- پایگاه خبری آذرقلم - http://azargalam.ir -

چرخ های حمل ونقل همگانی، نیازمند روغن کاری

نگارنده: محمد امین خوش نیت

۱)  تا چند دهه‌ی پیش، نام «شهرها» با توسعه، مدرنیته و دسترسی آسان به امکانات قرین بود. اما این مفهوم، در طی سه دهه اخیر به شدت تغییر معنا داده است. تا آنجا که اولین و مهمترین تصویری که با شنیدن نام شهرها در اذهان تداعی می‌شود، «ترافیک سنگین» معابر است و به دنبال آن آلودگی صوتی و هوا! به عبارت دیگر شهرنشین امروز، در دامی که خود تنیده، گرفتار آمده است.

اما در حالی که کلانشهرها، بزرگترین و حساس‌ترین راهکارهای برون رفت از تار عنکبوتی مهلک به نام «ترافیک» را تجربه می‌کنند تا شهروندان به سرعت و در نهایت آرامش و امنیت به هدف غایی خود که همانا جابجایی است دست یابند، شهرهای بزرگ ما ، درگامهای نخستین به سر می‌برند و چشم انتظار حمایت‌های دولتی هستند. «ماشین حمل و نقل عمومی» ایران به شدت ناکارآمد است و این موضوع ربطی به کابینه‌های گذشته و حال ندارد چرا که برنامه‌ریزان و سیاستمداران کشور ما نیز چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن از طراحی برنامه‌های «تدبیر و برنامه» نقشی بر لوح سرنوشت شهرها نمی‌زند، سلیقه‌های شخصی و برنامه‌های زودگذر و مقطعی است که میدان‌داری می‌کنند و از همین‌ جاست که می‌توان علت اصلی ترافیک سنگین شهرها، ناکارآمدی ناوگانهای حمل و نقل عمومی، اقبال افراطی و غیرمعمول به استفاده از خودروهای شخصی، آلودگی‌های صوت و هوا، در تولد کودک نامشروع و شومی به نام بی‌برنامه‌گی‌ها و «مسکّن‌های زودگذر» جستجو کرد.

۲) ناوگان حمل و نقل عمومی ما متناسب با نیازهای امروز  رشد و توسعه نیافته است. این نکته را هم فراموش نکنیم که حداقل ۳۰ درصد از خودروهای در حال تردد شهرهای ما تک سرنشین هستند که جز تشدید بار ترافیکی شهرها و آلودگی های زیست محیطی سودی ندارند.

۳)  بسیاری از کارشناسان مسایل شهری معتقدند، در یک شهر سالم و قانون‌مدار، حداقل ۷۵ درصد بار جابجایی مسافران، باید بر دوش ناوگان‌های حمل‌و‌نقل عمومی اعم از: مترو ، قطار شهری، اتوبوس، مینی‌بوس و حتی تاکسی باشد.

این موضوع وقتی اهمیت دو چندان می‌یابد که بدانیم ۹۰ درصد جابجائی‌هایی که در سراسر کشور انجام می‌شود مربوط به سفرهای درون شهری است. و «ماشین‌ حمل و نقل همگانی» با وضعیت و بضاعت فعلی، توانایی بر دوش گرفتن این بار سنگین را ندارد مگر آنکه، دیدگاهها، از پوسته تنگ‌نظری و رفتار بر محور سلیقه بیرون آمده و نگرش واقع بینانه توام با برنامه‌ریزی‌های مطالعه شده و بلند مدت جایگزین آن شوند.

۴) حمل و نقل درون شهری در کشور ما متاثر از تصمیمات و برنامه های مدیریت شهری است. از همین روست که بیش از ۷۰ درصد اعتبارات عمرانی شهرداری تبریز به طور مستقیم و غیر مستقیم در بخش حمل و نقل و روان سازی ترافیک شهری تبریز هزینه می شود. واقعیت های موجود نیز گواه این ادعاست. چرا که مسیر گشایی ها و احداث خیابان و بزرگراه که جزو پرهزینه ترین و در عین حال پر چالش ترین بخش های مدیریت شهری است به نوعی با بحث حمل و نقل شهری در ارتباط است. واقعیت تلخ دیگر این  است که به رغم همه ی مسیر گشایی ها و افزایش روزافزون سطح معابر شهری، ما شاهد ترافیک های سنگین در برخی معابر و محور های شهری هستیم.

این امر نشان دهنده ی آن است که میان سه ضلع حمل و نقل یعنی : تولید و عرضه ی خودرو ، فرهنگ تردد در شهر و مسیر گشایی ها تناسب و تعادل وجود ندارد. در این صورت طبیعی است که عملکرد یک بخش نمی تواند جوابگوی کاستی های دو بخش دیگر باشد.

۵) حمایت دولت از سامانه حمل و نقل شهر های کشور از الزامات امروزی است. هر چند دولت در قالب یارانه ها یا تسهیلات ویژه خرید واگن قطار شهری و اتوبوس حمایت خود را اعلام و عملی می نماید اما این اندک حمایت کفاف موج مشکلات حمل و نقل درون شهری را نمی نماید. لازم است در آستانه انفجار شهر ها از شدت ترافیک و تبدیل خیابان های شهری به پارکینگ سیال خودروها ! تدبیری شایسته در این رابطه بیندیشد.

۶) در طی سالهای گذشته اقدامات متعددی در راستای بهبود وضعیت حمل و نقل تبریز به کار گرفته شده است.

سرعت عمل و جدیت در اجرای طرح عظیم قطار شهری، راه اندازی اتوبوس های تندرو (B.R.T) نوسازی ناوگان های اتوبوس رانی و تاکسی رانی و در نهایت توسعه و تعریض معابر از جمله ی شاخص ترین اقدامات صورت گرفته در این کلانشهر است. پر واضح است که به رغم این هزینه های سنگین، اگر تدبیری کلان در سطح کشور اتخاذ نشود به دلیل افزایش جمعیت از یک سو و رغبت روزافزون مردم به خرید خودرو، امکان مقابله با مشکلات پیش رو دشوار خواهد بود. از این رو حمایت دولت از سامانه حمل و نقل شهری و مدیریت شهری  امری اجتناب ناپذیر است.

۷)  یک واقعیت تلخ را باید همگان بپذیریم، سامانه حمل و نقل همگانی ما شاهد انواع طرح‌ها و برنامه‌های سلیقه ای و فرد محور بوده است. به گونه‌ای که این حوزه، صحنه ی تجربه و آزمون مدیران در طی سالهای گذشته بوده است. اما دیگر این نوع نگاه، درمان‌گر دردهای شهری ما نخواهد بود. اگر این بار نیز، عمل را واگذاریم و تنها به نقشه‌ها و طرحهای روی کاغذ بسنده کنیم  در آن صورت ناخواسته، جابجایی آسان و سریع شهروندان، حل مشکلات ترافیکی و رفع آلودگی‌های محیطی را به بازی گرفته‌ و آخرین میخ‌ها را بر تابوت «مدیریت کارآمد شهری» کوبیده‌ایم.