|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۸:۰۸ | کد خبر : 68397
  • پرینت

    آیا گناه کسی که فردی را می کشد بیشتر است یا کسی که قاتل روح انسان ها است؟! آیا نابودی شرف و انسانیت افراد جرم کمی است؟! آیا حکم قصاص قاتل روح، همانند حکم قصاص قاتل جسم است؟!

    یادداشت: زهرا عبداله میرزائی

    آذرقلم: آیه  قرانی معروف ” بأی ذنب قتلت” در سوره تکویر به معنی ” آن بی گناهان را شما به چه جرم و گناه کشتید؟” آیه ای است که حداقل یکبار آنرا شنیده ایم.

    این آیه به حساب و کتاب روز قیامت اشاره دارد که از تک تک اعمال ما انسانها پرسش می شود. قرآن کریم در مورد کیفر کشتن انسان بی گناه می فرماید: کسی که انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد و تباهی در زمین بکشد، گویا همه انسان ها را کشته و هر کس انسانی را از مرگ نجات داده و زنده کند گویا همه ی مردم را زنده کرده است.

    کشتن یک انسان، گاهی به جسم مربوط می شود و گاهی نیز با کشتن روح و شخصیت انسان در ارتباط است. طبق آیات قران، وقتی خداوند برای کشتن جسم انسان عذاب سختی را در نظر گرفته است، قطعا برای قاتلین روح انسانها هم عذابی شدیدتر فراهم خواهد کرد چراکه روح، حقیقت اصلی و بدن تنها فرع انسانها است.

    آیا گناه کسی که فردی را می کشد بیشتر است یا کسی که قاتل روح انسان ها است؟! آیا نابودی شرف و انسانیت افراد جرم کمی است؟! آیا حکم قصاص قاتل روح، همانند حکم قصاص قاتل جسم است؟!

    چندی پیش در سایتها دیدم که یک خانم اروپایی شاغل در یک بانک، به دلیل داشتن چهره ای زیبا که سبب حواس پرتی دیگر کارمندان بانک از کارشان بود، از بانک اخراج شده است! این خانم هم به مراکز دولتی مربوطه شکایت کرده است. این مطلب برایم از دو لحاظ جالب بود اول اینکه برای اروپایی هایی که ادعای دموکراسی دارند، این اخراج نهایت حرف زور است و دوم اینکه نبود حجاب برای آنها کاملا امری عادی است… با شنیدن این وقایع در کشورهای اروپایی که البته صحت خبر را فقط خدا می داند آنطور است که می گویند، فکر کنم باید به وقایع شبیه آن در کشور خودمان زیاد تعجب نکنیم!

    یکی از دوستان که چند سال پیش در یکی از دانشگاه های دولتی بصورت حق التدریس چند واحد را تدریس می کرد؛ آن هم با مشکلات زیاد و به سختی این شغل را یافته بود، اتفاقات مشابه مطلب فوق برایش پیش آمد که به سختی روح و روانش را رنجور کرد.. خانم همکاری داشت که چشم دیدنش را نداشت، آن هم به دلایل کاملا غیر منطقی، شاید باور نکنید که دست به هر کاری زده بود تا او و کارش را نزد رئیس مرکز زیر سوال ببرد؛ نمونه های کار آزمایشگاهی اش را به عمد خراب می کرد تا جواب نگیرد و نزد دانشجویان او را بی سواد نشان دهد! البته خدا را شکر دوستم توانسته بود با تمام این ناملایمت ها ترم را به پایان ببرد و دانشجوها هم با نمرات خوب، واحد مربوطه را گذرانده بودند. اما دوستم بعدها فهمیده بود که این خانم نزد رئیس مرکز رفته و گفته: یا جای من در اینجاست یا جای این مدرس، او هم خیلی تلاش کرده بود تا مسئولان مربوطه حقیقت را بدانند که فایده ای نداشت؛ در نهایت رئیس دانشگاه با خونسردی تمام به او گفته بود: این خانم به دلیل حسادت های زنانه، چشم دیدن شما را ندارد لطفا شما از حق تان چشم پوشی کنید و دنبال احقاق حق نباشید.. آری این بود قتل ناحق روح و شخصیت یک انسان در همین نزدیکی ها نه در یک کشور اروپایی….

    چقدر بازگویی این خاطرات تلخ از یک دوست، کامم را تلخ کرد و تلخ تر از آن اینکه تجربه های تلخ دوستم، چندین سال است برای من هم به شکلی دیگر تکرار شده است…

    راستی به کدامین گناه کشتند و می کشند روح و شخصیت انسانها را؟!

    سخت تر و دردناکتر اینکه باید سکوت کنی تا مبادا قاتلان روح و روانت ذره ای آزرده خاطر شوند! و این است حکایت این کشته شدگان!

     

  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "یادداشت: به کدامین گناه!"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.