|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :پنج شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۸ | کد خبر : 12371
  • پرینت

    یادداشت/ محمد امین خوش نیت

    زلزله؛ ماری خفته در زیر پای ایران

    آذرقلم: بنا به اعلام دانشگاه علوم پزشکی کشور، در طی یکصد سال گذشته، حدود ۳۰۰ مورد سیل در استان آذربایجان شرقی روی داده و بدین ترتیب پس از استان گلستان (با ۴۰۰ مورد سیل) در رتبه دوم کشوری قرار دارد.

    یادداشت: محمد امین خوش نیت

    آذرقلم: باز هم حادثه و مرگ، داغ دل میلیون های ایرانی را تازه کرد. زمین آروغ زد و داغ گذاشت بر دل مردمانی که چندان اهمیتی به فلسفه و مبنای فیزیکی و طبیعی زلزله نمی دهند. آنها چنان صادقانه سرگرم زندگی های ساده خویش و دست و پنجه نرم کردن با نداری ها و کمبودهای خود هستند که دوست ندارند وارد بازی های سیاسی شوند، نمی خواهند ساده زیستی شان را فدای اشرافی گری و زندگی های  آنچنانی برآمده از آن راه های ناصواب کنند. برای آنها فرقی نمی کند که فلان سلبریتی و ستاره سینما برای چندمین بار ازدواج کرد و یا بهمان ستاره فوتبال، چندمین گل فصلش را به ثمر رساند. برای آنها «خدا و خود» کافی بود. اما طبیعت ، آن روی سکه ناجوانمردانه اش را نشانشان داد. این مردمان پاک دل و صادق را با امتحانی سخت به آزمون کشید. آزمونی به نام: قهر طبیعت: زلزله!

    پریروز: بم،

    دیروز: آذربایجان و ارسباران

    و امروز: کرمانشاه!

    «قهر طبیعت» عامیانه ترین و دم دستی ترین عنوانی است که معمولاً ما برای مجموعه ای از رویدادهای طبیعی به کار می گیریم، که ناخواسته سلامت و آرامش ما انسانها را به هم می زنند غافل از آنکه عامل بسیاری از این حوادث، نتیجه ی فعل و انفعالات طبیعی کرده زمین است و سرمنشاء برخی دیگر، نتیجه دخالت ابناء بشر در مکانیزم عادی طبیعت!

    وقتی انسان برای کسب سود و منفعت بیشتر، درختان جنگلی را قطع می کند، مسیر عادی و روان رودخانه ها را مسدود کرده و سدی عظیم در برابر آن ها ایجاد می کند، باید در انتظار حوادث تلخی باشد که  او و نسلهای بعد از او متاثر خواهند بود.

    «بلایای طبیعی» اکنون به جزئی از پیکره ی زندگی بشری تبدیل شده است. اینک و در آغازین سالهای قرن بیست و یکم، ۴۱ نوع حادثه، جزو «بلایای طبیعی» شناخته شده اند که دست کم، ۳۱ مورد آن در جغرافیای کشور ما، همه ساله رخ می دهند و مردم ما هرگز با تبعات و اثرات غمبار آن حوادث بیگانه نیستند. «سونامی» شاید سواحل ایران را تهدید نکند، اما سیل، زلزله و خشکسالی مثلث شومی هستند که هر چند وقت یک بار با بیشترین احتمال وقوع، اشک ایرانیان را در می آورند.

     

    روزی برای کاهش اثرات بلایای طبیعی

    مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹ با تصویب قطعنامه ای، دومین چهارشنبه از ماه اکتبر هر سال را به عنوان روز جهانی «کاهش اثرات بلایای طبیعی» نامگذاری کرد. این روز با زلزله ای که در سال ۱۹۲۳ میلادی، شهر توکیو را به تلی از خاک و خاکستر تبدیل کرد و با بر جای گذاشتن ۱۴۰ هزار کشته، به کابوس بشریت و نقطه ی عطف زندگی او مبدل شد.

    از همان سال ۱۹۸۹، این روز در اکثر کشورهای جهان، بزرگ داشته شده و برنامه های متنوعی در جهت آشنا ساختن مردم با اثرات بلایای طبیعی برگزار می شود. عمر برگزاری مراسم و آیین های ویژه ی این روز و هفته منتسب به آن، بیش از چند سالی نیست. در حالی که ایران جزو کشورهایی است که روی نوار حوادث مرگبار قرار گرفته است. زمین لرزه، رانش زمین، آتشفشان، سیل، طوفان، رعد و برق، سونامی، خشکسالی، قحطی، بهمن، آتش سوزی جنگل و … جزو مهمترین بلایای ۴۱ گانه ای است که اغلب ما ایرانیان بسیاری از این حوادث را یا خود تجربه کرده ایم و یا گاه و بیگاه اخبار وقوع آنها را از طریق رسانه ها می شنویم.

    در این میان سه حادثه زلزله، سیل و خشکسالی، به کابوسی می مانند که هر سال، در گوشه ای از ایران بخش عظیمی از هموطنان ما را تحت تاثیر خود قرار می دهند.

    آمارهای جهانی نشان می دهد که در طی یک  دهه ی گذشته، حوادث طبیعی، جان ۶۰۰ هزار نفر را در گوشه و کنار این کره ی خاکی گرفته و میلیونها نفر را آواره و بی خانمان ساخته است. اغلب این حوادث نیز کشورهای فقیر، توسعه نیافته و حتی در حال توسعه را تحت الشعاع خود قرار داده است.

    هر چند، بروز این حوادث، بخش جداناپذیری از حیات کره ی زمین است اما باید اعتراف کرد که بها ندادن بشر به مجموعه قوانین طبیعت و عدم مدارای او با طبیعت زمین، زمینه ساز بروز حوادث و گستردگی اثرات آن بوده است.

    آمار دیگری نیز حکایت از آن دارد که در طی سه دهه ی گذشته، میزان وقوع حوادث و بلایای طبیعی در کشور ما، روند صعودی به خود گرفته که ناشی از رشد بی رویه ی جمعیت، ساخت و سازهای کلان در مناطق خطرپذیر، و بی مهری ایرانیان نسبت به طبیعت اطراف خود بوده است. بر اساس نظر کارشناسان در همین دوره ۳۰ ساله، میزان وقوع بلایا، سه برابر و خسارت های ناشی از آنها، ۸ برابر شده است. زلزله ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ با ۴۰ هزار کشته و زلزله ۵ ماه ۱۳۸۲ شهر بم با ۳۰ هزار کشته، دو حادثه ی مرگبار و پرخسارت ایران در طی دویست سال اخیر برشمرده می شود.

    یکی از کارشناسان، میزان خسارت وارد شده به کشور ما را در طی یک قرن گذشته بالغ بر ۲۴ میلیارد دلار برآورد کرده است.

    ارقام شگفت انگیزی که با آن می توان زیرساختهای بسیاری از شهرها را نوسازی کرد صدها مدرسه و بیمارستان بنا کرد و یا صدها کیلومتر راه و جاده ساخت.

     

    آذربایجان شرقی رتبه ی دوم در سیل و رتبه سوم در زلزله

    آذربایجان شرقی هر چند از طبیعت زیبا و سحرانگیزی بهره می برد و دل و دیده ی هر گردشگری را مقهور خود می سازد اما با این حال، از نظر وقوع بلایای طبیعی در آن، جایگاه خوبی ندارد.

    بنا به اعلام دانشگاه علوم پزشکی کشور، در طی یکصد سال گذشته، حدود ۳۰۰ مورد سیل در استان آذربایجان شرقی روی داده و بدین ترتیب پس از استان گلستان (با ۴۰۰ مورد سیل) در رتبه دوم کشوری قرار دارد.

    همچنین آذربایجان شرقی از نظر تعداد وقوع زلزله در محدوده ی جغرافیایی آن، با حدود ۳۰ فقره زلزله پس از استانهای گیلان(با ۱۱۰ فقره) و کرمان(با ۵۳ فقره) در رتبه سوم کشوری قرار دارد. بدین ترتیب سهم استان ما از ۴۳ زلزله ای که به طور متوسط همه ساله در ایران رخ می دهد، بسیار بالا و خسارت های آن نیز تاسف انگیز است.

    هر چند آذربایجان شرقی، از نظر نقشه ی جغرافیایی در یک منطقه ی کوهستانی تعریف می شود اما با این حال، اژدهای هفت سر «خشکسالی» برخی از مناطق آن را متاثر می سازد.

    دیو بی رحم تگرگ و سرمای زودرس، استخوان های کشاورزی اش را خرد می کند و امواج سهمگین سیل، حیات بسیاری از ساکنانش را به ممات می کشاند. در کنار همه ی این سوگواره ها، حجم ریالی خسارت هایی که بر زیرساخت های شهری و اجتماعی وارد می شود،(از تخریب راهها، پل ها گرفته تا شبکه های آب و برق و گاز و تلفن و… ) بالغ بر میلیاردها ریال بوده و زندگی آرام بسیاری از مردمان اش را به آشوب و آشفتگی و اضطراب می کشاند.

     

    چه باید کرد؟!

    از نگاه اطباء، «شناخت بیماری و سر منشاء بروز بیماری، اولین و مهمترین گام برای درمان است. از نظر اجتماعی، نیز با شناسایی علل بروز حوادث و راههای مقابله با آن، می توان نسخه های لازم را تجویز کرد، همیشه و در گفتار عامیانه ما، از مقاومت ساختمانهای کشور ژاپن در برابر زلزله های به بزرگی ۹ ریشتر سخن های بسیاری به میان می آید اما چگونه است که بناهای شهری ما تاب تحمل یک زلزله ی معمولی ۵ ریشتری را هم ندارند؟!

    واقعت تلخ جامعه شهری ما این است که ساخت و سازهای انجام شده در شهرها و روستاهای ما، تابع مقررات و ضوابط شهرسازی در اشل های جهانی  نیست. ساده تر و شاف تر بگوئیم: کنترل و نظارت کافی و لازم به امر ساخت و ساز صورت نمی گیرد. جلوگیری از توسعه ی نامناسب شهرها و روستاها، توسعه ساخت و ساز در مناطق ایمن و کم خطر، مقاوم سازی بناها، تعمیر و نوسازی زیرساخت های زندگی اجتماعی، ایمن سازی تاسیسات شهری، تهیه برنامه های منسجم و قابل اعتماد، اولین گام برای کاهش بلایای طبیعی است.

    حوادث طبیعی ؛ قهر یا قانون ؟

    اگر وقوع حوادث را در کنار خود بپذیریم و روند طبیعی «طبیعت» را بی مهری ندانیم در آن صورت، این حوادث، هرگز در شکل «بلا» خود را بر ما تحمیل نمی کنند. همچنان که اگر شما در یک دشت فراخ و وسیع ایستاده باشید هرگز وقوع یک زلزله ۱۰ ریشتری هم، بلای جان شما نخواهد شد و زمین لرزه را به سان حرکت گهواره ای زمین گذرا و تفننی فرض خواهید کرد.

    در کنار همه ی این اقدامات علمی و عملی، نباید از آموزش، فرهنگ سازی و ارتقای سطح معلومات شهروندان در خصوص حوادث طبیعی غافل ماند.

    شهروندان را باید به شیوه های ارتقای آمادگی از جمله برگزاری متناوب مانورهای مقابله با بحران در مقابله با بلایای طبیعی، توانمند نموده و به آنها مصونیت بخشید. آموز ش و فرهنگ سازی همانند واکسنی است که شهروندان را در برابر بلایای سالهای آینده ایمن می سازد، بدین ترتیب، پیش از آنکه حوادث طبیعی خود را در قالب بلایای مرگ بار بر ما تحمیل کند، به شکل «کاهش خطرپذیری حوادث» رخ خواهد نمایاند. طوفانهای مهیب، سیل های ویرانگر، زمین لرزه های مرگبار، خشکسالی های دهشتناک و همه و همه، بخشی از قانون طبیعت هستند که چونان ماری خفته در کمپن انسانهای خفته و سهل انگار نشسته اند. خوشا به حال مردمان جامعه ای که بیدار باشد.

  • برچسب ها : , , ,
  • نظرات کاربران در "زلزله؛ ماری خفته در زیر پای ایران"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.