|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - ۰۷:۵۹ | کد خبر : 64016
  • پرینت

    یادداشت: محمدحسن چمیده فر

    طبیب درد بی درمان کدام است؟!

    آذرقلم: فاجعه ای در راه است، فاجعه ای زیست محیطی که قطعا آثار و عوارض آن در محیط زیست خلاصه نخواهد شد، تبعات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی آن به مراتب دهشتناک تر خواهد بود، مهاجرت میلیون ها انسان ترک و فارس و کرد از شمالغرب کشور که از دست طوفان نمک می گریزند، قابل توصیف نیست.

     

    یادداشت: محمدحسن چمیده فر

    آذرقلم: وقتی این طرح علی رضا پاکدل را در جریده طنز بی قانون دیدم، ناخودآگاه بار سنگینی بر دلم آوار شد (چه دل و دماغ پهلوانی داریم ما! که زیر این همه بار و بنه همچنان می تپد و خم به ابرو نمی آورد) ، گویی این روزها هرچه می شنوی و می بینی به نوعی بوی درد بی درمان دارد، دردی که تا عمق وجود آدمی را می سوزاند.
    چه ایام خوشی بود دوران انتخابات! ، چه روزهای خوش و خرمی، که پر بود از امید و نشاط و شادی که از در و دیوار شهر می ریخت، بی منت و بی مزد.
    زمانی که به مردم و رای و تأیید ایشان نیاز هست گویی بزرگان دیارم جور دیگری می شوند، پوست می اندازند، مهربان تر و مؤدب تر می شوند، آزادی خواه، دردمند، خاک پای ملک و ملت و… می شوند، چه وعده ها و حرف های نغزی که شنیدیم و باور کردیم (این قصه ی پرغصه باورمندی و امید بستن و بعد هم ناامیدی و باز تکرار آن در زمانی دیگر در این دیار، خود مثنوی هفتاد من است) ، کاش همیشه آن دوران بود و فردایی نبود از پس دیروز . ظاهرا هیچ تفاوتی هم بین دولت ها و بزرگان این قوم و آن قوم نیست. فرهنگی است نهادینه شده و راهکاری است جواب داده برای رسیدن بر صدر و پس از آن فراموشی و دیگر هیچ…
    هنوز بزرگان و سیاست مداران و فرهیختگان! و… مان مشغول کارهایی مهمتری از قبیل جمع آوری اسناد تاریخی نام خلیج فارس جهت پاسخگویی به دیوانه ای در آنسوی دریاهایند و یا شاید تأمین هزینه های راهپیمایی میلیونی! اربعین عراق عرب … (میدانم نباید هرچه به فکر ناقص و بی سوادم می رسد بر زبان سبز سرخ شده ام بیاورم، ولی امان از … به هرحال با این همه مطالعه و تحقیق و… هنوز نتوانسته ام سندی برای چنین بدعت های خطرناکی که امان جامعه را بریده است، بیابم. )
    اما تو را به خدا، یا هرچه که بدان اعتقادی مانده است، کسی هم به داد این دریاچه مظلوم بی صاحب در حال احتضار! …. برسد.
    مگر پنج سال پیش مهمترین خواسته مردم منطقه احیاء دریاچه ارومیه نبود؟ که همچنان نیز هست!
    فاجعه ای در راه است، فاجعه ای زیست محیطی که قطعا آثار و عوارض آن در محیط زیست خلاصه نخواهد شد، تبعات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی آن به مراتب دهشتناک تر خواهد بود، مهاجرت میلیون ها انسان ترک و فارس و کرد از شمالغرب کشور که از دست طوفان نمک می گریزند، قابل توصیف نیست.
    این چند سطر تنها تلنگری یا نوش دارویی و درد دل شهروندی تبریزی است که همه را و در راس آن خود را به عقلانیت، مسئولیت پذیری و وفای به عهد و پیمان و عمل به آنچه خود گفته اند و گفته ایم فرامی خواند.
    شما نامش را امر بمعروف، تذکار و یا هرچه می خواهید بگذارید، ولی باور کنید دریاچه ما، دریاچه آذربایجان جان، دریاچه مردم ایران در حال مرگی دردناک است…
    بمنه و کرمه

    ۲۹ مهرماه ۹۶ – تبریز

  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "طبیب درد بی درمان کدام است؟!"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.