- سایت خبری آذرقلم - http://azargalam.ir -

روزی برای روشندلان: چشم دل باز کن که جان بینی

[1]

یادداشت: محمد امین خوش نیت    

آذرقلم: چشم دل باز کن که جان بینی

وانچه نادیدنی است آن بینی

شهر ما سیاه و آلوده است اما سرزمین آنها گرم و روشن. پر از نور است و صفا و صداقت !

خانه ما از روشنایی مصنوعی افسرده است اما برای آنها این نورهای ظاهری معنی ندارد .

نور  روحبخش جان نه در دیدگان سر که دراندرون دل است . روشنایی زندگی آنها نه در برابر چشم تن که در اعماق جان شان نهفته است.

دلهایشان روشن است و بی ریا و جسم بی چشم شان فارغ از همه دغل کاری ها و ناپاکی های دنیای ما .

بدین سان  عبارت زیبای” روشندل” تنها  برازنده وجود مهربان و پر اراده و شکیبای  آنهاست .

۱۵ اکتبر هر سال به عنوان روز جهانی نابینایان و عصای سفید نامگذاری شده است .

روزی که به حق در کشور ما به انسان های فاقد بنیایی چشم سر عبارت زیبای” روشندل ” اطلاق شده است . چرا که نابینایی برای آنان معنی و مفهوم ندارد .

شاید بسیاری ازپدیده ها و موضوعات را ما به اصطلاح بینایان نادیده گرفته و در نیابیم اما آنها  به روشنی و وضوح آنها را درک کرده و به درستی تعبیر و تفسیرشان می کنند .

آمار ها نشان می دهد که  بیش از ۱۸۰ میلیون نفر از ساکنان کره ی زمین از اختلالات بینایی رنج می برند و تقریبا ۴۵ میلیون نفر آنان  نابینای  مطلق هستند .

در کشور ما نیز آمار متفاوتی در مورد تعداد نابینایان حال حاضر منتشر می شود .

اما بر اساس آخرین اطلاعات تعداد روشندلان ایران بین ۳۰۰ تا یک میلیون نفر متغیر است .

این تفاوت آماری قطعا هر گونه برنامه ریزی برای ارائه خدمات مناسب به این اقشار را دچار مشکل می نماید .

به هر حال ما در گذر از یک خیابان و حضور در محافل و مجالس مختلف می توانیم افرادی را مشاهده کنیم که از نعمت بینایی چشم محرومند و در نتیجه مجبورند در فضای بی خیالی ما انسانهای بینا با این محرومیت جسمی دسته و پنجه نرم کرده و دم نیاورند .

نگاه برخی از ما به آنها نه به دیده ی احترام که متاسفانه به دیده ی ترحم و گاه شقاوت آمیز است و بی رحمانه ! تا آنجا که هیچ ناسزا و فحشی برای این روشندلان دردناک تر و گزنده تر از ” مگر کوری ؟! ” نیست !

ضمن آنکه عدم بهره مندی بسیاری از آنها از امکانات تفریحی و آموزشی و اجتماعی بر آلام آنها افزوده است .

شهر های ما کمتر برای تردد آنها مناسب سازی شده اند و سرویس های حمل و نقل ما امکان ارائه خدمات به آنها را ندارند .

و از همین رو حضور آنها در جامعه با اکراه و اجتناب و با بی میلی آنان همراه است . و بدین ترتیب انزوا خواهی و افسردگی مهمترین مشکل و معضلی است که این روشندلان بیش از نابینایی از آن رنج می برند.

در این شرایط  وضعیت  اشتغال آنها نیز ناگفته مشخص است .

بودجه های بهزیستی و مراکز خیریه هر گز کفاف ارائه خدمات بهتر  به آنها را نمی دهد و بسیاری از آنها از شرایط زندگی مطلوبی برخوردار نیستند .

آیا وقت آن نرسیده است که به آلام جسمی و روحی آنان خط پایانی گذاشته و شرایط حضور فعال و بی دردسر آنها را در جامعه مان فراهم کنیم ؟

نگاه های سرد و ترحم آمیزمان را باید به نگاهی آمیخته با  مسئولیت پذیری توام با ارزش نهادن به شخصیت بی نظیر و توانمندشان تغییر دهیم.

آنها را در جمع انسانی خویش نه افرادی نابینا بلکه فرشتگانی بی غل و غش بیابیم. کار و تلاش و استقامت شان در برابر مشکلات روزمره زندگی شان را بستاییم و برایشان “عصای سفید دوم”  باشیم !