- پایگاه خبری آذرقلم - http://azargalam.ir -

ظهور پدیدۀ «دیپلمات­های اضافی» در خلاء «دیپلماسی رسانه­ ای»/ عاطفی فر

[vc_row][vc_column][vc_column_text]یادداشت سیاسی: حامد عاطفی فر*

حامد عاطفی فرآذرقلم: به دنبال درگیری نظامی بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر مالکیت قره باغ، اظهارنظرهای متعدد از جانب هر مقام مسئول و غیرمسئول، باعث ظهور پدیدۀ «دیپلمات­های اضافی» شده است و این در حالیست که ناهمسوییِ اغلب رسانه های آذربایجان شرقی با مواضع رسمی کشورمان – که خود را در پوشش اظهارات این دیپلمات های اضافی نشان می دهد- جای خالی «دیپلماسی رسانه ای» را بیش از پیش نمایان می کند.
این یک واقعیت است که ارمنستان در تجاوزی آشکار به مرزهای مصوب و بین المللی، مناطقی از جمهوری آذربایجان را به اشغال خود درآورده است. ایران در موضعی رسمی که توسط دستگاه سیاست خارجی اعلام می شود، در عین حال که بر ضرورت تخلیۀ مناطق اشغال شده تاکید کرده، خواستار توقف فوری درگیری‌ها شده و راه حل مناقشه بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان را نه جنگ که گفت وگو دانسته است.
در این میان رسانه های آذربایجان شرقی به عنوان استانِ مجاور با این جنگِ شدید و کم سابقه، شرایطی را رقم زده اند که از ابعاد مختلف، گویای مغفول ماندن دیپلماسی رسانه ای است.
اگر یک بُعد از دیپلماسی رسانه ای را استفاده از ظرفیت های رسانه ای برای تبیین اصولی سیاست خارجی و حرکت همسو با مواضع رسمی کشورمان قلمداد کنیم آنچه در میانۀ بحران قره باغ خودنمایی می کند، ناهمسویی هایی است که حتی از سازمان های رسانه ایِ منسجمی مانند صداوسیما و خبرگزاری جمهوری اسلامی سر می زند.
به عنوان مثال رسانه های یادشده در حالی دیدار اخیر امام جمعه تبریز با سرکنسول جدید ترکیه در این کلانشهر را پوشش دادند که از قول «طوفان هبک» (Tufan Höbek) دیپلمات تُرک نوشتند: ما با تقدیر از مواضع بازتاب یافته در بیانیه اخیر ائمه جمعه شمالغرب ایران در طرفداری از مردم آذربایجان و آزادی قره باغ، حمایت خود را از بیانیه صادر شده اعلام می کنیم.
البته همین رسانه ها پیش تر اظهارات امام جمعه تبریز و دیگر مقامات محلی و ملیِ ذیصلاح را منتشر کرده بودند که در آن، نسبت به دخالت ترکیه با وارد کردن گروه های تروریستی به بهانه ارسال کمک، هشدار داده شده بود.
معنی سادۀ این خطای رسانه ای آن است که کسی از ما و بیانیۀ نمایندگان مقام معظم رهبری در استان های شمالغرب حمایت می کند که کشورش متهم به وارد کردن تروریست های تکفیری برای جنگیدن در جبهۀ جمهوری آذربایجان علیه ارمنستان است!
گذشته از این دست ناهمسویی ها، شاهد اظهارنظرهای متعدد از جانب افراد غیرکارشناسی هستیم که خود را کارشناسانی صاحبنظر می پندارند و بدون ملاحظۀ منافع ملی، اقدام به موضع گیری هایی می کنند که می تواند پیامدهای غیرقابل جبرانی داشته باشد. هرچند اظهارنظر و ابراز عقیده توسط هر مسئول و غیرمسئولی آزاد است اما نکتۀ مخاطره آمیز آنجاست که این اظهاراتِ گاه تحریک کننده، توسط رسانه های شناسنامه دار پوشش داده می شوند! مثلاً این گفتۀ «احمد علیرضابیگی» نماینده تبریز در مجلس که گفته بود باید خاک قره باغ به دست جوانان شیعه آزاد شود، به طور گسترده توسط رسانه های رسمی پوشش داده شد. متن نگارش شده توسط یک فعال حوزۀ فرهنگیِ همکار با صداوسیمای مرکز آذربایجان شرقی دربارۀ «ذهنیت آذری های ایران دربارۀ قره باغ» هم توسط برخی از رسانه ها بازنشر شد و اظهارات یکی از مدیران ارشد صدا و سیمای مرکز استان با این عنوان که «ایران قطعاً طرفدار جمهوری آذربایجان است ولی علاقه ای به ورود به جنگ قره باغ ندارد» هم بازتاب رسانه ای یافت ضمن اینکه گزارش های میدانیِ یکی از مدیران ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر آذربایجان شرقی از مرز ایران با ارمنستان با تاکید بر اطمینان بخشی به مخاطبان از «متوقف بودن خودروهای روسیِ کامازِ بارگیری شده برای ارسال به ارمنستان در نوردوز»، وایرال شد.

این عملکرد معیوب، وقتی به اوج خود می رسد که خبری از ایفای مسئولیت های اجتماعی توسط همین رسانه ها نیست. مثلاً صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی در مهم ترین بخش خبری اَش، مرتباً گزارش های ضبط شده یا زندۀ خبرنگارش از خداآفرین، که نزدیک ترین منطقۀ آذربایجان شرقی و ایران به محل درگیری های قره باغ است را پخش می کند گو اینکه محل مخابرۀ اخبار و گزارش ها، یک منطقۀ عملیاتی است و این در حالیست که در پخش این گزارش ها و خبرهای دیگر از مناقشۀ همسایه ها، اهمیتی به مشوّش شدن روان مخاطبان داده نمی شود ضمن اینکه باید در نظر گرفت بازتاب بی ضابطۀ اخبارِ جنگِ خارج از ایران و بحرانی جلوه دادن امنیت نوار مرزی آذربایجان شرقی، فضای سرمایه گذاری در یکی از بکرترین مناطق کشاورزی و گردشگری ایران که اتفاقاً بخش هایی از آن در محدودۀ منطقۀ آزاد تجاری صنعتی ارس واقع شده است را ناامن می کند.

بالاخره نتیجۀ این عمل کردهای آشفتۀ رسانه ای در پیوند با عوامل دیگر، منجر به بیدار شدن جنبش های تجزیه طلبانۀ تبریز از خوابی طولانی شد که خود را در اعتراضِ حمایت آمیزِ خیابانی از جمهوری آذربایجان در مناقشۀ قره باغ، نشان داد و تامل برانگیزتر آنکه، این اعتراضات با شعارها و مواضعی قوم‌گرایانه نیز همراه گشت.

مَخْلَصِ کلام اینکه در چنین فضایی که حساسیت ها به اوج خود رسیده است، باید مراقب بود تهییج احساسات قومی توسط «دیپلمات های اضافی» و امتداد بخشیدن به صدای این دیپلمات ها بوسیلۀ رسانه های رسمی، پیامدهای خطرناکی به دنبال دارد که قطعاً برخلاف مصالح ملی است.

پربیراه نیست این نکته هم ذکر شود که وقتی امروز شاهد تحرّک جنبش های تجزیه طلبانه هستیم، ایجاد هرگونه حاشیۀ تازه، به مثابه دمیدن بر شعله های آتشی است که زیر خاکستر نهفته است. مصداق این موضوع، اظهار نظرِ غلط وزیر ارشاد مبنی بر لزوم استفاده از اسامی فارسی در نامگذاری فیلم های سینمایی کشور است که البته به سرعت از جانب خود او اصلاح شد و تاکید کرد که منظورش زبان ایرانی بوده و نه فارسی. اما به دنبال این ماجرا «روح الله متفکرآزاد» نماینده تبریز در مجلس از تدوین طرح سوال از این وزیر دربارۀ تصمیم های او علیه زبان های مادری خبر داده است و حجت الاسلام «سیدمحمدرضا میرتاج الدینی» دیگر نماینده تبریز در مجلس در گفت وگویی خبری، نسبت به این موضوع واکنش نشان داده است.

از منظر جریان شناسی رسانه ای، اگر ماجرای اشتباه وزیر ارشاد و حواشیِ پس از آن را دومین گامِ محرّک برای گروه های تجزیه طلب، بعد از ماجرای قره باغ قلمداد کنیم، سومین گام و به تعبیری سومین اشتباه، شاید پیامدهای خسارت باری را تحمیل کند که از اکنون باید به فکر جلوگیری از وقوع آن بود.

*روزنامه نگار و کارشناس ارشد علوم ارتباطات[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]