|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۹ | کد خبر : 69294
  • پرینت

    آذرقلم: بین عواملی از قبیل: خواسته ها با انتظارات، خواسته ها با ارضاء خواسته ها، و تابع آرزوها با تابع سطح زندگی شکاف ایجاد می شود. این شکاف باعث ایجاد بی تفاوتی و عدم رضایت اجتماعی می شود. از سوئی گسترده بودن شکاف سیاسی، عملا شاخصی منطقی برای نشان دادن درجه بی ثباتی سیاسی به شمار می رود.


    اسماعیل خلفازاده: دانشجوی دکترای مدیریت توسعه
    آذرقلم: توسعه سیاسی منفی به دسته ای از نظرات مربوط به توسعه سیاسی که بر ابعاد منفی تر موضوع تاکید دارند، اطلاق می شود. خواه از طریق توجه به اوضاع و احوالی که باعث فاصله گرفتن از توسعه و مانع حرکت به طرف توسعه می شوند و خواه از طریق جستجوی عوامل داخلی و خارجی سیستم های سیاسی که باعث به تاخیر افتادن و یا مانع توسعه می شوند.
    هانیتگتون نافذترین تحلیل را از فروریختگی توسعه سیاسی یا زوال سیاسی ارائه کرد. او برای تشریح نظرات خود، فرضیه شکاف سیاسی را مطرح می کند. او ابعاد نوسازی را با مفهوم تحرک اجتماعی و توسعه سیاسی توضیح داد.
    تحرک اجتماعی به معنای به وجود آمدن تغییر در طرز تلقی ها، ارزش ها و انتظارات مردم، یعنی تغییر از دنیای سنتی به دنیای مدرن، به عنوان پیامد عواملی مانند «تحصیلات، افزایش ارتباطات، گسترش ارتباطات جمعی و شهرنشینی» تعریف شده است.
    توسعه اقتصادی نیز به معنای رشد در فعالیت های اقتصادی کل و ستادهء یک جامعه می باشد که بر حسب سرانه تولید ناخالص ملی، سطح صنعتی شدن و سطح رفاه فردی، که به وسیله شاخص هایی (مانند امید به زندگی و میزان کالری مصرفی) محاسبه می شود.

    تحرک اجتماعی به معنی تغییرات در اشتیاق افراد، گروهها و جامعه می باشد و توسعه اقتصادی، تغییرات در قابلیت های آنها را شامل می شود. بنابراین لازمه نوسازی، وجود همزمان تحرک اجتماعی و توسعه اقتصادی است.
    هانیتگتون با این پیش فرض که تحرک اجتماعی در مقایسه با توسعه اقتصادی فشار بیشتری را به سیستم سیاسی وارد می سازد، این فرضیه را بیان کرده است که شکاف بین دو متغیر، شاخص اندازه گیری اثرات نوسازی بر ثبات سیاسی می باشد. در فرآیند تحرک اجتماعی، مردم سنتی تجربیات جدیدی کسب می کنند و سطح خواسته ها و آمال جدید مردم افزایش پیدا می کند و جوامع سنتی در ارضاء آنها ناتوان می شوند. از آنجائی که توان پاسخگوئی ها به مراتب کندتر از خواسته ها افزایش پیدا می کند. لذا بین عواملی از قبیل: خواسته ها با انتظارات، خواسته ها با ارضاء خواسته ها، و تابع آرزوها با تابع سطح زندگی شکاف ایجاد می شود. این شکاف باعث ایجاد بی تفاوتی و عدم رضایت اجتماعی می شود. از سوئی گسترده بودن شکاف سیاسی، عملا شاخصی منطقی برای نشان دادن درجه بی ثباتی سیاسی به شمار می رود.
    شکاف سیاسی در پدیده هایی مانند نابرابری درآمد، تورم و فساد فراگیر متجلی می شود. تفاوت فزاینده بین شهر و حاشیه شهر، از جمله تجلیات شکاف سیاسی به شمار می رود که به نوبه خود منجر به بروز ناآرامی از طرف طبقات متوسط شهری می شود. آیا به علت ضعف در حکمرانی خوب در طی سالهای متمادی، وارد فاز توسعه سیاسی منفی شده ایم؟

    منبع مورد استفاده: اداره امور عمومی / فرل هدی/ ترجمه الوانی و معمارزاده

  • برچسب ها : ,
  • نظرات کاربران در "آیا ایران وارد فاز توسعه سیاسی منفی شده است؟"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.