|

آخرین عناوین:
  • تاریخ انتشار خبر :یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶ - ۱۸:۵۲ | کد خبر : 12212
  • پرینت

    آذرقلم: قهرمان روشندل شطرنج کشور اضافه کرد: در سال ۹۱ با وجود کسب عنوان قهرمانی در مسابقات انتخابی تیم ملی متاسفانه نفر دوم به مسابقات جهانی هندوستان اعزام شد و هیچ مسوول استانی از این حق به جای من برای حضور در مسابقات جهانی دفاع نکرد.

    آذرقلم: انسان ها در طول زندگی خود با مشکلات متعددی روبرو می شوند که برخی راه مبارزه را پیش گرفته و بر مشکلات پیروز می شوند و برخی خود را غرق در آن کرده و از لذت های زندگی بی بهره می مانند …

    امروز روز جهانی عصای سفید است، روزی که در تقویم ملل جهان برای نابینایان اختصاص یافته تا توجه بیشتر مردم جامعه به این افراد جلب شود تا شاید برای رفع مشکلات و شناساندن استعدادهای آنان قدمی هر چند اندک برداشته شود.

    هستند روشندلان بسیاری که به دلیل برخی باورهای غلط نتوانسته اند به حقوق خود درجامعه دست یابند،ولی با این وجود نه تنها فعالیت های اجتماعی خود را ترک نکرده اند، بلکه پررنگ تر کرده اند تا صدای دیگر دوستان خود را از طریق کسب موفقیت های ملی بین المللی به گوش جهانیان برسانند و بگویند نابینا، اگرچه نابیناست ولی می تواند برای جامعه خود فردی تاثیرگذار باشد.

    به مناسبت روز جهانی عصای سفید، پای صحبت های خانواده ای نشسته ایم که قلعه محدودیت ها را با اراده محکم خود تسخیر و آن را با اراده پولادین خود مقهور قدرت خویش کرده اند.

    لیلا زارع زاده بانوی روشن دلی است که بر تمام مشکلات فایق آمده و توانسته صدای خود را به گوش جهانیان برساند.

    وی زندگینامه خود را اینگونه آغاز می کند:

    فرزند چهارم و تنها دختر یک خانواده هفت نفری هستم که به دلیل ژنتیکی و ازدواج فامیلی پدر و مادرم، من و دو برادر دیگرم دچار مشکل بینایی شده ایم.

    وی ادامه داد: کسی در خانه نمی دانست که مشکل بینایی داریم تا اینکه معلم کلاس پنجم دبستان برادر بزرگم به این موضوع پی برد و از خانواده ام خواست او را به مدرسه نابینایان ببرند که در آن زمان من نیز در کلاس دوم ابتدایی بودم که به همراه برادرم به این مدرسه منتقل شدیم.

    زارع زاده به فعالیت های ورزشی اش نیز اشاره کرده و می افزاید: ازسال ۷۲ تا ۷۶ به ورزش دوو میدانی به طور حرفه ای می پرداختم تا اینکه در سال ۷۶ به پیشنهاد خانم دخانچی مربی ورزش مدرسه که می دانست با برادرانم در منزل شطرنج بازی می کنم، به مسابقات کشور در این رشته اعزام و عنوان سوم را از آن خود کردم.

    وی با بیان اینکه از آن پس دیگر به صورت حرفه ای به این ورزش ادامه داده ام، گفت: سال های ۷۶ تا ۷۸موفق به کسب مقام دوم کشور، سال ۸۰ قهرمان کشور و مقام چهارم میز سه در مسابقات بین المللی ترکیه، سال ۸۱ قهرمان کشور و مقام سوم بخش زنان مسابقات بین المللی ترکیه، سال ۸۲ قهرمان کشورونفر نخست بانوان در مسابقات آسیایی هندوستان و چهارم در بین آقایان، سال ۸۳ قهرمان برترین های کشور، سال ۸۴ قهرمان کشور، سال ۸۵ قهرمان کشور و نایب قهرمان مسابقات جهانی هندوستان، سال ۸۹ قهرمان کشور، سال ۹۰ نایب قهرمان المپیاد جهانی ترکیه شدم.

    این قهرمان شطرنج اضافه کرد: در سال ۹۱ با وجود کسب عنوان قهرمانی در مسابقات انتخابی تیم ملی متاسفانه نفر دوم به مسابقات جهانی هندوستان اعزام شد و هیچ مسوول استانی از این حق به جای من برای حضور در مسابقات جهانی دفاع نکرد.

    از این بانوی روشندل در خصوص ازدواجش می پرسم، می گوید: تا سال ۸۰ با خانم اکبرپور کار می کردم که دیگر برای مربیگری به هیات نیامد و در آن سال توسط آقای آجری رییس هیات نابینایان استان، آقای پوراسماعیل به عنوان مربی شطرنج معرفی شد.

    وی ادامه داد: با تشویق های ایشان بود که من با افراد معمولی و بینا شطرنج بازی کردم و توانستم عنوان قهرمانی شطرنج بینایان استان را کسب کنم و این امر موجب شد از لحاظ حرفه ای سطح من افزایش یابد و اعتماد به نفسم بیش از پیش شود.

    زارع زاده افزود: پس از دوسال آقای اسماعیل پور در تیر ماه سال ۸۲ به من پیشنهاد ازدواج داد که من در آن لحظه شوکه شدم و گفتم خودتان شرایط من را می بینید من یک فرد نابینا هستم در حالی که شما هم بینا هستید و هم از سلامت جسمانی برخوردار هستید و گفتم بهتر است این موضوع را فراموش کنید.

    وی گفت: او در مقابل تمام حرف های من گفت: در این دو سال تمام شرایط تو را دیده ام و به بیشتر مشکلات و خصوصیات اخلاقی تو واقفم و با بینشی باز و کاملا آگاهانه به شما چنین پیشنهادی را می دهم که بالاخره پس از یک ماه ما با هم ازدواج کردیم.

    این بانوی روشندل و ورزشکار ادامه داد: حاصل این زندگی مشترک دختر هشت ساله ام ساناز است که به شکرانه الهی از نعمت سلامتی کامل برخوردار است و شورو نشاط را در خانه به ارمغان آورده است.

    از ناصر اسماعیل پور در خصوص ازدواجش می پرسم که می گوید: طی دو سالی که فقط به عنوان مربی با خانم زارع زاده همکاری می کردم صبوری، پشتکار، اخلاق، ایمان و شکری که هر لحظه بر لبانش جاری می شد، موجب شد من به وی پیشنهاد ازدواج دهم.

    از لیلا زارع زاده در خصوص مشکلات زندگی می پرسم و می گوید: مشکلات نه تنها برای من نابینا که برای همه افراد به نوعی وجود دارد ولی شاید گاهی بار این مشکلات برای معلولان به دلیل برخی باورهای غلط اجتماعی بیشتر باشد.

    وی ادامه داد: طبق قانون سه درصد من به عنوان یک معلول می توانم در ادارات استخدام شوم و در این خصوص اقدامات بسیاری انجام دادم ولی متاسفانه هرگز به نتیجه نرسید.

    این بانوی روشندل اظهار کرد: از مسوولان می خواهم به هیچ معلولی وعده سرخرمن ندهند شاید به یک فرد عادی رفت و آمد بسیار راحت باشد ولی برای معلولان و نابینایان از هزینه رفت و آمد که بگذریم گاهی برخوردهایی که با آن مواجه می شویم نه تنها خستگی تن بلکه بر خستگی روحیمان می افزاید.

    وی با بیان اینکه گلایه ای ازمسوولان ندارم مشکل اساسی در دیدگاه کلی جامعه نسبت به معلولان و نابینایان است، گفت: من تمام غم ها و غصه های خود را درکنار همسر و فرزندم ازیاد می برم و هنگام بازی شطرنج انرژی و شور و نشاط در من حاکم می شود تا بتوانم در مقابل تمام این ناملایمات زندگی سر خم نکنم.

    گزارش از: مینا بازگشا

  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "شطرنج باز روشندل تبریزی سختی های زندگی را کیش و مات کرد!"
    Seo wordpress plugin by www.seowizard.org.