|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۵۵ | کد خبر : 54498
  • پرینت

    آذرقلم: نویسندگان نیز دست به قلم شده اند، ۵۵۰ کارشناس داخلی و۵۰کارشناس خارجی ایرانی بیکار ننشسته و در جهت بیرون کشیدن دریاچه از حالت اغما راهکارهای مختلف ارائه کرده اند.

    دریاچه ارومیه 1

    نگارنده: آیرین رحیمیان

    آذرقلم: فارغ از روزمرگیها، این روزها همه با عزمی راسخ دست به دست هم داده اند  تا نگین آذربایجان آبی به کف آرد و به غفلت، بیشتر از این رو به خشکسالی نرود.

    مسعود تجریشی مدیردفتر”ستاد برنامه ریزی و تلفیق احیای دریاچه ارومیه”گفت: «سرعت برنامه های اجرایی برای احیای دریاچه بالا گرفته است.»

    این درحالی است که، زمان همچنان در حال از دست رفتن است  و طرح ها همچنان روی میز بررسی! و ما همچنان امیدوارهستیم که هماهنگی بین دستگاههای اجرایی بوجود آید و بودجه احیا، به زودی تزریق شود تا شاید روحی در رگ های خشکیده دریاچه دمیده شود.

    البته از طرف مسئولین برخی طرح ها قبلا اجرایی شده، اما بیشتر پروژه ها منتظر اجرایی شدن است.

    در این میان نویسندگان نیز دست به قلم شده اند، ۵۵۰ کارشناس داخلی و۵۰کارشناس خارجی ایرانی بیکار ننشسته و در جهت بیرون کشیدن دریاچه از حالت اغما راهکارهای مختلف ارائه کرده اند.

    در حالی که در کتابهای درسی سال دهم دبیرستان استرالیا، از خشکسالی دریاچه ارومیه که”بزرگترین دریاچه نمکی جهان”است، به عنوان درسی از یک تجربه تلخ یاد می شود، در ایران مسؤلین مربوطه همچنان کد احیا(بودجه های میلیاردی)تعیین می کنند، تحقیقات بدون خروجی با طرح ها که هنوز در دست بررسی است ارائه می دهند و بودجه ای که صرف پروژه نویسی می شود همچنان ادامه دارد…

    که اما…، می تواند این بودجه صرف پروژه های جایگزینی باشد که دست کم دو قرص نان را بر سر سفره روستاییان برده، کمکی باشد به معیشت خانوارهای اطراف دریاچه تا جلوی کوچ مردم گرفته شود، و به جمعیت فاجعه بار شهرهای اطراف بیش از این افزوده نشود، درکنارش با محیط زیست دریاچه نیز انطباق داشته باشد.

    اصلاح الگوی کشاورزی و کشت پاییزی، ارائه طرح جایگزین برای برداشتهای بی رویه ازحوضه های آبریز این منطقه و نیز جلوگیری از حفر چاه های غیرمجاز ازجمله  نسخه های مسکنیی است  که بارها و بارها  ازسوی کارشناسان در حوزه های گوناگون و فعالان محیط زیست مطرح شده است.

    در این میان پل رو گذر نیز قوزی بالای قوز شده است.

    دریاچه ارومیه. آذرقلم

    کارشناسان همچون دکتر مجتهدی و دکتر داوود رضا عرب با مستنداتی که حاصل تلاش شبانه روزیشان می باشد، در رابطه با اشتباه احداث پل میانگذر دریاچه بارها سخن گفته اند و برای اصلاح این پروژه طرح ها و راهکارهای جامه ای ارائه کرده اند.

    دکتر داوود رضا عرب که خود دستی در رسانه دارد و زمانی سردبیر نشریه بوده است، درباره تاثیرات منفی احداث میان گذر چنین سخن می گوید: با توجه به اطلاعاتی که در دوره دکترای(دانشگاه شریف)به دست آوردم، متوجه شدم که متاسفانه پل میانگذر، دریاچه را به دو بخش شمال و جنوب تقسیم کرده و باعث شده یک قسمت آب شورتر و قسمت دیگر شیرین تر شود، که هم روی تبخیر تاثیر دارد و هم روی اثرات شیمیایی که ممکن است وجود داشته باشد.

    تحقیقات با هدف شناسایی مناسب ترین گزینه آبگذاری با در نظر گرفتن ملزومات سازه ای – اقتصادی زیست محیطی و هیدرودینامیکی و هیدروشیمیایی بوده است.

    در کل هدف بنده و تمامی همکارانم بررسی بحران دریاچه به صورت کلان بوده تا بلکه حال دریاچه از حالت بحران زدگی حاظر خارج شده، روند احیا را طی کند.

    تن تب دار و قلب ویران شده دریاچه، اما یک روی سکّه است و روی دیگر سکّه ریزگردهایی هستند که بر اثر تخریب های زیست محیطی برای ساکنین حاشیه دریاچه به معضلی بزرگ تبدیل شده است.

    بیماریهای قلبی و تنفسی، خطرات عفونت چشمی و سنگ کلیه تنها بخش کوچکی از آثار بجای مانده از ریزگردها است.

    سدهای بلا استفاده ای که آب را برلبان تشنه ی دریاچه بسته است، امید بازشدن دارند تا فصل تازه ای برای بازگرداندن زندگی و احیای دریاچه باشند.

    شرح همه این ناجوانمردی ها در این میان نمکی شده  بر زخم دل مطبوعات.

    صفحات هولناک تاریخ دریاچه تیتر اول روزنامه های عصرکنونی است و گوشزدهای پیاپی مسؤلین هم فشار خون رسانه را بارها بالا و پایین کرده.

    مغز رنجور فلک درد گرفته از خس خس نفس های درحال احتضار دریاچه، غروب سرخ رنگ، خون بر قلب فیروزه ای به جا گذاشته … و ما همچنان کد احیا صادر می کنیم ولی نمی گوییم دریاچه نفس بکش…

  • برچسب ها : ,
  • نظرات کاربران در "نقدی بر روند احیای دریاچه ارومیه: نگین آذربایجان در اغما"
    نظرات در مورد » “نقدی بر روند احیای دریاچه ارومیه: نگین آذربایجان در اغما”
    1. علی گفت:

      سلام.من از اهالی شهر شنداباد هستم.دریاچه ارومیه نه تنها ابش بالا نیامده بلکه کمتر هم شده.در ضمن بودجه های اختصاص یافته برای دریاچه معلوم نیست به کجا میریزد. در شهر ما طرح بیابانزدایی درحال اجرا بود که من خودم از نزدیک دیدم یک بیل از روی خاک نمکدار برمیداشتند و سپس خاک حاصلخیز رو جای ان ریخته و درختچه می کاشتند و ابیاری میکردند. یعنی یک عمل احمقانه.در تاریخ ۹۵/۱۰/۲۵ هم بار بندیلشان رو جمع کرده و رفتند. هیچ کسی به کارشون نظارت نداشت معلوم هم نبود که کی کار میکنند و کی کار نمیکنند پول کارگر ها را هم ندادند.روند احیای دریاچه هم شبیه این است و نظارت کافی به روند احیا وجود ندارد.


    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.