|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :پنج شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۷ | کد خبر : 68235
  • پرینت

    آذرقلم: نقل قول ها، دیالوگ ها و حتی زبان مورد استفاده در این نمایش آن چیزی است که ذهن تماشاگر در جستجو و تمنای آن است. فارغ از حرکات اضافی و یا زایش فکری در تاریخ معاصر و شخصیت آفرینی کاذب، تنها به روایت تاریخ و ماوقع آن دوران می پردازد. عمده ویژگی منحصر به فرد این نمایش، واقع گرایی و پرهیز از سورئالیسم موجود در ادبیات نمایشی معاصر است.

    یادداشت: جهانبخش احمدیان
    آذرقلم: تاریخ معاصر ایران همواره دستخوش تغییر محتوا از سوی جریانات فکری و سیاسی گذشته و حال این مملکت بوده است. به عبارتی دیگر نمی توان روایت دقیقی از تاریخ معاصر کشور و بخصوص تاریخ مشروطه به بعد را یافت که مو به مو با ماوقع آن سالها مطابقت داشته باشد. در این میان روایاتی را که ارائه شده اند، به دو دسته منصفانه و مغرضانه می توان تقسیم نمود.

    به گزارش آذرقلم، شاید مظلوم ترین بخش تاریخ ایران را بتوان بخش معاصر آن دانست که علی رغم معاصر بودن آن، امیال و اغراض شخصی بسیاری در آن دخیل بوده است. هر ارگانی که تریبونی در دست دارد، یک جهت گیری خاصی از تاریخ کشور را نشان داده اند. آموزش و پرورش معیوب ما و یا صدا و سیمای بی در و پیکری که هر محتوای مغرضانه ای را به اسم تاریخ این کشور پخش میکند.
    ما نمی توانیم و حق نداریم تاریخ این مملکت را سیاه و سفید ببینیم که دوره ای از آن سیاهِ سیاه بوده و دوره ای دیگر سفیدِ سفید. تمامی حکومتها و دولتها نقاط قوت و ضعفی دارند که بایستی به تمامی آنها پرداخته شود. به عنوان مثال، حکومت ایلخانیان که از بازماندگان مغول بودند را در نظر بگیرید، علی رغم تبلیغات سیاه علیه این سلسله، بزرگترین خدمات علمی را به این کشور کرده و با تأسیس دانشگاه و رصد خانه موجب رشد و بالندگی علمی و فرهنگی کشور شدند. امری که در حکومتهایی با محوریت بومی، کمتر شاهد آن بوده ایم.
    ماه گذشته، شبکه یک سیمای ملی یکی از سخیف ترین و موهن ترین سریالهای تاریخ تلویزیون ایران را پخش کرد. سریالی به کارگردانی و کارشناسی افرادی که همواره در صحت گفتارشان علامات سوال بسیاری دیده می شود. غرضِ « ورزی » و کارشناسان معلوم الحال تاریخی چه در آثار گذشته و چه در این سریال بر هیچ کسی پوشیده نیست، و صد افسوس که صدا و سیمای ملی ما اجازه چنین تحریفاتی را به امثال این کارگردان فرمایشی می دهد. محتوایی پوچ که تکرار آن موجب تحریفی دیگر در تاریخ این کشور خواهد شد. این سریال و محتوای آن بارها مورد نقد مورخین و پژوهشگران متخصص در حوزه تاریخ قرار گفت و کار تا آنجا پیش رفت که عوامل سریال هجمه ای علیه منتقدینشان به راه انداختند و نهایتا کارگردان سریال اعلام کرد که ۸۰ درصد این سریال را بر اساس بافته های ذهنی و اوهام و خیالش نوشته است! نقد این سریال و محتوای آن در حوصله این مقال نیست، اما آن روز از هنرمندان نمایشی استان گله ای داشتیم که چرا در برابر این روایت مغرضانه از تاریخ معاصر سکوت کرده اند و با همان زبان « هنر نمایشی » جوابی برای این مهملات ذهنی تاریخ بافان نمی دهند. کاری که هر چند با تأخیر، ولی در قالب تئاتر ارائه گشته و امید که دوام و قوام آن بیشتر باشد.
    ****
    چند روزی است که نمایش ستارخان در شهر تبریز به روی صحنه می رود. نمایشی که روایت تاریخی منصفانه ای از دوران مشروطه و مبارزات سیاسی مجاهدین تبریزی به رهبری سردار ملی، ستارخان است. نقل قول ها، دیالوگ ها و حتی زبان مورد استفاده در این نمایش آن چیزی است که ذهن تماشاگر در جستجو و تمنای آن است. فارغ از حرکات اضافی و یا زایش فکری در تاریخ معاصر و شخصیت آفرینی کاذب، تنها به روایت تاریخ و ماوقع آن دوران می پردازد. عمده ویژگی منحصر به فرد این نمایش، واقع گرایی و پرهیز از سورئالیسم موجود در ادبیات نمایشی معاصر است.
    این نمایش به درستی پاسخی هنرگونه بر تمامی غرض ورزی های رسانه ها و افرادی است که از هنر به عنوان وسیله ای در جهت تکثیر افکار جهان سومی خود بهره می برند. شاید در نقد آثار تولیدی پایتخت مطالب فراوانی نوشته شده باشد، ولی هیچ کدام از آنها نمی تواند تأثیری همچون نمایش و تئاتر داشته باشد. افکار، حرکات، و حتی دیالوگ های مورد استفاده در این نمایش سالیان سال در ذهن تماشاگر خواهد ماند. به عنوان مثال وقتی از جایگاه سیاسی و اجتماعی تبریز سخن می گویند، چنان عبارتی را به کار می برند که مخاطب درک صحیحی از آن دوران داشته باشد. (تهراندا تخت اوسته مینن شاه، تبریزده پالانا دا مینه بیلمز) عبارتی که سینه به سینه به نسل های بعدی منتقل خواهد شد تا تبریز و تبریزی جایگاه خود در این کشور را بهتر لمس کنند.
    شاید ستارخان و عدالتی که برای کل ایران به ارمغان آورده بود، در پارک اتابک تهران گلوله باران شد، ولی مردم آذربایجان هنوز که هنوز است، منتظر سردار ملی و عدالتی هستند که ستار قره داغی با تکیه بر آموزه های دینی به دست آورده بود. امیدواریم که این روند آغازی بر ساخت سریالهای تاریخی در استان و تبیین منصفانه تاریخ معاصر کشور بخصوص آذربایجان باشد.
    نمایش ستارخان به کارگردانی رامین راستی و با بازی جمع کثیری از هنرمندان تبریزی، اثری ماندگار در عرصه نمایش و تئاتر تبریز خواهد بود

    این نمایش که از ۱۴ اسفند ماه در سالن تربیت تئاتر شهر تبریز، به روی صحنه رفته است، تا ۲۵ اسفند میزبان علاقمندان به تاریخ حماسی آذربایجان و هنر نمایش خواهد بود.

  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "نمایش «ستارخان»، روایتی منصفانه از دوران مشروطه"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.