|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶ - ۲۳:۵۵ | کد خبر : 63837
  • پرینت

    آذرقلم: انسجام اجتماعی یکی از مبنایی ترین نیروهای اجتماعی جوامع است که مسیر رشد و تعالی را برای بخش های گوناگون ۀن مهیا می نمیاد . این انسجام در سالهای اخیر بخصوص با شیوع فضای مجازی که بعضا حقیقی نیز خوانده می شود ، دچار تحولات مهمی شده است که کانونیت زدایی را می توان شاه بیت همه آنها دانست.

    یادداشت: منصور رضازاده
    آذرقلم: انسجام اجتماعی یکی از مبنایی ترین نیروهای اجتماعی جوامع است که مسیر رشد و تعالی را برای بخش های گوناگون ۀن مهیا می نمیاد . این انسجام در سالهای اخیر بخصوص با شیوع فضای مجازی که بعضا حقیقی نیز خوانده می شود ، دچار تحولات مهمی شده است که کانونیت زدایی را می توان شاه بیت همه آنها دانست.
    دکتر آزاد ارمکی می گوید: جامعه ما به مثابه جامعه ی باز شده ای است که کانونیت آن از دست رفته است. سخنان این جامعه شناس را می توان اینگونه بسط داد که سیستم ارزش های اجتماعی ما دچار واگرایی شده است. البته این واگرایی تاحدود زیادی وابسته به عدم انسجام ارزشی ملی مان است که وقتی در سپهر اجتماعی سیاسی جهانی قرار میگیریم تاثیر پذیری فراوانی از خارج از مرزها داریم.
    مساله عمده ای که بسیار باید مور توجه باشد این است که برخلاف انگاره های غالب و قالب ، این نیازها نیستند که ارزش ها را تولید کرده اند بلکه ارزشهایی به دلیل فقدان کانونیت وارد کشور شده اند و در ارزشهای حاکم نیز نوعی بازنگری را الزامی کرده اند هرچند در این بین ارزشهای جدیدی نیز خلق شده است.
    از طرفی مدیرت کلی جامعه در بخش های کالبدی و کلیشه ای آن در حال انجام و اجراست و این در حالی است که متن زندگی مردم از حاکمیت(حکمرانی پذیری) فاصله گرفته است. برای مثال می توانیم ارزشهای مورد نظر دولت را که در متون آموزش رسمی متبلور می گردد را با ارزشهای کف خیابانی زندگی جامعه مقایسه کنیم.
    در کتاب ها ایماژهایی چون سبک زندگی ایثارگرانه و متعهدانه تبلیغ می گردد اما در متن زندگی مردم و بخصوص در مجراهای اعمال حاکمیت مشاهده انواعی از فساد کاملا مشخص است.
    به وضوح میتوان مسائلی چون فراغت، مصرف، مسافرت، مهاجرت، علم‌اندوزی و … را دید که به مسائل اساسی وبعضا ارزشهای بنادین جامعه ایرانی تبدیل شده است .
    وقوع و بروز شش بحران اساسی کشور یعنی بیکاری، مشکلات نظام بانکی، بودجه، صندوق‌های بازنشستگی، آب و محیط ‌زیست را هم می توان ناشی از تفاوت کلان ارزشهای اسمی و ارزش های موجود در کشور دانست .
    در خصوص این کانونیت زدایی میتوان مثال مشهودی آورد .
    دانشمندان، تجار ملی و همچنین علما که در جایگاه خودشان عناصر کانونی داشته و دارند، همه کنار گذاشته شدند و فقط نیروی بوروکراتیک سیاسی همه حوزه‌ها را یکسان مدیریت می‌کند. مثلا خانواده که خود واجد یک کانون است امروز ه بدلیل واگذاری اختیارات خویش به نهادهای دیگر فاقد قدرت مدیریت خود است و این نهادها هستند که مدیریت کانون خانواده را بر عهده دارند.
    در بقیه محورهای کانونی نیز وضع چنین است.
    عمده ترین مساله این است که این کانونیت را مدیریت بروراتیک از بین برده است . مدیریت بروکراتیک یعنی نیروی اداره کننده ای که هیچ فهمی از حوزه تحت مدیریتیش ندارد. فقط انحصار کاربرد قدرت را دارد و بس.
    بروکراسی البته در ذات خود اهمیتی به ماهیت موضوع تحت تسلط خود نمی دهد آنچه برا او مهم است نفس سیطره و هژمونی در چارچوب قوانین رسمی است .
    بروکراسی است که در حال نابود کردن ارزشهای اسای جامعه است.

  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "مدیریت بروکراتیک و کانونیت از دست رفته/ منصور رضازاده"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.