمد که باعث دخالت نظامیان در سیاست می گردد. ضعف نهادهای سیاسی به معنای آن است که اقتدار و سمت های سیاسی به آن آسانی به دست می آیند و به آسانی نیز از دست می روند. میزان سیاست زدگی نهادها و افراد نظامی به ضعف سازمان های سیاسی غیر نظامی و ناتوانی رهبران سیاسی آنان در مقابله با مسائل سیاسی کشور بستگی دارد.

    «هانتینگتون» معتقد است هر چه عقب ماندگی جامعه بیشتر باشد،نقش نظامیان برجسته تر است و هر چه جامعه پیشرفته تر گردد،نقش نظامیان کمرنگتر. در مجموع مهم ترین این عوامل عبارتند از :

    • ضعف جامعه مدنی؛
    • اوضاع نابسامان اقتصادی؛
    • ضعف جنبه های سازمانی و تشکیلاتی ؛
    • فقدان یا ضعف نهادهای سیاسی کار آمد؛
    • شدت برخوردهای اجتماعی و طبقاتی؛
    • حرفه ای شدن نظامیان

    نظامیان بنا به علل متعددی می توانند انگیزه دخالت در سیاست را پیدا کنند از حمله:

    • ضعف لیدرهای سیاسی- اقتصادی دولت: این ضعف می تواند به شکل عدم اعتماد به نیروهای اصلاح طلب ومردمی و راه دادن نیروهای رقیب– تحت عنوان استفاده از تمامی ظرفیتهای نظام- و فرصت برای بحران سازی بروز یابد.
    • محافظه کاری و فقدان شفاقیت: سیاستمداران بنا به عللی مردم را محرم ندانند و مسائل و مشکلات را برای آنان بازگو و شفاف سازی نکنند.
    • فقدان مشروعیت: به بن بست رسیدن سیاستمداران وعدم مشروعیت نظام سیاسی موجب عدم مشارکت مردم در امور سیاسی و حضور آنها در صحنه سیاسی و اجتماعی خواهد شد. به عبارت دیگر، مردم نسبت به مسائل سیاسی جامعه خود سرخورده و بی تفاوت شوند.
    • بروز شرایط نامناسب سیاسی ، اجتماعی: ایجاد تشدید تضادهای داخلی،اختلاف میان جناح های مختلف حکومت، وجود نارضایتی شدید قومی وملی و نارضایتی نخبگان از یک رژیم  سیاسی فاقد هرگونه تحرک سیاسی و اجتماعی، جملگی این عوامل می توانند تواما و یا به تنهایی زمینه دخالت نظامیان را در مسائل و امور سیاسی فراهم آورند.در چنین جوامع بحران زایی به تدریج نیروهای جدید وارد صحنه می شوند و خواسته های جدیدی را مطرح می سازند که حکومت قادر به تامین این خواسته ها نیست، در نتیجه راه را برای دخالت نظامیان آماده وهموار است و اغلب اوقات با اعلام حکومت نظامی به بحران حاکم خاتمه داده می شود.
    • علائق و منافع شخصی: این حرص و ولع وعلاقه به منافع شخصی زمانی تشدید می شود که در آن کشور شکاف های عمیق طبقاتی به وجود آید.در چنین جوامعی اکثریت نظامیان دارای منشا خرده بورژوازی و روستایی هستند و به عنوان نیروهای پویا جامعه از هر فرصتی که بدست آورند،برای تامین منافع خود استفاده می کنند.
    • ضعف سخنگوئی سیاستمداران: یکی دیگر از عواملی که به مداخله نظامی در عرصه سیاست منتهی می شود به طور آشکار عدم توانایی عناصر غیر نظامی برای دفاع از حقانیت خودشان است.وقتی که سنت حفظ و نگهداری اعمال قدرت حکومت در حوزه سیاسی نسبت به نهاد نظامی از بین برود،میدان وعرصه سیاست با یک حالت برابر و مشابهی بر نیروهای نظامی باز می شود.
    • انگیزه های کشورهای خارجی: سازمان های جاسوسی و شرکت های چند ملیتی نیز همواره نقش مهمی در ایجاد انگیزه بین پرسنل نظامی جهت دخالت در سیاست حکومتی کشور پدید آورده اند، قدرت های بزرگ برای رسیدن به اهداف خود به راحتی می توانند از قدرت نظامیان سود جویند. در اینگونه موارد کشورهای خارجی برای تداوم بخشیدن به بهره برداری از منابع و ذخایر ویا موقعیت استراتژیک این کشورها،به تقویت گروه نظامی می پردازند.

    پیامدهای دخالت نظامیان در سیاست :

    این دخالت احتمالی در سیاست عواقب منفی در جامعه بر جا خواهد گذاشت از جمله :

    • محدود شدن آزادیها: انحصار قدرت در دست نظامیان به قیمت محدود شدن آزادی و حقوق سیاسی مردم، احزاب و گروههای سیاسی و ضعف حیات سیاسی جامعه تمام خواهد شد. نظامیان برای تداوم بخشیدن به قدرت خود، اگر انتخاباتی هم برگزار کنند، صوری بوده و دست به اعمال نفوذ در آن می زنند .

    ۲) بروز هرج ومرج دیکتاتوری: نیروی نظامی پس از دخالت های مستقیم و غیر مستقیم در سیاست سرانجام با کودتای و توسل به زور مستقیما قدرت را به دست می گیرند،اوضاع آشفته ای رخ می دهد و نظامیان برای تحکیم موقعیت خود سمت ها ومقام های سیاسی و اداری را به قبضه خویش در آورند . دست به خشونت بیشتر دست می زنند و چون همه راههای قانونی برای نشان دادن نارضایتی ها و اعتراض ها از مردم گرفته شده است. آنان هم برای پاسخ گفتن به خشونت ها جز اینکه به خشونت دست زنند، چاره ای ندارند .

    ۳) ضعف نیروهای مسلح:  اگر نیروهای مسلح خود را درگیر مسائل سیاسی نماید،پس از مدت اندکی که انرژی و هزینه های نظامی صرف برخورد های سیاسی شود، نتیجه چیزی جز به هدررفتن توان نظامی نخواهد بود.

    ۴) وسعت گرفتن نگاه امنیتی ـ نظامی: گسترش نگاه امنیتی – نظامی به مسائل هنری وادبی، سازمان های غیر دولتی،تشکل ها ی صنفی، دانشگاه های کشور،جنبش های اجتماعی (دانشجویی ـ کارگری ـ زنان)مسائل ملی ـ قومی ،روزنامه ها ـ سایت ها ووبلاگ ها .

    ۵) توسل به اقدامات امنیتی ـ نظامی آمرانه در برخورد با مسائل بالا

    ۶)رشد سیاست های ماجراجویانه و جاه طلبانه: رشد سیاست های ماجراجویانه و جاه طلبانه در سطح منطقه ای و جهان که نمود آن را میتوان در بحران نفتی و سوق دادن کشور های به تقابل با جامعه جهانی مشاهده کرد .

    نتیجه گیری

    هر چند احتمال دخالت  نظامیان به شکل مستقیم  در ایران مردود است چون مردم ایران، مداخله نظامی را بدترین و منفورترین شکل دخالت در سیاست میدانند و تجربه تلخی از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ دارند. پیچیدگی جوامع امروزی انجام دخالت مستقیم توسط نیروی نظامی را مشکل می کند.(آخرین آن، شکست کودتا در کشور ترکیه بود) با اینکه برای نظامیان نسبتاً آسان است که قدرت را در یک کشورجدید به دست بگیرد، ولی اداره کشور برای آن به مراتب مشکل ترمی باشد. زیرا مشکل اصلی در رژیم های نظامی، چگونگی به دست آوردن قدرت نیست، بلکه چگونگی استفاده از آن است.همچنین موانع مهمتری در سر راه حکومت های نظامی وجود دارد، عبارتند از:

    ۱)عدم اعتماد نظامیان به داد و ستدهای سیاسی؛

    ۲) بی توجهی آنها به هدف نهایی مشارکت سیاسی؛

    ۳) فقدان مهارت آنان در رهبری مجادلات و ارتباط سیاسی لازم برای حفظ رهبری سیاسی.

    نظامیان در موارد نادر – که شرایط برای کناره گیری فراهم است- نمی دانند چگونه از سیاست کناره گیری کنند و این یک نقص محسوب می شود. در اکثر مواردی که نظامیان در سیاست مداخله کردند (خواه مستقیم یا غیر مستقیم) آنها با مشکل مواجه شده اند بطوری که نه قادر به کناره گیری از قدرت بوده اند و نه توانسته اند برای خود، مشروعیت لازم را کسب کنند.

    در یک ارزیابی کلی، می توان چنین نتیجه گرفت که هر چند شاید، رژیم نظامی می تواند در کوتاه مدت نیاز به ایجاد ثبات سیاسی را جامه عمل بپوشاند. اما اغلب موارد، رژیم نظامی به یک نوع حکومت اقتدارگرای تبدیل می شود که کشور را از دموکراسی و توسعه دور می سازد.

     

    منابع:

    اداره امور عمومی تطبیقی. فرل هدی/ ترجمه الوانی و معمارزاده.

    ارتش و سیاست از نظر تا عمل،موسوی ، میر طبیب.

    ارتش وسیاست ،ازغندی ،علیرضا.

    هانتیگتون ، ساموئل، سامان سیاسی در جوامع دردستخوش دگرگونی ، ترجمه محسن ثلاثی .

    بروف ، رایان دوکس؛ نظریه های توسعه نیافتگی ؛ ترجمه علی هاشمی گیلانی

    باتامور ، تی . بی ؛ نخبگان و جامعه ؛ ترجمه علی رضا طیب

  • برچسب ها : , ,
  • نظرات کاربران در "احتمال دخالت نظامیان در سیاست و توسعه کشور"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.