|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :چهارشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۶ - ۲۳:۴۹ | کد خبر : 62821
  • پرینت

    آذرقلم: یکی از حلقه‌های معروف که در دولت های بعد از جنگ مدیریت‌های ارشد استان آذربایجان شرقی را در اختیار گرفته اند، حلقه متصل به باند قدرت و ثروت مرکز نشینان می باشد، هر ناظری این سوال را از خود می‌پرسد چه طور از استانی که این قدر مدیر ارشد می‌خیزد ولی این حلقه جدا بافته از استان در طول سه دهه بر تمام مناصب مهم استان آذربایجان شرقی سایه می اندازد.؟

    آذرقلم: نگاهی به وضعیت مدیریت های کلان سیاسی و اقتصادی در منطقه آذربایجان

    نوشته: دکتر حبیب شیری آذر

    ۱) بعد از اتمام جنگ تحمیلی، تمام دولت ها پسوندی به نام «هزار فامیل» را با خود یدک کشیده اند . هزار فامیل ها کهنه انتقادی است در این سرزمین که هر دولت تازه‌ای در سه دهه اخیر جوالدوز آن به تنش خورده است. اما کمی دقیق‌تر شدن در مناسبات و ساختارهای سیاسی واجتماعی ایران نشان می‌دهد گریزی از این هزارفامیل‌ها در انتصابات گسترده‌ مدیران سیاسی و ارشد نیست وهر کسی به منصب رسیده با توجه به ضعف در ساختار اداری وهمچنین نبود نظارت کافی از سوی نهادهای نظارتی این پیشه را ادامه داده است . این موضوع در استان ها با شدت وحدت بیشتری نمود پیدا می کند. در غیاب تشکل‌های سیاسی نیرومند و کادرساز، این هزارفامیل ها و «حلقه‌ها» و «دوره‌ها» هستند که تاثیرگذار می‌شوند. گاهی برخی از این حلقه‌ها به شدت مشهور می‌شوند که تا جایی که تاثیرگذاری شان نه در حد مدیریت استان که تا حد معاون رییس جمهور، وزیر ومعاون وزیر هم ارتقاء پیدا می کند.

    ۲ ) انتصابات خانوادگی، فامیلی و باندی در پست های دولتی یکی از صفات به جا مانده از حکومت های پادشاهی گذشته در ایران است. این حکومت ها در تمامی رفتار های خود سعی در قدرتمند نمودن باند خود می کرد به همین دلیل تمامی پست های حکومتی را در اختیار آنها می گذاشتند؛ این روند در حکومت هزار دستان پهلوی نیز ادامه داشت تا اینکه با پیروزی انقلاب اسلامی این موضوع متوقف و برای مدتی فروکش نمود، اما در ادامه راه واز دهه هفتاد به بعد گاهی شایسته سالاری جایش را با باند بازی و خویشاوند سالاری عوض نمود و گاهی با فامیل گرایی! البته بودند و هستند دولتمردان و مسئولینی که راه اصیل انقلاب را پیموده و بر مدار شایسته سالاری حرکت نموده و می نمایند .
    ۳ ) آذربایجان جای عجیبی است و شهر تبریز عجیب تر . هیچ شهری در ایران مثل تبریز نیست وهیچ منطقه ای بسآن آذربایجان. وقتی فضای سیاسی واجتماعی این منطقه را با شهرهای بزرگی مثل تهران، مشهد، اصفهان مقایسه می کنیم ، می بینم که تبریز دارای فضا و محیط فوق العاده پیچیده تری نسبت به سایر مناطق کشور است. اصولا تبریز شهری است که خلاف سایر شهرها دارای جریان چند لایه متفاوت است که این لایه ها علی رغم تعامل باهم درجهت های خلاف هم در حال حرکتند.
    تبریزتنها شهر ایران است علیرغم اینکه خواستگاه مشروطه بوده وسیاستمداران نامی را در خود پرورش داده است ، هیچ مرز بندی سیاسی عقیدتی بین گروه های آن موجود نیست، تنها شهری است که به معنی حقیقی چپ و راست در آن مفهومیت ماهوی ندارد. همه چیز در هم گره خورده است، گاه اگر سر نخ یک جریان راست را بگیری سر از جریان چپ بیرون می آوری و اگر سر نخ چپ را بگیری به احزاب و گروه های اصولگرای راست ختم خواهی شد و شاید به نا کجاباد برسی . واینگونه است که درخلال این سردرگمی مدیرت هزار فامیل ها وحلقه ها و باند های محفلی سربیرون می آورند و عرصه های سیاسی واقتصادی آذربایجان را به چالش می کشند.به گونه ای که مدیری در این استان صبح اصولگراست وظهر اصلاح طلب می شود و عصر هم شاید اعتدالگرا!
    ۳) یکی از حلقه‌های معروف که در دولت های بعد از جنگ مدیریت‌های ارشد استان آذربایجان شرقی را در اختیار گرفته اند، حلقه متصل به باند قدرت و ثروت مرکز نشینان می باشد ، این که چه کسی این حلقه‌ را مدیریت می‌کند و آیا اساسا رابطه ی آنان چطور تعریف می شود مقوله ای دیگر هست که فعلا از حوصله این بحث خارج است . اما هر ناظری این سوال را از خود می‌پرسد چه طور از استانی که این قدر مدیر ارشد می‌خیزد ولی این حلقه جدا بافته از استان در طول سه دهه بر تمام مناصب مهم استان آذربایجان شرقی سایه می اندازد.؟
    تبریز که قبله آمال مدیران ارشد ایران است .زمانی ولیعد نشین بوده .مدیرانی مثل عباس میرزا و امیر کبیر را در خود پرورش داده است چرا در دام این حلقه گرفتار امده است. وقتی فعالیت این حلقه را رصد می کنیم با کمال تعجب می بینیم که در سه دهه اخیر قدرت اقتصادی وسیاسی و… این منطقه در دست آنان بوده است. این گروه و مافیای اقتصادی در سی سال گذشته توانسته در شهر ریشه دوانده و با استفاده از فرصت های غیر متعارف و در زمان اندک به کسب ثروتهای چند صد و حتی چند هزار میلیاردی دست یابند ، به دور از چشم های نظارتی نظام به خوبی ادامه حیات دهند ، و از حساب کشی و حسابرسی در امان باشند . راستی چرا ؟ . در حالیکه منتقدان و دلسوزان مردم و نظام با اشاره این حلقه ها به مسلخ می روند .
    حال این حلقه وحامیانش علاوه بر مناصب سیاسی توانسته اند نبض اقتصادی شهر را با ساخت پروژه های بزرگ تجاری، هتلها، مراکزخرید آن هم به بهای از بین بردن کارخانجات و مراکز صنعتی وتغییر کاربری این واحدها … به دست بگیرند و توسط آنهاست که کارتل های اقتصادی عظیم در این شهر رواج می یابد. موسسات اقتصادی که بعدا تبدیل به مافیای قدرت وثروت می شود متولد می شوند ، که حضور معنی دار آنان را می توان در حوزه های سیاسی همانند انتخابات نیز به عینه شاهد بود.

    Image result for ‫قدرت و ثروت‬‎

    ۴) متاسفانه بزرگ‌ترین آفت و خطرمدیریت هزار فامیلی در استان ایجاد شکاف بزرگ بین حکومت ومردم است. حکومتی که به اعتبار خون هزاران هزار شهید وخون دل خوردن خانواده های معظم شهدا ، ایثارگران وجانبازان عزیز به بار نشسته است . حال این مدیران هزار دست هزار فامیل به چه بهایی در صدد ایجاد حس ناامیدی در مردم و از بین بردن اعتماد آنان هستند؟

    مردم عادی که به هیچ جایی وصل نیستند، با خود می‌گویند یک عده دور هم نشسته‌اند و برای ما تصمیم می‌گیرند و مناصب نسل به نسل بین خودشان توزیع می‌شود، دیگر چه جای نقش‌آفرینی ما؟ مشکل فقط برعهده گرفتن مناصب حکومتی نیست؛ فرزندان این مدیران با رانت سیاسی و اطلاعاتی موقعیت‌های اقتصادی را هم در دست می‌گیرنددر حالی که موقعیت برابر برای سرمایه‌گذاری و تحصیل مال و ثروت از مردم دریغ می‌شود. همه این ها انگیزه و تحرک پذیری را از جو عمومی جامعه پس می زند . در چنین فضایی گفتن از شایسته‌سالاری، گفتن از موقعیت یکسان برای رسیدن به مناصب حکومتی، گفتن از برابری و گفتن از هم‌سطحی مسئولان و مردم، شعاری بیش نخواهد بود.
    چقدر این جملات خطبه منای اباعبدالله(ع) مصداق امروز این مدیران هزار دستان در استان آذربایجان شرقی است. ” شما هر وقت حق خودتان و حزبتان را در خطر دیدید فریاد کشیدید و جنجال به پا نمودید و با تمام قدرت آن را مطالبه کردید اما هرگاه حق مستضعفین و محرومان جامعه تباه گشت سکوت کردید و گفتید، خداوند در قیامت برای انها جبران کند …”


    ۵ ) تجربه نشان داده است که تمرکز و تداوم طولانی قدرت در دست یک گروه محدود به پیدایش طبقه جدید و استیلای ساختار الیگارشی می‌انجامد؛ اعضای این الیگارشی به‌تدریج از طریق وصلت‌های فامیلی خویشاوند می‌شوند یا خویشان خود را برمی‌کشند و در قدرت سیاسی یا ثروت سهیم می‌کنند. این فرایند، در صورت تداوم و ثبات طولانی، نظام سیاسی الیگارشیک را به خاندان‌های اشرافی بدل می‌کند. در استان ما این روش و سبک هر روز خود را به نحوی وبه شیوه ای دیگر نشان می دهد.
    گرچه این بیماری مهلک گریبان آذربایجان عزیز را گرفته و تا حدودی کار اصلاح امور سخت شده است اما خوشبختانه شاخ هزار فامیل ها در آذربایجان شرقی ترک برداشته است و با این شکاف عمیق در این حلقه امیدواریم شاهد فروپاشی قدرت این هزار دستان در منطقه آذربایجان باشیم تا بیش از این مردم عزیز و آذربایجان صدمه نبیند.
    ۶ ) به هر حال بازخوانی کارنامه برخی از مدیران ارشد و فعالان سیاسی در آذربایجان ما را با فراز و فرودها ، ناکامی‌ها ، فرصت‌طلبی‌ها و قدرت‌طلبی‌های پشت پرده برخی از آنان آگاه می‌سازد. آنجا که برخی سیاستمداران و دولتمردان به عنوان خادمان ملت در ذهن ملت بزرگ آذربایجان و تاریخ مانا ومحبوب و عده ای دیگر که متظاهر بودند دیر یا زود نقاب تزویر از چهره بر خواهند گرفت. آن روز دیر نیست .

  • برچسب ها : , ,
  • نظرات کاربران در "مدیریت «هزار فامیل ها» در آذربایجان ترک برداشت"
    ۲ نظر برای “مدیریت «هزار فامیل ها» در آذربایجان ترک برداشت”
    1. همشهری گفت:

      ایشون میخواد انجمن مجازات هزار دستان راه اندازی بکنه ؟

    2. کمال گفت:

      کاش کمی واضحتر میگفتید
      این باند قدرت و ثروت وابسته به مرکز چه کسانی هستند و الان چگونه ترک برداشت؟
      همه انتصابات از تهران هست دیگه مردم هیچ نقشی ندارن. مثلا الان مردم استاندار معرفی کنند از تهران قبول میکنند؟
      چرا نباید آذربایجان از نظر اقتصادی و مسائل منطقه ای مستقل باشه؟چرا باید از تهران برای ما تصمیم بگیرند؟ و….


    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.