|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۹ | کد خبر : 55917
  • پرینت

    یادداشت: زهرا عبداله ميرزائي

    من هم متنفرم؛ شاید بیشتر!

    یادداشت: زهرا عبداله میرزائی آذرقلم: نفرت؛ واژه ای که در وهله اول، حس خوبی به آدم نمی دهد! اما اگر منصفانه به ریشه های نفرت فکر کنیم شاید دیگر از آن بدمان نخواهد آمد. در دوستان و آشنایان دیده و شنیده ام خانمهایی هستند که از حجاب و به خصوص چادر، به شدت متنفرند و من […]

    زهرا میرزایی

    یادداشت: زهرا عبداله میرزائی

    آذرقلم: نفرت؛ واژه ای که در وهله اول، حس خوبی به آدم نمی دهد! اما اگر منصفانه به ریشه های نفرت فکر کنیم شاید دیگر از آن بدمان نخواهد آمد.

    در دوستان و آشنایان دیده و شنیده ام خانمهایی هستند که از حجاب و به خصوص چادر، به شدت متنفرند و من با آگاهی از ریشه های این نفرت، به آنها می گویم: “من هم متنفرم؛ شاید بیشتر!”

    به نظر می رسد تابحال هم اگر وضعیت حجاب در جامعه ما هر روز بیشتر از دیروز، بدتر شده، به دور از تأثیر این ریشه های نفرت نبوده است…

    می خواهم منصفانه و به دور از هر نگاه گروهی، دلایل این نفرت را بازگو کنم…

    وقتی حجاب در جامعه اسلامی بوی ریا و هزار رنگی می گیرد و ابزاری برای دست یافتن به پستهای دولتی می شود مطمئناً سبب حس تنفر در بیشتر بانوان می شود…

    بانوان در انتخاب حجاب چند دسته اند:

    دسته اول آنهایی هستند که با ایمان کامل از دستور خدا اطاعت کرده، حجاب اسلامی را رعایت می کنند و برایشان هم فرقی ندارد که در یک کشور اسلامی باشند یا غیر اسلامی، همانطور که بانوان مسلمان زیادی در کشورهای اروپایی غیر اسلامی ، بهترین حجاب را دارند.

    دسته دوم آنهایی هستند که کلاً به دستور دین اسلام اعتنا نمی کنند و اعتقادی به حفظ حجاب ندارند و در جامعه هر جور که دوست دارند لباس می پوشند و رفتار می کنند.

    Image result for ‫حجاب‬‎

    دسته سوم آنهایی هستند که از روی لج و جهل با نظام جمهوری اسلامی، حجاب را رعایت نمی کنند و همان نفرتی که گفته شد، نقش اساسی در بی حجابی شان دارد…

    وقتی عده ای برای رسیدن به پستهای سیاسی یا استخدام مراکز دولتی، چادر سر می کنند و بعدها حرمت چادر را می شکنند و در صفحه های اجتماعی یا جامعه به بدترین شکل ممکن ظاهر می شوند، مطمئناً این نفاق در پوشش، سبب نفرت می شود؛ نه برای آنهایی که حجاب خوبی ندارند بلکه حتی برای بانوان با حجاب هم، حس تنفر ایجاد می شود چراکه آنها هم در مظان این اتهام هستند که حجابشان از روی سیاست است نه اعتقاد…

    وقتی در چارچوب های سختگیرانه مراکز دولتی نباید یک تارموی عوامل مونث، پیدا باشد ولی انتشار عکس های کاملاً بی حجاب در بیرون از محل کار، در صفحات اجتماعی هیچ اشکالی ندارد، آیا این باعث حس بد به مقوله حجاب و قشر با حجاب نمی شود؟! و اینگونه می شود که برای دسته سوم، حجاب وابسته به حکومت تعریف می شود و هیچ اعتقادی هم پشت آن ایجاد نمی شود…

    وقتی ضوابط سختگیرانه در جذب نیرو برای مراکز دولتی، الزام به پوشیدن چادر می کند، نتیجه نهایتاً نمایش یک آدم چادری بدون اعتقاد قلبی به آن، فقط در فضای اداری می شود و به محض اتمام ساعت کاری، چادر هم تا شده وارد کیف می شد! آیا این قوانین، بستر تنفر از چادر و حجاب را فراهم نمی کند؟! آیا نامحرمیت مردان داخل مراکز دولتی با مردان بیرون از آنجا فرق دارد؟!

    وقتی در عرصه های تبلیغات انتخاباتی، حجاب و چادر ابزاری برای رسیدن به هدف می شود و بعد از پیروزی تمامی اخلاقیات زیر پا گذاشته می شود و انتشار عکس های بی حجاب آنها در فضاهای بیرون خانه، همه اقشار مردم را بدبین می کند، آیا در تقویت این حس تنفر از حجاب دروغین اثری ندارد؟!

    من نَه از سه سالگی چادر به سر کردم و نَه الان، چادرم از تظاهر است بلکه این انتخاب، ریشه در اعتقاد قلبی دارد. در زمان ما آنطور که یادم می آید، در مقطع ابتدایی مدارس مثل حالا، چادر به سر کردن زیاد مرسوم نبود ولی مقنعه های بلند چانه دار سرمان می کردیم و مانتوهای گشاد می پوشیدیم مثل الان نبود که مانتوها تنگ باشند و مقنعه ها یک وجب! اینترنت و شبکه های اجتماعی الان هم نبود که تأثیرات مخربی داشته باشد! اما دوره راهنمایی، مدیر مدرسه اجبار کردند چادر سر کنیم با اینکه چادر چیز غریبی برای ما فرزندان انقلاب نبود اما اصل اجبار حتی در یک امر خوب هم خوشایند نیست!… بهرحال می خواهم بگویم من از همان مقطع راهنمایی تا به الان چادر سر کردم و بعدها هیچ اجباری هم در کار نبوده است…اما خب دوستانی هم داشتم که بعد قبولی در دانشگاه، چادر سرشان نکردند و آن اجبار مقاطع راهنمایی و متوسطه هم تأثیری در ادامه حجاب چادر برایشان نداشت… نتیجه اینکه حجاب اجباری فایده ای ندارد و باید ریشه های اعتقادی پشت آن باشد.

    من در این جامعه اسلامی، با مدرک دانشگاهی ارشد و رزومه علمی تقریباً خوب، نه پستی دارم و نه موقعیت اجتماعی بالایی که بخواهم بخاطر آن تظاهر به چادر پوشیدن کنم، اینرا برای آن می گویم تا خواننده این مطلب با انصاف، به نکات ظریف این نوشته توجه کند و در تلاش آن نباشد که نویسنده این مطلب را که چون خود چادری است محکوم به قضاوتهای نفرت انگیز کند…چراکه من خود خنجر خورده این صداقت در حجابم هستم و اگر تابحال به جایی نرسیدم و کسی بر سرم گُل نزده! بخاطر همین تکرنگی در پوششم است…

    من هم خسته، دلشکسته و متنفر از این چندگانگی های آزار دهنده حجاب هستم، شاید بیشتر از شمایی که جزء دسته سوم هستید…

    یقیناً آنهایی که فقط یک شکل حجاب دارند؛ چادری، مانتویی یا حتی بی حجاب دسته سوم و نقشی در ایجاد ریشه های نفرت از حجاب ندارند و مدام رنگ عوض نمی کنند و در هر شرایطی خودشان هستند، قابل احترام اند چراکه چادر یا هر حجابی که دارند را ابزاری برای فریب دیگران نکردند و باعث نفرت نسلهای بعد از حجاب نشدند… حالا آنور قضیه که کسی حجابش هم خوب نبوده، قابل تأیید نیست ولی گناهش کمتر از آنهایی است که چندین نسل را به بدبینی و نفرت از حجاب مبتلا می کند…

    هر زمان صداقت در رفتار، گفتار و پوشش قربانی منافع مقطعی شد، حاصلش همین شده است.

    حال شما نفرت از حجاب را بگیر تا ترک نماز و روزه و سایر اعمال دینی…

    متأسفانه سالهاست که تیشه به ریشه خودمان زده شده و اسلام هراسی و به خصوص ایران هراسی با ظاهر دینی و حجاب دروغین رواج داده شده است… از همه بدتر اینکه همه این هراس ها باعث فرار جوانان خودمان از این همه دروغ شده تا سرزمین اسلامی را ترک و کشوری غیر اسلامی با دروغ های کمتر را برای زندگی انتخاب کنند…

    از ماست که بر ماست…

     

     

  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "من هم متنفرم؛ شاید بیشتر!"
    نظرات در مورد » “من هم متنفرم؛ شاید بیشتر!”
    1. من گفت:

      شما راست میگید ولی کو گوش شنوا؟
      خانم کارمنده فلان سازمان اسم و رسم داره موقع رفتن به سازمان آبجی حاج خانوم است و تو صفحه فیس بوکش آنجلیناست :))) والا با این کارا مسخره اشو درآوردن.همه تو فضای مجازی هم زنهای ایرانی را مسخره میکنن.خود همین خانم شورا که عکس با مقنعه اشو کنار عکس سربازش تو صفحات مجازی عربها گذاشتنو به همه ما میخندن که ببینید عضو شورای فلان شهر ایران است.اینجا تو محل کارشه با مقنعه و اونجا تو ساحل با لباس فلان!!
      کارمون به کجا رسیده که عربها مسخره مون میکنن : ا
      قابل توجه حراست سازمانا و صلاحیت دهنده به کاندیداهای انتخابات.شما را به خون شهدا نذارید اینجور آدمای بی اعتقادبیان کاندید بشن.اون دنیا باید جواب بدیداین شمایید که صلاحیت کارمند شدن و کاندید شدن اینارو میدیدپس مسئول هم هستید
      یعنی حراست سازمانا خبر ندارن عکس نیمه لخت کارمند زنشونو تو اینترنت، میلیونا نامحرم میبینه و همچنان نگهش داشتن! ما بودیم هزار بار اخراج شده بودیم 🙁
      الکی رفتیم رو منبر 🙁 کسی این حرفارو نه میشنوه و نه میبینه 🙂


    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.